يادداشتهاي روزانه كاربران (وبلاگ)
سبز شدن درخت خشكيده
http://hassanmojtaba.persiangig.com/1.jpg
سبز شدن درخت خشكيده
در يكي از سفرهائي كه امام حسن ـ عليه السلام ـ به عمره مي‌رفت يكي از شيعيانش كه از فرزندان زبير بود با او همراه بود. در يكي از آبگاههاي بين راه در زير درخت خرمائي كه از تشنگي خشك شده بود فرود آمدند. فرشي براي امام ـ عليه السلام ـ در زير يك درخت و فرش ديگري همراه وي در زير درخت ديگر پهن گرديد. شيعه همراه سر بلند كرد و گفت اگر اين درخت، خرماي تازه مي‌داشت مي‌خورديم. امام حسن ـ عليه السلام ـ به او فرمود: خرما ميل داري؟
جواب داد: آري.
امام ـ عليه السلام ـ دست به آسمان بلند كرد و به سخني كه من نفهميدم دعا كرد. آنگاه درخت سر سبز شد و برگ و خرما به بار آورد. از درخت بالا رفتند و آنچه خرما داشت چيدند و براي آنها كافي بود.[1]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . اصول كافي، باب مولد الحسن بن علي ـ عليهم السلام ـ

 
نوشته شده در روز ساعت 09:07:13 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
ميلاد امام حسن مجتبي (ع) بر شيعيان آن حضرت مبارکباد.
http://i6.tinypic.com/263k5mw.jpg


ميلاد امام حسن مجتبي (ع) بر شيعيان آن حضرت مبارکباد.


 
نوشته شده در روز ساعت 07:18:53 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
روزه واقعى
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/delfanplaning/ramazan8706111.jpg
روزه واقعى

امام على علیه السلام فرمود:

روزه پرهیز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

-برترین روزه

امام على علیه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

روزه چشم و گوش

امام صادق علیه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

 
نوشته شده در روز ساعت 07:49:33 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
دعاى روز هشتم‏

                 

          http://img.tebyan.net/big/1387/06/1522301121349614314842142229229205826986252.jpg بسم الله الرحمن الرحيم                           

                       دعاى روز هشتم‏

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ رَحْمَةَ الْأَيْتَامِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ إِفْشَاءَ السَّلامِ وَ صُحْبَةَ الْكِرَامِ بِطَوْلِكَ يَا مَلْجَأَ الْآمِلِينَ

اى خدادراين روزمراترحم به يتيمان واطعام به گرسنگان وافشاءوانتشارسلام درمسلمانان ومصاحب

نيكان نصيب فرمابه حق انعامت اى پناه آرزومندان

 
نوشته شده در روز ساعت 06:51:44 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
دعاى روزششم
http://img.tebyan.net/big/1387/06/1251501671815511224357851461252326211113148.jpg

                    بسم الله الرحمن الرحيم

                          دعاى روزششم

اللهم لاتواخذني فيه لتعرض معصيتك ولا تضربني بسيات نقمتك وزحرحني

فيه من موجباتك سختك بمنك واياديك يامنتها رغبته الراغبين

اى خدامرادراين روزبه واسطه ى ارتكاب عصبانيت خوارمسازوبه

ضرب تازيانه قهرت كيفرمكن وازموجبات خشم وغضبت دورگردان

به حق احسان ونعمت هاى توبه خلق اى منتهاي آرزوى مشتاقان

 
نوشته شده در روز ساعت 07:51:47 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
روزه زكات بدن و سپر آتش
http://www.aftab.ir/lifestyle/images/3f4ecec226a79ed55e9c90fad6b50da2.jpg


قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3


قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162


 
نوشته شده در روز ساعت 06:13:18 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
بهشت دنیا

خداياشکرت دوباره مرالايق دانستی ودعوتم کردی درناملايمات زمانه درتنهايی هاتسکين بخش حقيقی بارعام حضرت دوست وضيافت الهی است دراين دنياي دنيا كه بيشتر به جهنم سوزان شباهت داردتا جاي حيات وزندگی وآرامش وآسايش برايم بهشتي مهيانمودي كه سكوي پروازم بسوی توست وفرمودند :دعيتم فيه الي ضيافة الله اي ميزبان تنهايي ماانسان هاي ازراه مانده به ماظرفيت ورود به جايگاه صدق وبهشت دنياعنايت فرماوآن رامقدمه ای برای وروددربهشت آخرت قرارده آمين يارب العالمين

 
نوشته شده در روز ساعت 12:19:27 ق.ظ توسط هادي حبيبي ستوا نظردهيد (0)
روزه برای من است

پیامبرعلیه الصلوة والسلام می فرماید : تمام اعمالی که فرزندان آدم انجام می دهند ده برابر الی هفتصد برابر به آنها پاداش داده می شود مگر روزه  که پروردگار می فرماید: روزه برای من است و من پاداشش را خواهم داد. انسان روزه دار به خاطر من از خوردن و نوشیدن و ارضای شهوتش اباء ورزیده است. روزه دار به دو خوشحالی دست می یابد. اولین خوشحالی به هنگام افطاری و دومین به هنگام ملاقات پروردگار. و بوی بد دهان روزه دار در نزد خدا خوشبو تراست از بوی مسک.

ودر جای دیگر رسول الله علیه الصلوة والسلام می فرمایند :(من صام رمضان ایمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه). کسی که رمضان را با ایمان واحتساب پاداش روزه بگیرد گناهان پیشین او آمرزیده خواهند شد.

 
نوشته شده در روز ساعت 08:39:28 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
دعاي روزسوم

                                    بسم الله الرحمن الرحيم

                                       دعاي روزسوم

اللهم ارزقني فيه الذهن والتنبيه وباعدني فيه من السفاهه والتمويه واجعل لي نصيبامن كل خير تنزل فيه بجودك يااجود الاجودين

خدايادراين روزمراهوش وبيداري نصيب فرماوازسفاهت وجهالت وكارباطل دورگردان وازهرخيري كه دراين روزنازل مي فرمايي مرا نصيب بخش به حق جود وكرمت اي جود وكرم دارترين عالم

 
نوشته شده در روز ساعت 08:51:31 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
خطبه حضرت علی (علیه السلام ) در حلول ماه مبارک رمضان

 

خطبه حضرت علی (علیه السلام ) در حلول ماه مبارک رمضان

 عن الصادق علیه السلام عن ابائه قال خَطَبَ امیرالمؤمنین فی اول یومٍ من شهر

ازامام صادق (ع)روایت شده ازپدرانش که حضرت علی (ع)خطبه خواند دراول

رمضان فی مسجد الکوفه .

ماه مبارک رمضان درمسجد کوفه

فحَمِد الله بِافضَل الحَمد واشرفِها وابلغِها واثنیَ علیهِ بحسن الثَّناءِ وصلیّ علی

پس حمد کردخداوند رابه افضل حمدها واشرف وابلغ حمدها وخداوند راثناءکرد

محمد نبیِّه صلی الله علیه وآله

به بهترین ثناها ودورود فرستاد برمحمد

 ثم قال :ایها النّاس انّ هذاالشَّهر شهر فضَّله الله علی سایر الشُّهور کفَضِلنا

سپس فرمود :ای مردم این ماه ماهی است که برتری داده خداوند برسایرماهها

اهل البیت علی سایر النّاس وهو شهرٌیفتحُ فیه ابوابُ الرَّحمة ویغلِق فیه

مثل برتری ما اهل بیت برسایرمردم واین ماهی است که گشوده می شود درهای

ابوابُ النِّیران وهو شهریسمع فیه  النّداءویُستجابُ فیه الدُّعاءویرحم فیه البُکاء

رحمت الهی وبسته می شود درآن درهای آتش جهنم وماهی است که شنیده می شود

خواسته ها ودعاها مستجاب می شود وبه گریه ها رحم می شود

عبادَالله انَّ شهرَکُم لیس کشُّهُور،ایّامه افضلُ الایام ولیالیه ِافضل اللّیالی وساعاتهُ

بندگان خدا این ماه مثل ماههای دیگر نیست .روزهایش بهترین روزها وشبهایش بهترین

 شبها وساعاتش بهترین ساعات است

افضلُ الساعات .وهوشهرٌیزید الله فیه الارزاقَ والاجالَ ویکتب فیهِ وَفَدَ بیتهِ ایُّها

واین ماهی است که خداوند درآن روزی رازیاد می کند ونوشته می شود دراین ماه

 حج بیت الله الحرام

الصائم تدَبَّر امرَکَ فاِنَّکَ فی شَهرِکَ هذا ضَیفُ رَبِّکَ .انظُرکیفَ تکوُنُ فی لیلِکَ

ای روزه داردرامورت تدبیر کن تودرماهی هستی که میهمان پروردگارت هستی فکر

 کن که درروز وشب چگونه باشی

ونهارکَ وکیفَ تحفَظُ جوارِحکَ عن مَعاصیِ ربِّک .اُنظر ان لایکونَ بالیلِ نائماً

وچگونه اعضای بدن خودرااز گناهان حفظ کنی .نگاه کن اینکه درشبهایش خواب

 نباشی ودرروزهایش غافل باشی

 وبالنها رغافلاً.فینقضی شهرک وقدبقی علیک وزرَکَ فتکونَ عند استیفاء

پس این ماه سپری شود وگناهانت باقی باشد وتوبه نکرده باشی ودرموقعی که روزه

 داران اجر وپاداش می گیرند تواززیانکاران باشی

الصائمین اجورهُم منَ الخاسِرین وعند فُوزِهم بکرامة ملیکِهم من المحرومین

ونزد فوز الهی ازمحرومین باشی وموقعی که مجاورت الهی کنی از تردشدگان باشی

.وعند سعادَتِهم بمجاورة ربِّهم من المطرُودین .ایُّها الصائِم ُاِن طردتَ عن باب ملیکِک

 َفایُّ بابٍ تَقصُدُ ؟

ای روزه داراگر ازدرخانه پروردگارت رانده شوی کدام درراخواهی کوبید ؟

 
نوشته شده در روز ساعت 08:31:39 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
دعاي روزسوم

                                 

                                    بسم الله الرحمن الرحيم

                                       دعاي روزسوم

اللهم ارزقني فيه الذهن والتنبيه وباعدني فيه من السفاهه والتمويه واجعل لي نصيبامن كل خير تنزل فيه بجودك يااجود الاجودين


خدايادراين روزمراهوش وبيداري نصيب فرماوازسفاهت وجهالت وكارباطل دورگردان وازهرخيري كه دراين روزنازل مي فرمايي مرا نصيب بخش به حق جود وكرمت اي جود وكرم دارترين عالم

 
نوشته شده در روز ساعت 08:15:33 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
پيشينه تشيع در ميان اصحاب پيامبر (ص)
پيشينه تشيع در ميان اصحاب پيامبر(ص)

محمدامين پورامينی

اين موضوع از زواياي گوناگون قابل توجه است. دستاني در گذشته و اكنون در كار است كه مي‌كوشد شيعه را به عنوان پديده‌اي كه پس از پيامبر (ص) در ميان امت اسلامي پديد آمد و با انگيزه‌هاي گوناگون شكل گرفت معرفي كند. از سويي ديگر باز هم در تبليغات مي‌خواهند شيعه و اصحاب پيغمبر (ص) را رو در روي هم قرار دهند. گويا شيعه با ياران پيغمبر و صحابه ارتباطي ندارد و به همه آنان با ديد منفي مي‌نگرد. محور دوم موضوع بحث ما نيست. ديدي كه ما به صحابه داريم با آن‌چه در صحيح بخاري[1] آمده مطابق است كه در روز قيامت پيغمبر اكرم عده‌اي از اصحابش را كه به سمت جهنم برده مي‌شوند مي‌نگرد و ايشان مي‌فرمايد: خدايا! اصحابي اصحابي؛ اينان ياران من‌اند. به ايشان پاسخي مي‌گويند: نه! لم يزالوا مرتدين علي اعقابهم منذ فارقتهم و در نقل ديگر آمده است: إنهم ليسوا من اصحابك إنهم ارتدوا بعدك علي ادبارهم القهقری؛ اينان از ياران تو نيستند. پس از تو، از تو به سوي جاهليت روي گرداندند. واضح است كه مقصود از جاهليت، جاهليت فكري است. بازگشتِ زماني كه نيست، بازگشت فكري است. اساس سخن ما اين است كه آن دسته از ياران پيغمبر كه همراه ايشان بودند و پس از ايشان از راه و روش و منش رسول اكرم (ص) جدا نشدند، ما همگام با آن‌ها وهمراه با آن‌ها و دوستدار آنانيم. پس رويارويي و تقابل شيعه و صحابه از اساس درست نيست. بله! ما قائل به عدالت همه صحابه نيستيم وهر كسي بايد پاسخگوي اعمال و كردار و رفتار خود باشد و اين يك مشي منطقي و انديشه‌اي عقلاني و منطبق با واقع‌گرايي است.


موضوع ديگر بحث پيدايش شيعه و زمان پيدايش شيعه است. اگر مراحل تاريخي را براي مذاهب در نظر بگيريم، اقدم المذاهب (قدیمی ترین مذهب)، مذهب شيعه است. گرچه عنوان مذهب جعفري از آن روي است كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) با بهره‌گيري از شرايط خاص سياسي اجتماعي دوره خود توانست نقش بي‌نظيري از خويش ايفا كند و با گسترش معارف اصيل اسلامي كه ريشه در منبع وحي داشت علمدار و عنوان اين مذهب گردد، ولي ريشه را بايد در زمان پيامبر (ص) جست وجو كرد. البته امام صادق (ع) همان شخصيتي است كه ابوحنيفه و مالك و كساني اين چنين نزد او درس خواندند و پس از آن نوبت به شافعي و احمد بن حنبل مي‌رسد، پس در واقع اساس مذهب شيعه برمي‌گردد به استاد افراد ياد شده. روشن است كه استاد بر شاگرد مقدم است.


خوب ببينيم معناي واژه شيعه چيست؟ جوهري در كتاب صحاح، جلد سوم، ص124 ماده (شيع) مي‌گويد: شيعة الرجل اتباعه و انصاره؛ شيعه به معناي اين است كه از پیروان و ياران او شمرده مي‌شود. اين معناي لغوي است. پس شيعه به معناي پیروان، ياران، اصحاب و انصار است. ادعاي ما اين است كه اين واژه در دوره پيغمبر اسلام (ص) به شيعيان و اصحاب و انصار علي بن ابي طالب (ع) اطلاق شد و به كار رفت. در دوره رسول اكرم(ص) عده‌اي از ياران و صحابه كه با علي بن ابي طالب (ع) همگام وهمراه بودند، و آن حضرت را بر ديگران ترجيح مي‌دادند، و او را افضل مي‌دانستند، افرادي مانند سلمان فارسي، عمار بن ياسر و مقداد، اينان را در همان دوره شيعه علي مي‌شناختند. بسياري از روايات اهل سنت شاهد اين سخن است. اين استفاده و اطلاق در دوره پيغمبر وجود داشته و تا كنون ادامه دارد و اين بسيار مهم و اساسي است. اگر اين، ثابت شود ديگر مجالي براي هياهو و نسبت دادن شيعه به عبدالله بن سبأ، نمي‌ماند. البته بعضي منكر وجود عبدالله بن سبأ هستند و او را چهره‌اي افسانه‌اي مي‌دانند. اگر هم وجود داشته باشد از غلات است و ربطي به تشيع ندارد اگر اين كلمه و اطلاق و استعمال اين واژه را دوره پيغمبر داشته باشيم شواهدي را بياوريم ميداني براي اين سخنان بيهوده نيست. برخي از ياوه سرايان گفته‌اند «شيعه، يك ريشه فارسي دارد» و حال آن كه پژوهش تاريخي عكس آن را ثابت مي‌كند كه ريشه عربي دارد، مثلاً شهر قم ابتدا با اشعري‌ها (شيعيان يمني) تأسيس شد. نسلشان الان در داخل اين شهر هست. آنان از ظلم حاكمان بيرون آمدند و اين جا سكني گزيدند. بنابراين خواستگاه شيعه سرزمين حجاز و نهرهاي مدينه و مكه است. اين است شناسنامه ما، ديگران بايد براي خود شناسنامه‌اي بياورند! آيا ما، اهل بيت عصمت و طهارت (ع) را كه ريشه در مكه و مدينه دارند و از درون خاندان نبوت سر بيرون آوردند رها كنيم و دنباله‌رو كساني باشيم كه بعدها و از جاهاي ديگر سر بيرون آوردند؟!


شواهد تاريخي
نوبختي (متوفي 313) در كتاب فرق الشيعة، ص15، درباره اطلاق اين كلمه در دوره پيغمبر (ص) بر ياران آن حضرت، به صراحت مي‌گويد: (إن اوّل فرق الشيعة و هم فرقة علي بن ابي‌طالب المسمون بشيعة علي في زمان النبي و بعده معروفون بانقطاعهم اليه والقول بامامته)؛ شيعه كساني‌اند كه در دوره پيغمبر و پس از ايشان منقطع به علي بن ابي طالب‌اند و قايل به امامت آن حضرت.


مسعودي در كتاب، اثبات الوصيه ص123 در رابطه با قضيه سقيفه، از اطلاق كلمه شيعه بر شيعيان علي بن ابي‌طالب سخن مي‌گويد: (فأقام اميرالمؤمنين عليه السلام و من معه من شيعته في منزله بما عهد اليه رسول الله(ص))، امیر مومنان وکسانی که با وی از شیعیانش بودند در خانه ماندندّ بخاطر آن عهد وسخنی که رسول خدا (ص) فرموده بود.


ابوالحسن اشعري در كتاب مقالاتش درباره اطلاق اين كلمه مي‌گويد: (و إنّما قيل لهم الشيعة لأنّهم شايعوا عليا و يقدمونه علي سائر اصحاب رسول الله (ص)؛ آنان را شيعه گفتند چون مشايعت كردند علي بن ابي طالب (ع)، را و او را بر سائر صحابه مقدم مي‌دارند.


شهرستاني در ملل و نحل،‌ ج1، ص131، مي‌گويد: (الشيعة هم الذين شايعوا عليا علي الخصوص و قالوا بامامته و خلافته نصاً و وصيةً)، شیعه کسانی اند که پیروی شخص علی (ع) را نمودند، وبه امامت وخلافت وی بر اساس نص ووصیت اعتقاد دارند.


ابن حزم در الفصل في الملل و الأهواء و النحل 2/13 مي‌گويد: (من وافق الشيعه في أنّ عليا افضل الناس بعد رسول الله و احقّهم بالامامه و ولده من بعده فهو شيعي) هرکس که با شیعه در این عقیده هماهنگ است که علی (ع) برترین مردم پس از رسول خدا (ص) است واو و فرزندانش شایسته ترین مردم به امامت ورهبری هستند پس او نیز شیعی خواهد بود.


از ابوحاتم رازي متوفاي سال 322 در كتاب الزينة في الكلمات الاسلامية و العربية، ج3/10 نقل شده است که: (ان اول اسم ظهر لمذهب في الاسلام هو الشيعة، و كان هذا لقب اربعة من الصحابة ابوذر عمار مقداد سلمان)؛ يعني اولين اسمي كه به عنوان مذهب اسلامي مطرح شد شيعه بود، كه اين لقب چهار تن از صحابه: ابوذر، عمار، مقداد و سلمان بود.


حتي آن كه احمد امين مصري كه تعصب و عنادش زبانزد است در ضحي الاسلام 2/209 مي‌گويد: (بدأ التشيع من فرقة من الصحابة كانوا مخلصين في حبّهم للامام علي، يرونه احق بالخلافة لصفات رأوها فيه، و من اشهرهم: سلمان الفارسي، و ابوذر الغفاري و المقداد بن الاسود، و تكاثرت شيعته لما هم الناس علي عثمان في سنوات الاخيرة من خلافته، ثم لمّا ولي الخلافة)؛ يعني: آغاز تشيع توسط گروهي از صحابه كه محبت كامل نسبت به امام علي عليه السلام داشتند و او را سزاوارتر از ديگران براي امر خلافت مي‌دانستند آغاز شد، كه مشهورترين آنان افرادي چون سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد بودند، پس از آن در دورة اعتراض مردم عليه عثمان و سپس در دوره خلافت علي عليه السلام شيعه رو به فزوني نهاد.


و از متأخران دكتر صبحي صالح لبناني است ـ كه در لبنان ترور شد ـ او در كتاب النظم الاسلامية ص96 مي‌نويسد: (كان بين الصحابة حتي في عهد النبي (ص) شيعة لربيبه علي، منهم: ابوذر الغفاري و المقداد بن الاسود و جابر بن عبدالله و ابي بن كعب و ابوالطفيل عمر بن وائلة و العباس بن عبدالمطلب و جميع بنيه و عمار بن ياسر و ابوايوب الانصاري)؛ يعني: از بين صحابه حتي در دوره پيامبر شيعه علي بودند، كه از جمله آنان بود ابوذر، مقداد، جابر بن عبدالله انصاري، ابي بن كعب، ابو الطفيل عمر بن وائلة، عباس، و همه فرزندان وي، عمار بن ياسر و ابوايوب انصاري را مي‌توان نام برد.


اين چند قول بر دو مطلب شاهد است:


1. انصراف كلمه شيعه بر شيعه علي بن ابي طالب (ع) وگر نه اصل معناي لغوي شيعه تابع، ناصر است، اما به متابعت از شخص خاص (علي بن ابي‌طالب و فرزندانش) انصراف پيدا كرده؛ مثل لفظ صلاة كه به دعاي خاص با اذكار خاص با هيئت خاص انصراف پيدا كرده و منقول است، مثل زكات كه نقل داده شده به زكات خاص و نمو خاص در موارد تسعه. مسأله شيعه نيز به همين گونه است: بر انصراف به شيعيان علي بن ابي طالب و يارانش پيدا كرده است.


2. اين واژه در دوره پيغمبر اسلام (ص) بر شيعيان و تابعان علي بن ابي‌طالب (ع) اطلاق داشته وبکار گرفته شده است.


شواهد روايي
در ذيل آيه‌ شريفه (إنّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية) در سوره بينه براساس كتب روايي و مأثور دلالت دارد بر استعمال واژه (شيعه) در اتباع و شيعيان علي بن ابي طالب (ع) در زمان پيامبر (ص). براي نمونه در كتاب ج6 ص379 الدرالمنثور سيوطي، عبدالرحمن ابن ابي بكر چهار روايت نقل شده است؛ از جمله مي‌گويد: (اخرج ابن مردويه عن عايشه قالت قلت: يا رسول الله من اكرم الخلق علي الله؟ قال: يا عايشه، اما تقرئين إنّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خيرالبرية). پس خيرالبريه اكرم خلق است، حالا بحث در مصداق است.


ابن عساكر در كتاب تاريخ مدينه دمشق روايات بسياري مربوط به فضايل اهل بيت(ع) در اين كتاب نقل مي‌كند؛


او در تاريخ مدينة دمشق ج42/37 از جابر بن عبدالله به سندش آورده است: (كنّا عند النبي(ص)، فأقبل علي بن أبي طالب فقال النبي (ص) قد أتاكم أخي، ثمّ التفت الي الكعبة فضربها بيده ثمّ قال: و الذي نفسي بيده إنّ‌ هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامة)؛ جابر مي‌گويد: نزد رسول خدا بوديم كه علي بن ابي‌طالب آمد، حضرت فرمود: برادرم آمد، آن گاه روي به به كعبه انداخت و دستش را به ديوار كعبه زد و فرمود: قسم به آن كسي كه جانم در دست اوست كه او و شيعيانش در روز قيامت رستگارند.


ابي سعيد خدري مي‌گويد: «علي(ع) خير البريه»، یعنی علی (ع) برترین بشر است.


ابن عباس است مي‌گويد: (لمّا نزلت: إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خيرالبرية قال رسول الله (ص) لعلي: هو انت و شيعتك يوم القيامة راضّين مرضيين). یعنی: وقتي آن آيه نازل شد پيامبر اكرم (ص) به علي (ع) فرمود: مقصود، تو و شيعيان تو در روز قيامت است كه هم راضي و هم مورد رضايت خداونديد.


از ابن مردويه نقل مي‌كند: (عن علي(ع) قال لي رسول الله(ص): الم تسمع قول الله إنّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه؟ انت و شيعتك). آیا نشنیده ای که خداوند فرمود: کسانی که ایمان آورده وعمل صالح انجام داده اند آنان برترین مردم هستند؟ آنان تو وشیعیانت هستند. اينها برخی از رواياتي است كه جلال الدين سيوطي شافعي در تفسير الدر المنثور آورده است.


كتاب تفسيري ديگري كه از تفسير الدر المنثور جلال الدين سيوطي اقدم است، شواهد التنزيل حاكم حسكاني حنفي است که مربوط به قرن پنجم است. سيوطي متوفاي نهصد و يازده (قرن ده) و حسكاني پنج قرن پيش از سيوطي است. حسكاني در جلد دوم، ص459، ح1125در ذيل همين آيه يك سري روايات را با سند کامل آورده است. از جمله:


(يا علي! أما تسمع قول الله عزوجل: إنّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خيرالبريه هم انت و شيعتك و موعدي و موعدكم الحوض). حوض كوثر محل اجتماع ماست: در ادامه مي‌گويد: (اذا اجتمعت الامم للحساب تدعون غراء محجلين) در حالي كه روسفيد و پيشاني سفيد هستيد.


در ص461 از ابن عباس روايت كرده است: (قال النبي لعلي: هو انت وشيعتك، تأتي انت و شيعتك يوم القيامه راضين مرضيين، و يأتي عدوك غضاباً مقمحين. قال علي: يا رسول الله (ص) و من عدوي؟ قال من تبرأ منك ولعنك. ثم قال رسول الله (ص): من قال رحم الله عليا يرحمه الله).


ودر ص463 از ابي برزه آورده است: (هم انت و شيعتك يا علي، و ميعاد ما بيني و بينكم الحوض).


ودر ص464، ح1131 ابن بريده، از پدرش روايت كرده كه پيامبر (ص) دست بر شانه علی نهاد: (فوضع يده علي كتف علي وقال: هو انت و شيعتك، يا علي ترد انت و شيعتک يوم القيامه رواءاً مرويّين و يرد عدوك عطاشاً مقمحين). رواء يعني سيراب، يعني تو و شيعيانت در روز قيامت سيراب محشور مي‌شويد. ابن اثير در نهايه در رابطه با كلمه رواءاً مي‌گويد: اي مستريحين قد رووا من الماء، (و يرد عدوك عطاشأ و مقمحين). مقمحين يعني ضعيفند، ابن منظور در اين مقمح مي‌گويد: (كل شئ نسب الي الضعف فهو مقحم) و اين كه دشمنانت لب تشنه محشور مي‌شوند، ابن اثير در نهايه نيز آن روايت را نقل مي‌كند و در معني مقمحين مي‌گويد: حضرت را مقمحين چنين بيان كرد: تو و شيعيانت راضي و مرضي مي‌آييد و دشمنانت مقمحين مي‌آيند؛ (ثم جمع يده الي عنقه)؛ آدم اسير را چگونه مي‌آورند؛ بدين گونه كيفيت اقماح را نشان مي‌دهد. بعد اقماح را معني مي‌كند به معناي رفع الرأس و غض البصر كه اين نهايت ضعف و اسارت است.


حسکانی حنفی نزديك بيست و چهارتا روايت را در این زمینه ازص 459 تا ص 474 کتابش (شواهد التنزيل) آورده كه در آن‌ها مصداق خيرالبريه، علي و شيعيان علي دانسته شده ‌است.


از جمله جابر بن عبدالله انصاري مي‌گويد: «كنّا جلوسا إذ اقبل علي بن ابي‌طالب(ع) فلمّا نظر اليهم النبي(ص) قال: قد اتاكم اخي، ثم التفت الي الكعبه فقال: و رب هذه البنية إنّ هذا و شيعته هم الفائزون يوم القيامة. قسم به اين ساختمان كعبه كه علي و شيعيانش رستگاران روز قيامت هستند.


ابن عساكر هم در جلد 42 مدينة دمشق ص371 اين روايت را نقل كرده است که پيغمبر اكرم(ص) درباره علي بن ابيطالب مي‌فرمايد: (إنّه اولكم ايمانا بالله واقوكم بامر الله و اوفاكم بعهدالله و اقوكم بحكم الله اقسمكم بالسوية و اعدلكم في الرعية و اعظمكم عند الله مزيه، قال جابر: فانزل الله (إن الذين امنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خيرالبرية). و كان علي اذا اقبل قال اصحاب محمد: قد أتاكم خيرالبرية.


ابن عباس در ذيل همين آيه شريفه مي‌گويد: (هم علي و شيعته).


طبراني در معجم اوسط جلد 6 ص354 از ام سلمه نقل مي‌كند: يك شب كه پيغمبر پيش من بود فاطمه زهرا و علي بن ابيطالب آمدند. فقال النبي(ص): يا علي! انت و اصحابك في الجنة، انت وشيعتك في الجنة.


ابوهریره نیز از رسول خدا (ص) روایت می کند:  (انت معي و شيعتك في الجنة).[2]


وطبراني نیز در معجم كبير[3] خود آورده است كه پيامبر براي علي بن ابي طالب كيفيت ورود به بهشت را بيان مي‌كند: «من و تو و حسن و حسين و ذريه ما (پشت سر ما) همسران ما پشت سر ذريه ما و «شيعتنا عن ايماننا و عن شمائلنا» شيعيان ما سمت راست و چپ ما به اين ترتيب وارد بهشت مي‌شويم.»


ابن مغازلي شافعی نیز در المناقب ص293 به سندش از انس بن مالك مي‌گويد: (يدخلون من امتي الجنة السبعون الفا لاحساب عليهم، ثم التفت الي علي و قال: هم شيعتك، انت امامهم).


معرفی تنی چند از شیعیان اصحاب رسول خدا (ص)


تا به اين جا معناي لغوي و انصرافش به اصحاب علي بن ابي طالب روشن شد. حالا نوبت به اين بحث است كه آن اصحاب چه كساني هستند؟


در اين رابطه عده‌اي جداگانه فصلي به آن پرداخته‌اند.


سيد علي خان در الدرجات الرفيعه 69 نفر را نام مي‌برد. سيد علي خان مدني در كتابي به نام الدرجات الرفيعه طبقه اولي را مي‌آورد. راجع به صحابه شيعه بيست و سه نفر از صحابه از بني هاشم و چهل و شش نفر از غير بني هاشم نام مي‌برد.


مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين در الفصول المهمه حدود 200 نفراز صحابه را نام مي‌برد.


افراد شاخصشان، سلمان فارسي وابو‌ذر غفاري و مقداد است، وحتي زبير (هر چند زبير گمراه شد)، و خزيمه ذوالشهادتين، ابن‌تيهان، حذيفة بن يمان كه صاحب سر‌ّ بود و اسامي منافقين و كساني كه قصد ترور پيامبر(ص) را داشتند مي‌دانست، وعبدالله بن عباس و برادرش فضل بن عباس و هاشم بن عتبه مي‌باشد.


مرحوم شرف الدين 200 نفر از صحابي را مي‌شمارد و تصريح مي‌كند، كه جمع آوري اين عده را با شتاب انجام داده است و اي كاش كسي اسامي همه اين صحابه را گردآوري و شمار اين صحابه را كامل كند. با اين بحث مي‌توان جنگ رسانه‌اي و رواني تقابل شيعه و صحابه را از ميان برداشت. با يك پژوهش وسيع مي‌توان همه افرادي را كه قائل به افضليت علي (عليه السلام) به ديگران بودند ودر زمرة صحابه پيامبر قرار داشتند در اين بحث قرار داد، چون ملاك شيعه ـ همانطوري كه در ابتداي بحث عنوان شد ـ تقديم علي (ع) به ديگران در امر خلافت و افضل دانستن او بود.


پرسش و پاسخ
س: با وجود اين كه شيعه به پيروان اميرالمؤمنين و فرزندان آن حضرت اطلاق مي‌شود آيا اطلاق تشيع به صحابي پيغمبر درست است؟
ج: يعني همين بحث اتباع يا ناصر بودن در دوره پيغمبر(ص) نسبت به صحابه‌اي كه اين ويژگي را داشتند واقع شد و بعد اين هم استمرار پيدا كرد. و همين مورد بحث است. اصلاً شيعه علي از شيعه پيامبر جدا نيست، به مقتضاي آيه مباهله علي، نفس پيامبر است. بنابراين هيچ فرقي بين شيعه علي و شيعه پيامبر وجود ندارد، اصولاً ما مي‌خواهيم بگوئيم كه پيروي كامل از راه و روش و منش پيامبر منحصر است در پيروي كامل اميرمؤمنان علي بن ابي طالب.


س: مفهوم شيعه و تشيع در عصر نبوت با عصر اموي و عباسي چه شباهت‌ها و تفاوت‌هايي داشت؟
ج: معناي لغوي آن و هم چنين از جهت اطلاق و استعمال فرقي ندارد. منتهي در عهد اموي اين عنوان، جرم محسوب شد و دستورالعمل اين بود كه براساس حدس و گمان، شيعيان را زنداني شكنجه و به شهادت مي‌رساندند و خانه او را ويران و اموال وي را مصادره مي‌كردند. ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه 11/43 آورده است: (و كان عظم ذلك و كبره زمن معاوية بعد موت الحسن(ع).. فقتلت شيعتنا بكل بلدة، و قطعت الايدي و الارجل علي الظنة، و كان من يذكر حبنا و الانقطاع الينا سجن اونهب ماله او هدمت داره).


البته در دوره اموي و عباسي كه در واقع دوره دويست ساله حضور اهل بيت (عليهم السلام) است معارف ناب اسلامي و شيعي تبيين شد و چارچوب آن مشخص شد، و تفاوت‌هاي اساسي نگرشي فقهي ـ كلامي شكل گرفت. بحث شيعه و فرق شيعه موضوع سخن ما نيست. بحث ما اين است كه اين واژه يك معناي لغوي دارد و يك استعمال خاص و اين استعمال خاص في عهد النبي نسبت به برخي از صحابه واقع شد و اين استمرار پيدا كرد و اين ثابت است.


س: آيا به صرف محبت اهل البيت (ع) ـ كه برخي از صحابه نسبت به ائمه اطهار داشتند ـ مي‌توان گفت اين موجب اطلاق تشيع صحابه است؟
ج: بحث مشايعت و متابعت است؛ محبت يك گام مهم است ولي اين در تقسيم اين واژه آورده نمي‌شود. كساني در خلافت قائل به تقديم علي بن ابي‌طالب(ع) بر ديگر صحابه هستند و او را افضل مي‌شمارند در اين تعريف و تقسيم مي‌گنجد. اين يك عقيده هست، اما بحث محبت مي‌تواند شامل افراد ديگري هم بشود. الآن همه مسلمانان مگر نواصب كه بسيار كم هستند چنين‌اند. محبت اهل البيت اختصاص به شيعه ندارد. همه مسلمانان همه اهل بيت(ع) را دوست دارند، ولي صرف محبت هر چند يك گام مهم و اساسي است دليل بر اطلاق اين واژه نمي‌تواند باشد. تقديم علي بن ابي‌طالب(ع) بر ديگران، شيعه را از غير، ممتاز مي‌سازد. همان طور كه از تعريف ابن حزم آمد، پس صرف داشتن محبت در صدق عنوان شيعه كافي نيست.


س:با توجه به روايت معتبره‌اي كه در كتاب‌هاي اهل سنت در مورد شيعيان علي (ع) وجود دارد چرا اهل سنت شيعيان را انكار مي‌كنند و آيا اين كه ابوحنيفه و حنابله از شاگردان امام صادق (ع) بودند، اهل سنت اين امر را قبول دارند يا خير؟
ج: ابوحنيفه مي‌گويد: (لولا السنتان لهلك النعمان). اين را خودشان نقل كردند. آلوسي در مختصر التحفة الاثني عشرية ص8 اين مطلب را از ابوحنيفه نقل كرده است، و جاحظ در رسائل خود ص106 تصريح مي‌كند كه ابوحنيفه از شاگردان امام صادق بوده است. خود ابوحنيفه گفته است: ما رأيت افقه من جعفر بن محمد (ع). اين مطلب در تذكرة الحفاظ 1/166 آمده است.


و اما مالك بن انس در رابطه با امام صادق گفته است: (ما رأت عين ولاسمعت اذن و لا خطر علی قلب بشر افضل من جعفر بن محمد الصادق علماً و عبارة و ورعاً)، اين مطلب در تهذيب التهذيب ج2/ص89 آمده است. اين دو متأخرند و ابوحنيفه بعد از امام صادق است و مالك بن انس بعد از ابوحنيفه گرچه مالك ـ صاحب موطأ ـ امام صادق (ع) را درك كرده است و از محضر ايشان استفاده كرده است، گرچه واقعيت گاهي با حقيقت منطبق است و گاهي نيست. محمد بن ادريس شافعي بعد از مالك و احمد بن حنبل رده چهارم است.


اما شيعه که قابل انكار نيست، آن چنان كه اهل سنت قابل انكار نيستند. اين‌ها واقعيت است. شيعه با اين پيشينه، اقدم المذاهب است، البته اينك در مقابل مي‌گويند كه ما به سلف صالح اقتدا مي‌كنيم، مي‌پرسيم آن كدامين سلف است؟ آن سلفي كه خودشان بين خودشان اختلاف شد؟! مرجع كجاست؟ اين يك بحث ديگر است كه مرجع حل اختلاف ـ با راهنمايي پيامبر (ص) ـ حديث ثقلين است، ما با اقتداء به حديث ثقلين حتي مي‌توانيم آن سلف صالح را تمييز بدهيم. بنابراين اگر بگويند شيعه را انكار مي‌كنيم انكار پذير نيست. بيايند وبگويند ما حرف شما را نمي‌پذيريم خب نپذيرند! ما بايد بتوانيم حرف خودمان را مستدل و روشن و واضح بگوييم. پيشينه خودمان را بگوييم كار خودمان را كرده‌ايم، چه آن‌ها بپذيرند يا نپذيرند، در محافل علمي جاي كنكاش علمي در جو آرام هست، حالا چه اين كه به نتيجه‌اي برسد و همگام و هم سخن ما بشوند يا نشوند. ما هنر بكنيم تبيين بكنيم اصل مطلب را، خودش گام مهمي است.


س: هم‌چناني كه مي‌گويند سلمان و مقداد و عمار و ياسر از شيعيان اميرالمؤمنين(ع) هستند عنوان شيعه اميرالمؤمنين به آنان اطلاق مي‌شود آيا كسي در تاريخ داريم به عنوان شيعه حضرت رسول(ص) مطرح گرديده است؟


ج: ببينيد اين سؤال غلط است، چون همه مسلمانان مي‌خواهند خود را پيروي رسول خدا(ص) بدانند، حرف شيعه اين است كه به مقتضای حدیث ثقلین ودیگر ادله پيروي كامل از رسول خدا(ص) در پيروي علي (ع) و اهل بيتش محقق است، تقابلي بين شيعه رسول خدا (ص) و شيعه علي (ع) اصلاً وجود ندارد. بنابراين شيعه علي به معناي شيعه پيامبر و شيعه پيامبر به معناي شيعه علي است و اين اطلاق عيبي ندارد. شيعه به معني اتباع وپیروان است، يك روايت نقل كرديم كه پیامبر اسلام (ص) خود فرمود: (وشيعتنا  عن أيماننا وعن شمائلنا) یعنب شیعیان ما -به هنگام ورود به بهشت - در سمت راست وچپ ما هستند، پس این واژه را رسول خدا در رابطه با شیعیان خودش بکار گرفت، ولي خوب اين جا به معني لغويش است به معناي ياران و اتباع است، پس این واژه به معناي لغويش بکار گرفته، ولي بعد انصراف خاصی پيدا كرد. پيغمبر اكرم(ص) اين واژه را نسبت به ياران علي بن ابيطالب(ع) بکار برد همانگونه که شواهد زیادی از روایات آوردیم، پس عيبي هم ندارد آن كلمه شيعتنا شامل شيعيان پيغمبر(ص) و شيعيان علي بن ابيطالب بشود، چون در حقیقت یک حقیقتند!.


پي نوشت:
[1]. نگاه كنيد به : صحيح بخاري 4/110 كتاب بدء الخلق، و 5/19 كتاب تفسيرالقرآن و 7/195 كتاب الرقاق – صحيح مسلم 7/68 باب اثبات حوض نبينا.
[2]. المعجم الاوسط، ج 7، ص 343.
[3]. همان، ج 3، ص 41.


ارسال: یکشنبه01 شهریور 1388/ 11:39ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=6901
 
نوشته شده در روز ساعت 04:35:51 ب.ظ توسط محمدامين پوراميني نظردهيد (0)
دعاي روزدوم

                                      بسم الله الرحمن الرحيم

                                          دعاي روزدوم

اللهم قربني فيه الي مرضاتك وجنبني فيه من سختك ونقماتك ووفقني فيه لقرائه اياتك برحمتك ياارحم الراحمين

خدايامرادراين روزبه رضاوخشنوديت نزديك سازوازخشم وغضبت دورسازوبراي قرائت ايات

قرانت موفق گردان به حق رحمتت اي مهربان ترين مهربانان عالم

 
نوشته شده در روز ساعت 07:45:43 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
استغفار نمودن براى روزه داران
http://scope.parsaspace.com/uknow/rame2zan.jpg
مام باقر (ع): خداوند داراى ملائكه‌اى است كه وظیفه آنان استغفار نمودن براى روزه داران در هر روز از ماه رمضان تا پایان این ماه است و در هر شب هنگام افطار به روزه داران بشارت مى دهند: اى بندگان خداوند اندكى گرسنگى را چشیدید و بزودى سیر مى‌گردید. شما و آنچه كه در شماست مبارك گردید  
نوشته شده در روز ساعت 04:13:29 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
خطبه‏ اى در فضيلت ماه رمضان
     بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

  

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏ اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه ‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر


 
نوشته شده در روز ساعت 10:23:51 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
ماه رمضان ماه ضيافت الهي
 در آستانه ماه مبارک رمضان ، ماه بزرگ و مهم خداوند متعال قرار گرفته ايم  . ماهي که خداوند متعال آن را به خود منتسب و بندگانش را مهمانان خود مي داند و از آغاز تا واپسين ساعات و لحظات اين ماه عزيز و شريف ، نعمت است و برکت . ماهي که رهايي مومنان و خدا جويان از بندشيطان رجيم  ولعين را در پي دارد و درهاي سعادت و نيکبختي را براي همگان گشوده است .

0ya5birgl6ls4y40khl3.jpg

به خاطر فرارسيدن شهر الله الاعظم ، مناسب است  در باره موقعيت ديني و مذهبي اين ماه و اعمال عبادي آن مطالبي را به استحضار برسانم .

ماه مبارک رمضان، نهمين ماه تاريخ هجري قمري و مهمترين و شريفترين ماه هاي سال است و ماهي است که منتسب به پروردگار منان بوده و هر کسي حرمت آن را نگه دارد، طبعا مهمان خداوند متعال خواهد شد.

پيامبراکرم(ص) چند روز قبل از فرارسيدن اين ماه ، در خطبه نماز جمعه اش در عظمت و شرافت اين ماه عزيز فرمود: ايها الناس! انه قد أقبل اليکم شهر الله بالبرکه و الرّحمه و المغفره، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الأيام، و لياليه أفضل الليالي، و ساعاته افضل الساعات، و هو شهر دعيتم فيه الي ضيافه الله، و جعلتم فيه من اهل کرامه الله… (1)

يعني: مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و بخشش گناهان نزديک است؛ ماهي که نزد خدا برترين ماه ها، روزهايش برترين روزها، شب هايش بهترين شب ها و ساعت هاي آن بهترين ساعت ها است؛ ماهي که در آن به ميهماني خدا دعوت شديد و شما را در اين ماه از کساني قرار داده اند که شايسته کرامت خدا هستند…(2)

عبدالله بن عباس از پيامبراکرم(ص) درباره فضيلت ماه رمضان و فوايد بي شمار آن براي امت اسلام، روايتي نقل کرده است، که انسان را به شگفتي وامي دارد. آن حضرت در فرازي از اين حديث شريف فرمود: و ان لله تعالي في آخر کلّ يوم من شهر رمضان عند الافطار ألف ألف عتيق من النّار، فاذا کانت ليله الجمعه و يوم الجمعه، أعتق في کلّ ساعه منهما ألف ألف عتيق من النّار، و کلّهم قد استوجبوا العذاب، فاذا کان في آخر يوم من شهر رمضان أعتق الله في ذلک اليوم بعدد ما أعتق من اوّل الشّهر الي آخره.(3)

يعني: خداوند متعال در آخر هر روز از ماه رمضان، به هنگام افطار يک ميليون نفر را و در شب جمعه و روز جمعه ]در اين ماه شريف[ در هر ساعت، يک ميليون نفر را که همگي سزاوار آتش جهنم اند، از أتش آزاد ميکند و هنگامي که أخرين روز ماه رمضان فرا رسد، در أن روز به تعداد کساني که از اول تا أخر ماه رمضان آزاد کرده است، بندگان گناهکار خويش را از آتش جهنم آزاد مي کند.

اميرمومنان علي بن ابي طالب(ع) در حديثي فرمود: نگوييد رمضان؛ زيرا نمي دانيد رمضان چيست؛ و اگر کسي گفت، بايد براي کفاره آن، صدقه داده و روزه بگيرد. بلکه همانطوري که خداوند متعال فرموده است بگوييد: ماه رمضان.(4)

به هر روي، در اين جا به برخي از اعمال و عبادات مشترک ماه رمضان، اشاره مي کنيم:

1- خواندن دعا و مناجات. مانند دعاي: اللهم ارزقني حج بيتک الحرام…، پس از هر نماز واجب؛ دعاي: يا علي يا عظيم، يا غفور يا رحيم…، پس از هر نماز واجب؛ دعاي: اللهم ادخل علي اهل القبور السّرور، پس از هر نماز واجب و دعاي: اللهم لک صمت و علي رزقک افطرت و عليک توکلت فتقبل مني، به هنگام افطار. (5)

2- خواندن قرآن. در اين ماه، قرآن فراوان خوانده شود و چه خوب است که در هر روز، يک ختم قرآن شود. برخي از ائمه اطهار(ع) در اين ماه، چهل ختم قرآن و حتي گاهي زيادتر از آن انجام مي دادند.(6)

3- ذکر استغفار و گفتن "لا اله الا الله" و صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد(ص). (7)

4- صدقه دادن و افطار دهي به روزه داران، اگر چه به چند دانه خرما و يا شربتي از آب باشد. (8)

5- خواندن نمازهاي مستحبي. از جمله خواندن هزار رکعت نماز در مجموع اين ماه شريف. بدين گونه که در دهه اول و دهه دوم در هر شبي بيست رکعت خوانده شود، که هر دو رکعت به يک سلام باشد؛ به اين صورت که هشت رکعت آن را پس از نماز مغرب و دوازده رکعت آن را پس از نماز عشا به جا آورد.

در دهه سوم، در هر شبي سي رکعت، به مانند شب هاي دهه اول و دهه دوم، که مجموع أن ها، هفتصد رکعت مي گردد و باقي مانده را که سيصد رکعت مي باشد در سه شب قدر، و هر شبي يکصد رکعت به جا آورد.(9)

گفتني است، که اين نماز، غير از نمازهاي مستحبي معمولي، مانند غفيله و نافله است، که آن ها نيز به جاي خويش اقامه گردند.

6- صله رحم و ديدار از والدين و فاميلان نزديک و زيارت برادران مومن.

7- زيارت معصومين(ع)، به ويژه اميرمومنان(ع) و امام حسين(ع).(10)

8- اعتکاف. در تمام ايام ماه مبارک رمضان، به خصوص در دهه سوم اين ماه شريف، اعتکاف در مساجد از سنت مي باشد.(11)

به هر حال ، اين ماه، ماه عبادت و بندگي انسان در درگاه خداي سبحان است و آدمي هر چه مي تواند، بايد تلاش و کوشش کند و ذخيره اي از اين ماه براي آخرت خويش تهيه کند و خود را از گمراهي و ارتکاب به معصيت و گناه دور نگه دارد.

--------------------------------


1. الاقبال بالاعمال الحسنه (سيد بن طاووس)، ج1، ص 26

2. ترجمه المراقبات (ميرزا جواد ملکي تبريزي)، ص 211؛ مفاتيح الجنان (شيخ عباس قمي)، فضيلت ماه رمضان.

3. الاقبال بالاعمال الحسنه، ج1 ، ص 24

4. همان، ص 28

5. مفاتيح الجنان، اعمال مشترکه ماه رمضان؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 15

6. وقايع الايام ، ص 14؛ ترجمه المراقبات، ص 221؛ الاقبال بالاعمال الحسنه، ج1، ص 231

7. مفاتيح الجنان، اعمال مشترکه ماه رمضان+ ترجمه المراقبات، ص 243.

8. الاقبال بالاعمال الحسنه،ج1، ص 37؛ ترجمه المراقبات؛ ص 280

9. وقايع الايام، ص 15؛ الاقبال بالاعمال الحسنه،ج1، ص 46

10. الاقبال بالاعمال الحسنه، ج1، ص 45

11. همان، ص 230

( برگرفته از وبلاگ :  ttp://waredi.parsiblog.com  )
 
نوشته شده در روز ساعت 07:38:34 ق.ظ توسط سيد تقي واردي كولائي نظردهيد (0)
روزه چرا ؟
http://fahad07.jeeran.com/fahad136.jpg

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق                         

امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.          نهج البلاغه، حكمت 252

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

 
نوشته شده در روز ساعت 07:08:24 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
روزه بر شما واجب شده
ramadan.jpg ramadan 2008 image by kiedi_photo
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد

پايه‏ هاى اسلام 

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1


 
نوشته شده در روز ساعت 06:55:41 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
اماي خانه خدا به خدا مي سپارمت

ای خانه خدا به خدا می سپارمت

در دوری تو من ؛ به دلم می گذارمت

 یاد تو فتم ؛ قلبم رود به عرش

بیت خدا کنون بِرِ عرش می گذارمت

ایمان به قلب من عرش برین شده
اینک بیا به دل در دل سپارمت

عرشی که دل شده بیت حرام حق

اندر حرم حرام غیر خدا شده

 
نوشته شده در روز ساعت 11:27:19 ق.ظ توسط فاطمه علي زاده علي آبادي نظردهيد (0)
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

درباره ماه رمضان :  

رمضان اسمى از اسماء الهى مى ‏باشد و نبایست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلكه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏ خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان. و عطش دیگر حاصل از نفس سركشى كه پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است 

امید است از این ماه پر برکت بهره کافی را ببریم.

 
نوشته شده در روز ساعت 06:51:07 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
ماه مبارک
http://hazaralife.net/ramadan/images/ramadan4.jpg
روایت رسول اکرم (ص)
قال رسول الله (ص): «قد جائکم شهر رمضان، شهر مبارک، شهر فرض الله علیکم صیامه...»
رسول خدا (ص) فرمود: ماه رمضان به سوى شما آمد، ماه مبارک، ماهى که خداوند روزه اش را بر شما واجب کرده است... (تهذیب الاحکام، ج 4، ص 152)

 روایت امیرالمؤمنین از خطبه حضرت رسول
عن الامام على (ع) قال: ان رسول الله (ص) خطبنا ذات یوم فقال: «ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکه والرحمه والمغفره...»
از امام على (ع) روایت شده که فرمود: روزى رسول خدا (ص) چنین فرمود: «مردم، ماه خدا همراه با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده است...» (وسایل الشیعه، ج 7، ص 227)
 
نوشته شده در روز ساعت 06:48:44 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
کاش در این رمضان لایق دیدار شویم

 

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم            سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

 
 

کاش منت گذاری به سرم مهدی جان             تا که همسفره تو لحظه افطار  شویم

 
نوشته شده در روز ساعت 12:19:40 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
ميلاد منجي عالم بشريت

چند روزی است،کوچه ها را آذین بسته اند و خیابانها آن قدر چراغانی شده که دیگر کسی برای پیدا کردن ماه آسمان را نمی بیند.ستاره شمردن چه فایده دارد،وقتی قرار است خورشیدی آسمان دلمان را نورانی کند.شهر کاملا آماده است.همه چیز از روز بزرگی خبر می دهد و نوید شیرین ما را به یقین می رساند،که او می آید.نمی دانید انتهای کوچه ما چه خبر است،شوق وصلت دو زوج خوشبخت در شبی به یاد ماندنی.

این روزها آن قدر کاممان را از شیرینی شیرین کرده اند؛که کودکان محله به وجد آمده اند،به امید روزی که شیرینی حضور او را بچشیم.او را التماس می کنیم،((یا من ارجوه لکل خیر))،او را که امید همه منتظران است.وقت است که به پا شویم و او را انتظار کشیم که امید هر منتظر است.برخیزیم و امید داشته باشیم،که شایسته ظهورش شویم.میلاد اوست که همه منتظران آرزوی دیدن او را دارند.

 
نوشته شده در روز ساعت 08:04:36 ق.ظ توسط احمد رضا جهانديده نظردهيد (0)
یک گل بهار آید

اگر آن گل به تنهایی نماید جلوه در گلشن

شود بر مدعی روشن که از یک گل بهار آید


http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi4.jpg

ربيع بن سعد ، از عبدالرحمان بن سليط ، از از امام حسين عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : دوازده مهدى از ماست ، نخستين فرد آنان أمير مؤمنان على بن أبيطالب وآخرين آنان نهمين فرزند من است ، او امامى است كه به حق قيام مى كند ، خداوند زمين را بعد از مردنش بوسيلهء او زنده مى كند ، وبواسطهء او دين حق را بر همهء آئين ها غالب مى گرداند ، هرچند مشركان ناراحت باشند ، او غيبتى دارد كه برخى از او روى گردان شده وجمعى ديگر بر دين خود ثابت قدم مى مانند ايشان مورد اذيت قرار مى گيرند وبه آنان گفته مى شود : اگر راست مى گوئيد ، اين وعده چه زمانى تحقق مى يابد ؟ آگاه باشيد صبر كننده بر أذيت وتكذيب در غيبت او همانند كسى است كه با شمشيرش در كنار رسول خدا صلى الله عليه وآله جهاد كرده باشد

 
نوشته شده در روز ساعت 11:14:48 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
آخرین وصی
http://montazar.net/html/image/montazar1/024.JPG
از جمله لقب های حضرت مهدی(عج)«خاتم الاوصیاء»است زیرا آن حضرت آخرین وصی پیامبر اکر(ص)و آخرین امام معصوم هستند که پس از ظهور خود نظام عدل اسلامی را در سر تاسر عالم حاکمیت خواهند بخشید،بعلاوه از خدمتگزار امام عسکری(ع)نقل شده است که وقتی به حضور حضرت مهدی(عج)رسیدم حضرت خود را با این تعبیر ها به من معرفی کردند:منم خاتم اوصیاءکه خداوند تبارک و تعالی به واسطه من،بلاها و فتنه ها را از خاندان و شیعیان من بر طرف خواهد ساخت.

مهدی ای ختم اوصیاء کرام    وارث پاک انبیاء عظام

مهدی ای آسمان دین را ماه     حجـت ذات لایـزال اله

مهدی ای نور دیده ی عشاق   به حقیقت یگانه ی آفاق

مهدی ای سرو بوستان حسن  از وجود تو چشم ما روشن


 
نوشته شده در روز ساعت 06:12:21 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
12345678910
صفحه اصلي
يادداشت
دانستنيهاي حج
مقررات حج
گفتگو
مقالات
معرفي كتاب
مؤلفان روحاني
وبلاگ
پيوندها
درباره ما
ارتباط با ما
1,012 تعداد روز
2,922,025 تعداد كل

حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت - معاونت امور روحانيون
طراحي و پياده سازي: مركز كامپيوتر بعثه مقام معظم رهبري