يادداشتهاي روزانه كاربران (وبلاگ)
افتضاح پزشكي وناسپاسي مسئولان

محمد امین پورامینی

چندین ماه است که رسانه های گروهی کشور در راستای تبلیغات وسائل ارتباط جمعی جهانی مسئله آنفولانزای خوکی را مطرح ساخته اند وهمگان را از عواقب شوم آن برحذر داشته وراه های پیشگیری آن را مدام بازگو میکنند، تا اینجای کار مسئله طبیعی ولازم وضروری است، آنچه مورد نظر این نوشتار است مسئله ای است که در رابطه با حج 88 (امسال) پدید آمد واز آن بدتر اصرار بر غلط سابق است.. مسئولان بهداشتی کشور به بهانه خطر شیوع این بیماری تا آنجا جلو رفتند که برخی خواستار تعطیلی حج –این فریضه بزرگ الهی- شدند، که سرانجام با حذف 40% جمعیت وانجام محدودیتهای پزشکی حدود چهل هزار نفر را از انجام فریضه حج محروم ساختند.. تا اینجا هم خیلی حساسیت نشان نمیدهیم، چون بنا را بر حسن نیت وحمل فعل مسلمان بر صحت مینهیم که آقایان بنا بر تخصص ومطالعه دقیق وفراگیر این تصمیم را گرفتند، وکار به صحت وغلط این تصمیم نداریم – گرچه جای مناقشه جدی دارد- ، ولی اینجا چندین نکته اساسی وجود دارد که قابل طرح وتامل است:

1-    این بیماری از مکزیک وآمریکا شیوع پیدا کرد، در مکزیک پس از یک هفته تعطیلی اوضاع را عادی وطبیعی جلوه دادند وجشن گذر از آن را گرفتند، چرا باید ما مرتب اوضاع را بحرانی نشان دهیم ؟

2-    ریشه بیماری از قاره آمریکا وسپس اروپا است، چرا روی پروازهایی که از آن سو به ایران می آیند هیچ حساسیتی نیست ودر عوض حساسیت روی سفرهای زیارتی وبخصوص زائران بیت الله الحرام است؟

3-    بنابر شنیده ها اولین مورد بیماری آنفولانزای خوکی در ایران مربوط به مسافری است که از آمریکا آمده است، پس چرا این همه هیاهو علیه زائران قبر رسول الله (ص) است؟

4-    برفرض که حفظ سلامت عمومی تکیه بر این مسئله را ایجاب نماید حالا که پیش بینی حضرات غلط از آب در آمد چرا دست از عناد ولجاجت بر نمی دارند؟ بنابر اطلاع بعثه مقام معظم رهبری وهیئت پزشکی ایران در عربستان سعودی عملیات حج امسال سالمترین حج بوده است، اینجانب که خود در حج امسال مشرف بودم  از برخی از پزشکان هیئت پزشکی شنیدم که آنچه در حج امسال اتفاق افتاد در حد معجزه است واصلا با قواعد نمی سازد، چون نه تنها کسی از ایرانیان در موسم حج مبتلای به این نوع آنفولانزا نگردید بلکه فرد مشکوک هم یافت نشد، علاوه بر آنکه در ایام تشریق یک مورد ابتلا به اسهال هم نداشتیم، از همه مهمتر اینکه در صد مبتلایان به سرماخوردگی معمولی نیز بسیار کمتر از سالیان سابق بوده است.

5-    بنابر اطلاعیه رسمی عربستان در بین حدود سه ملیون زائر بیت الله الحرام در حج امسال حدود هفتاد نفر مبتلای به این بیماری یافت شد که تنها پنج مورد آن منجر به فوت ایشان گردید، در حالی که پیش بینی مسئولان بهداشتی ما حکایت از فوت چهارصد حاجی!! ایرانی! در این سال به سبب این بیماری داشت! آیا این افتضاح نیست؟ گیریم پیشبینی بر اساس محاسبات بوده است حالا که غلط از آب در آمده آیا نباید عذر خواهی کنند؟ اگر هم معذور باشند آیا نباید اقرار به واقع کنند؟

6-    خانه خدا صاحب دارد، (ان للبیت ربا یحمیه)، وهیج جا از سلطه حاکمیت خدا بیرون نیست، اگر باران روز ترویه وروز عید موثر بود – که بود - آن هم با اراده حضرت حق است، ولی غفلت نباید کرد که حاجیان حدود یک ماه در تماس مستقیم با یکدیگر بوده اند، از زمان زیارت قبر رسول الله (ص) گرفته تا انجام طواف وسعی ووقوف و.. آنچه اتفاق افتاد اراده سبحانی وتوجه ویژه حضرت ولی عصر (عج) بوده است وبس، بنابر این جای دارد که برخی اصحاب رسانه از خشم وغضب الهی بترسند وجو مسموم تبلیغاتی خود را بشکنند.

 
نوشته شده در روز ساعت 11:37:51 ب.ظ توسط محمدامين پوراميني نظردهيد (0)
روزی با اهمیت در تقویم دینی اسلام

روزی با اهمیت در تقویم دینی اسلام

« خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار پاک بدارد»

این واقعه در روز بیست و چهارم ذی الحجه اتفاق افتاده است. روزی که بنا شده بود، پس از مذاکرات بسیار پیامبر با مسیحیان نجران، در

مکانی با آنان گرد آید و مباهله کند.
مسیحیان نجران، پس از گفت‌وگوی بسیار با پیامبر به ایشان گفته بودند: «گفت‌و گوهای شما ما را قانع نمی كند. راه این است كه در وقت معینی با یكدیگر مباهله نمائیم و بر دروغگو نفرین بفرستیم، و از خدا بخواهیم

دروغگو را هلاك و نابود كند.»
در این هنگام بود که حضرت جبرائیل نازل گردید، آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور کرد تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی

پذیرند به مباهله برخیزد:
«فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائكُم وَ نِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الكاذبین.» (آل عمران / آیه 61)

« پس هرکه بعد از رسیدن به علم با تو محاجه کرد... پس بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فرا خوانیم، آن‌گاه مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.» 
 بیست و چهارم ذی الحجه است و روز مباهله فرا رسید. پیامبر اسلام فاطمه را به مصداق «نسائنا»، حسن و حسین را به مصداق «ابنائنا» و علی را به مصداق «انفسنا» (که نفس و خویشتن پیامبر اسلام است) فراخوانده و آنان را در زیر عبای خویش و در محضر پروردگار خویش گردآورده، این عزیزترین کسانش را تا چون گواهی بر صدق رسالتش به مباهله با مسیحیان بیرون رود. و در همین لحظه فرشته وحی آیه تطهیر

را بر او نازل می‌کند که:

« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»-  «خداوند اراده کرد که پلیدی را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسیار

پاک بدارد.»
و چنین بود که وقت مباهله فرا رسید. قبلاً پیامبر و هیئت نمایندگی «نجران»، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزیده است كه در این حادثه تاریخی شركت نمایند. زیرا در میان تمام مسلمانان، نفوسی پاك تر، و ایمانی استوارتر از

ایمان این چهار تن، وجود ندارد.

پیامبر در حالی رهسپار محل قرار شد كه حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع) پشت سر وی حركت می‌كردند؛ پیامبر (ص) این چنین گام به میدان مباهله نهاد، او پیش از ورود به میدان «مباهله»، به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم، شما دعای مرا با گفتن آمین بدرقه كنید.
شاید سران هیئت نمایندگی نجران گمان می‌کردند که محمد(ص) با افسران و سربازان خود به میدان مباهله بیاد و شكوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما دهد. اما پیامبر وارد شد در حالی که جزجگرگوشه‌هایش کسی همراهش نبود.
مسیحیان نجران که صحنه آمدن بی پیرایه پیامبر به صحنه مباهله را دیدند، همگی با بهت و حیرت به چهره یكدیگر نگاه كردند و از اینكه او فرزندان معصوم و بی‌گناه و یگانه دختر و یادگار خود و داماد وپسر عمویش را به صحنه مباهله آورده، انگشت تعجب به دندان گرفتند.
آنان دریافتند كه پیامبر، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یك فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.
اسقف نجران گفت: من چهره‌هایی را می‌بینم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگ‌ترین كوه‌ها را از جای بكند، فوراً كنده می‌شود. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد بافضیلت، مباهله نمائیم.
و چنین بود که هیئت نصرانیان نجران درخواست مباهله را پس گرفتند و از پیامبر خواستند تا تحت حاکمیت حکومت اسلام درآیند.

مباهله درنگاه برادران اهل تسنن

غالب مفسران و محدثان اهل تسنن تصریح كرده اند كه آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است و پیامبر تنها كسانی را كه همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و علی علیهم السلام بودند.
گرچه برخی از مفسران اهل تسنن كه در اقلیت هستند، كوشیده اند كه ورود احادیث واقعه ی روز مباهله را در این زمینه كه در عظمت اهل بیت علیهم السلام بوده است، انكار نمایند. ولی با مراجعه به مسانید و منابع اهل تسنن دیده می شود كه بسیاری از آنان احادیثی ذكر نموده اند بنابر این نظر كه قضیه تاریخی مباهله مربوط به پیامبراكرم، حضرت علی، حسنین و حضرت زهرا علیهم السلام می باشد.
برای اثبات این حرف، برخی از روایات آنان را در این باب با ذكر مدارك ذكر می نماییم.
" قاضی نورالله شوشتری" در جلد سوم از كتاب نفیس" احقاق الحق" طبع جدید صحفه 46 چنین می گوید:  مفسران در این مسئله اتفاق نظر دارند كه " ابناء نا" در آیه فوق اشاره به حسن و حسین علیهماالسلام و " نساء نا" اشاره به فاطمه علیهاالسلام و" انفسنا" اشاره به علی علیه السلام است.
سپس- در پاورقی كتاب مزبور- در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذكر شده اند كه تصریح نموده اند آیه مباهله درباره اهل بیت علیهم السلام نازل شده است و نام آنها و مشخصات كتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحاً آورده است.
از جمله شخصیتهای سرشناسی كه این مطلب از آنها نقل شده افراد زیر هستند
1- مسلم بن حجاج نیشابوری" صاحب " صحیح" معروف كه از كتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است. در جلد 7 صفحه 120
2- احمد بن حنبل" در كتاب " مسند" جلد1، صفحه 185
3- طبری" در تفسیر معروفش در ذیل همین آیه، جلد سوم، صفحه 192 

4- حاكم" در كتاب " مستدرك" جلد سوم، صفحه 150.
5-حافظ ابونعیم اصفهانی" در كتاب " دلائل النبوة" صفحه 297
6- واحدی نیشابوری" در كتاب" اسباب النزول"، صفحه 74
7-فخر رازی" در تفسیر معروفش، جلد8، صفحه85.
8-ابن اثیر" در كتاب " جامع الاصول"، جلد 9، صفحه 470
9- ابن جوزی" در " تذكرة الخواص" صفحه 17
10-  طنطاوی" مفسر معروف در تفسیر" الجواهر" جلد دوم، صفحه 120.

11- زمخشری" در تفسیر" كشاف" جلد1، صفحه 193.

اعمال روز مباهله

شکوه و عظمت‏ حادثه مباهله آن روز تاریخی را به عنوان یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ اسلام قرار داد و آن روز به عنوان روز جشن و شادی وشکرگزاری به درگاه حق و به عنوان یادآور عظمت اصحاب کساء در حافظه تاریخ ثبت شد.

به همین جهت در روز 24ذی الحجه، همانند عید غدیر آداب ویژه‏ای منظور شده است که برخی از اعمال آن روز عبارتست از:

1-روزه گرفتن

2-غسل روز مباهله

3- به جای آوردن نماز مباهله

4- خواندن دعای آن روز

5-تصدق بر فقرا، به عنوان شکرگزاری

6-  قرائت زیارت جامعه که جلوه هایی از عظمت اهل بیت علیهم السلام را بیان می‏کند.

 
نوشته شده در روز ساعت 07:10:22 ب.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
محرم
به مناسبت نزديك شدن ماه محرم

السلام عليك يا اباعبدالله الحسين (عليه السلام)

لبيك ياحسين

 
ya-aba-abdelah_moharam

حسينيه خدا

از عرش ، از ميان حسينيهء خدا      آمد صدای نالهء « حی علی العزاء »

  جمع ملائکه همه گريان شدند و          گفتند تسليت همه بر ساحت خدا

جبريل بال خدمت خود را گشود و گفت :" يا رب اجازه هست شوم فرش اين عزا

آدم زجنت آمد و ناله کنان نشست          در بزم استجابت بی قيد هر دعا

او که هزار بار به گريه نشسته بود   يک يا حسين گفت و همان لحظه شد به پا

آری تمام رحمت خود را خدا گرفت     گسترد بر مُحرم اين اشک و گريه ها

آن گاه گفت روضه بخوان « ايها الرسول »      جانم فدای تشنه لب دشت کربلا

*****

روضه تمام گشت ولی مادری هنوز     آيد صدای گريه اش از بين روضه ها

شاعر : رحمان نوازنی

 
نوشته شده در روز ساعت 03:52:22 ب.ظ توسط سيد ضياء ميرعمادي نظردهيد (0)
مطالبی در زمینه حج
http://hajjedel.parsiblog.com/ 
نوشته شده در روز ساعت 02:22:47 ق.ظ توسط سيده زهره سيدفاطمي نظردهيد (0)
امام محمد باقر(ع)

ياران مهدٍی (ع) در کلام امام باقر(ع)

«عن ابى خالد الكابلى عن ابى جعفر (ع) انه قال: كانى بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحق فلا يعطونه ثم يطلبونه فلا يعطونه، فاذا راوا ذلك و ضعوا سيوفهم على عواتقهم فيعطون ماسالوه فلا يقبلونه حتى يقوموا ولا يدفعونها الا الى صاحبكم، قتلاهم شهداء، اما انى لو ادركت ذلك لاستبقيت نفسى لصاحب هذا الامر»
محمد بن ابراهيم نعمانى در كتاب غيبت ص 273 از ابوخالد كابلى نقل كرده كه امام باقر (ع) فرمود: گويا مى‏بينم قومى را كه درمشرق قيام كرده حق را مى‏طلبند ولى حق را به آنها نمى‏دهند، باز مى‏طلبند، باز حق را به آنها نمى‏دهند، چون چنين ديدند، شمشيرهاى خويش برشانه خود گذاشته قيام مسلحانه مى‏كنند، در اين زمان حق را به آنها مى‏دهند ولى آنها قبول نمى‏كنند و گويند: بايد خود قيام به حق كرده و حكومت تشكيل بدهيم و چون حكومت را تشكيل دادند آن را تحويل نمى‏دهند مگر به صاحبتان (امام زمان (ع)) كشتگان آنها شهيداند، بدانيد اگر من آن زمان را درك مى‏كردم خودم را در اختيار صاحب آن كار مى‏گذاشتم .

به نظرمي رسد با اندك توجهي ، مي توان اين برداشت را از حديث نمود كه گويا ظاهر حديث با جريان انقلاب اسلامي ايران تطبيق داشته باشد. نظر شما چيست؟.

 
نوشته شده در روز ساعت 06:23:26 ب.ظ توسط سيد ضياء ميرعمادي نظردهيد (0)
خلق را نيازاري

خلق را نيازاري

يكي از ملوك بي انصاف از پارسايي پرسيد:

از عبادتها كدام افضل است ؟ گفت :

تورا خواب نيم روز تا در آن يك نفس خلق را نيازاري.

ظالمي را خفته ديدم نيم روز

گفتم اين فتنه است خوابش برده به

و آن كه خوابش بهتر از بيداري است

آن چنان بد زندگاني مرده به

 
نوشته شده در روز ساعت 05:57:44 ب.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
خلق را نيازاري
 
نوشته شده در روز ساعت 10:34:18 ق.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
شهادت امام جواد عليه السلام

سالروز شهادت امام جواد عليه السلام بر همه دلسوخته گان حضرتش تسليت باد.

قالَ الجواد عليه السلام : ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْ نْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ، وَ الاْ نْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إ لى قَلْبٍ سَليمٍ. (1)
ترجمه :
فرمود: سه خصلت جلب محبّت مى كند: انصاف در معاشرت با مردم ، همدردى در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات(سپـرى نمـودن عمر با قلب پـاك).

 

يكى از علل شهادت
ابوداوود قاضى - يكى از قضات معروف خلفاء بنى العبّاس - حكايت كند:
روزى ماءمورين دزدى را دست گير كرده بودند و معتصم عبّاسى دستور مجازات او را صادر كرد و عدّه بسيارى از فقهاء و علماء جهت اجراء حكم سارق در مجلس خليفه حضور يافتند و هر يك نظريّه اى جهت قطع دست دزد بيان كرد.
معتصم به حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام رو كرد و گفت : ياابن رسول اللّه ! نظر شما در اين باره چيست ؟
امام عليه السلام فرمود: افراد، نظرات خود را دادند، كافى است .
معتصم گفت : من كارى به نظرات آن ها ندارم ، شما بايد نظريّه خود را مطرح نمائى ؛ حضرت اظهار نمود: مرا از اين كار معذور بدار؟
معتصم حضرت را به خداوند سوگند داد و گفت : بايد نظريّه خود را براى ما بيان نمائى .
حضرت فرمود: اكنون كه چاره اى جز جواب ندارم ، مى گويم كه تمامى افراد اشتباه كردند و بر خلاف سنّت اسلام سخن گفتند؛ چون كه قطع دست دزد بايد از چهار انگشت باشد و كف دست به حال خود باقى بماند؛ و معتصم در حضور تمامى افراد گفت : آيا دليل و مدركى بر آن دارى ؟
امام عليه السلام فرمود: فرمايش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است ، كه فرمود: سجده به وسيله هفت جاى بدن - پيشانى ، دو كف دست ، دو سر زانو و دو انگشت پاها - انجام مى گيرد.
و چنانچه از مچ يا آرنج قطع شود، براى سجده جايگاهى باقى نمى ماند؛ و حال آن كه خداوند متعال در قرآن كريم فرموده : سجده گاه ها حقّ خداوند است و كسى را نبايد در آن ها مشاركت داد، پس براى محفوظ ماندن حقّ خداوند دو كف دست نبايد قطع شود.
معتصم با اين استدلال حيرت زده شد؛ و آن گاه دستور داد تا طبق نظريّه حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام دست دزد، قطع و مجازات گردد.
ابوداوود قاضى گويد: در يك چنان موقعيّتى من براى خود آرزوى مرگ كردم و پس از گذشت دو سه روز، نزد معتصم رفتم و گفتم : يا اميرالمؤ منين ! من بر خود لازم مى دانم كه مطالبى را به عنوان نصيحت به شما بگويم ، هر چند كه به وسيله اين گفتار، خود را داخل آتش جهنّم قرار مى دهم .
معتصم گفت : مطلب و پيشنهاد خود را مطرح كن .
گفتم : هنگامى كه اميرالمؤ منين و خليفه مسلمين تمامى فقهاء و دانشمندان را در يك مجلس براى بيان حدود الهى جمع مى كند و در نهايت در حضور تمامى وزراء و درباريان و بزرگان نظريّه همه افراد را مطرود مى سازد و به گفته كسى اهميّت مى دهد و عمل مى كند كه طائفه اى بر امامت و خلافت او معتقد هستند و طبق نظريّه او حكم مى دهد، آيا در آينده اى نزديك چه خواهد شد؟!
وقتى معتصم مطالب مرا شنيد، رنگ چهره اش بر افروخته گشت و گفت : خداوند تو را جزاى خير دهد كه مرا نصيحت و راهنمائى نمودى ، و در روز چهارم به يكى از وزرايش دستور داد كه حضرت جواد عليه السلام را به منزل خود دعوت كند تا كارش را بسازد.
هنگامى كه وزير دربار، حضرت را دعوت كرد، حضرت نپذيرفت و فرمود: مى دانيد كه من به مجالس شما نمى آيم .
وزير اظهار داشت : شما را به صرف طعام دعوت مى كنيم و خليفه و برخى از وزراء، علاقه مند به حضور شما هستند؛ و در نهايت حضرت را مجبور كرد تا در مجلس و سفره شوم آن ها حاضر شود.
همين كه حضرت وارد مجلس گرديد و چند لقمه از غذائى كه جلويش نهاده بودند تناول نمود، اثرات زهر را در خود احساس نمود و خواست كه از منزل خارج شود، ميزبان گفت : همين جا بمانيد؟ حضرت فرمود: در منزل شما نباشم ، بهتر است .
و با گذشت يك شبانه روز، كاملا زهر در بدن نازنين امام جواد عليه السلام اثر كرد و همچون ديگر ائمّه عليهم السلام مسموم و به فيض شهادت نائل گشت .(2)

الا اى آسمان از ديده ، اشكِ خون به بار

كه رفت از دار فانى ، حُجّت پروردگار

نهم شمع هدايت ، پيشواى شيعيان ، او

دهد دور از وطن جان ، بى معين و غمگسار

فروغ ديده زهرا (تقىّ) چون مجتبى جدّش

به دست همسر خود، گشت مسموم و فكار

گل گلزار احمد از جفاى دختر مأ مون

نهان گردد به خاك سرد و جاويد در مزار

الا اى مظهر جود خدا، ما مستمندان را

ز خوان عام خود، محروم از رحمت مدار

----     

1)- كافى : ج 3، ص 321، ح 7.

2)- تفسير عيّاشى : ج 1، ص 319، ح 109، بحارالا نوار: ج 50، ص 5، ح 7، حلية الا برار: ج 4، ص 580، ح 2

 
نوشته شده در روز ساعت 06:59:27 ب.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
امام جواد (ع)
تصاویر ویژه شهادت امام جواد ع
 
يا بقيه الله آجرك الله
 
 
شهادت حضرت امام محمد تقي عليه السلام (جواد الائمه) را به عموم شيعيان و دوستداران آنحضرت تسليت عرض مي نمائيم
 

بار ديگر عالمــــي غمخــــــــانه شـــــــــد          غــم فـــــــزا از ناله جانانـــــــــه  شـــــــد

در عـزاي نـــــــور چشــــــــــم احمـــــــدي         غـــــــرق ماتـــــم شـــــــد جهان  سرمدي

قلزم كون و مكــــــان امــــد به جــــــــوش         مي رسـد بر گـوش دل ، بانگ  ســــروش

شد پريشـــــان خاطــــــــر بدر الدجـــــــــي         ان سمــــــي مصطفــــــي ، پـــور رضـــــا

ان جـــواد  جـــــــــود رب العالمـــــيــــــــن        شد مشــــــوش خاطــرش از زهر كيـــــن

در جوانــــــي شــــد خــــزان گلــــــــزار او          زرد گشتـــــــه چــــــهـــــــره گلنــــــار او

همســـرش ظلم و ستــــــم بنيــــاد كـــــــرد         بهر قتلش هر زمــــــان امــــــداد كــــــرد

بـــــــود در خانـــــــــه ولــــــي كائنـــــــات         در تلاطــــم ، كشتــــــي بهــــــر نجــــــات

زاه جانسوزش دل زهــــــــرا شكســـــــــت          دربرويش ، مشــــــــرك ملعونه بســــــت

هر چه گفت از زهــــــــــر قاتل سوختــــــم         شمع جان در نار جـــــــور افروخــــــتــــم

هيچكس غيـــــر از خدا يــــــــادش نكـــــرد        گوش بر افغـــــــــان و فــــريادش نكــــرد

عاقبـــــــت  با لعل عطــــشان ، داد جـــــان       همچــــــــو جــــــدش بر لـــــــب اب روان

 رخـت بســــــت و رفـــــــت از دار فنــــــا          شد جهـــــان در ماتمـــــــــش ماتم ، سرا

قطره ، جسم اطهـــــرش عريــــان نبــــود           اهل بيتش بي ســر و سامـــــان نبــــــــود

بي كفن جسمش نشد پنهــــــــــان به خاك           جسمش از خنجر نگشته چــــاك چــــــاك

 

 
 
 
نوشته شده در روز ساعت 06:17:25 ب.ظ توسط سيد ضياء ميرعمادي نظردهيد (0)
پرهيز از دو بهم زني

پرهيز از دو بهم زني

يكي از چيزهايي كه متأسفانه در جامعه اسلامي مشاهده مي شود دو بهم زني است . بگونه اي كه گوئي بعضي نمي خواهند انسان هاي مؤمن و خوب ، با دلهايي پاك و بي آلايش در كنار هم زندگي سالم داسته باشند. شايد سلامت خاطر خود را در پريشانحالي و آزرده خاطري ديگران مي بينند.

چه زيبا خواهد بود اگر قدري خود را با منش و روش پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم ) تطييق بدهيم و گوش جان بسپاريم به فرمايشات گهربار آن حضرت كه فرمود :

ان هذا الدين متين فاوغلوا فيه برفق : اسلام دين محكم وقوى است آن را بامدارا بپيمائيد (1).

وچشم حقيقت بين را باز كنيم و ببينيم سيره و چگونگي معاشرت آن حضرت با مردم را ، و قدري بينديشيم.

نمونه اى از معاشرت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم )

يك بار پيامبر (ص) اموالى را كه به دست آمده بود بين مسلمانان عادلانه تقسيم كرد، مردى از انصار، (كه مى خواست بيشتر به او بدهند) گفت :

اين تقسيم موجب خوشنودى خدا نيست.

اين خبر به پيامبر (ص) رسيد، آن حضرت به قدرى ناراحت شد، كه چهره اش سرخ گرديد فرمود: خداوند برادرم موسى بن عمران را رحمت كند، او از اين بيشتر مورد آزار قرار گرفت و صبركرد.
پيامبر (ص) به ياران فرمود:

مبادا يكى از شما راجع به هيچ يك از اصحاب چيزى ناروا به من خبر دهد، زيرا شور و اشتياق آن دارم كه با قلبى صاف و دور از هر گونه آلايش و رنجش با شما زندگى كنم. (2)

***

(1)- كافى ج 2 ص 86

(2)- آدب معاشرت پيامبر (ص) مولى محسن فيض ص 46

 
نوشته شده در روز ساعت 07:14:58 ب.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
چه كنم با شرم ؟

 چه كنم با شرم ؟

ايام ذيقعده را پشت سر مي گذاريم و ذيحجه را در پيش رو داريم ، زمان بسرعت در گذر است چه اندكند پند گيرنده

چه زيباست اگر توان  دل سپردن  به كلام حق كه فرمود : ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ . (1)

انسان هيچ سخنى را بر زبـان نـمـى آورد مگر اين كه همان دم فرشته اى مراقب و آماده براى انجام ماموريت (و ضبط آن ) است

و فرمود :

نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (2)

 وسوسه هاى نفس او را مى دانيم و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم
 وقتى خداوند از خطورات قلبى انسان و وسوسه هاى زودگذرى كه از فكرش مى گذرد آگاه است مسلما ازتمام عقائد و اعمال و گفتار آنها باخبر مى باشد, و حساب همه را براى روز حساب نگه مى دارد.

خوبست توجه شما را به داستاني در اين زمينه جلب كنم :
مردى از اهل حبشه نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد وگفت : يا رسول الله !گناهان من بسيار است . آيا در توبه به روى من نيز باز است ؟ پيامبر (ص ) فرمود: آرى ، راه توبه بر همگان ، هموار است . تو نيز از آن محروم نيستى .
مرد حبشى از نزد پيامبر (ص )رفت . مدتى نگذشت كه بازگشت و گفت :
يا رسول الله !آن هنگام كه معصيت مى كردم ، خداوند، مرا مى ديد؟
پيامبر (ص ) فرمود: آرى ، مى ديد مرد حبشى ، آهى سرد از سينه بيرون داد و گفت : توبه ، جرم گناه را مى پوشاند؛ چه كنم با شرم آن ؟ در دم نعره اى زد و جان بداد . (3)

نكته : پس بياييم به دونكته توجه كنيم :

1-    ايمان به خدائي داشتن كه هميشه و همه جا با من است نه آن خدائي كه در آسمانها ، آن بالا بالاها و آن دور دوراست ، و يا آن خدائي كه در داستان سرائي ها مي آيد.(يكي بود يكي نبود غير از خدا ... )

2-    دامن آلوده مشو تا به عزيزي برسي .

---

(1) - ق /17

(2) - ق /18

(3)- عزالى ، ترجمه احياء علوم الدين ، ربع منجيات ، كتاب توبه ، ص 43؛ همو، كيمياى سعادت ، به كوشش و تصحيح حسين خديو جم ، ص 654

 

 
نوشته شده در روز ساعت 07:07:25 ب.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
دحو آلآرض

بيست و پنجم ذيقعده، دحو الارض

آداب و اعمال روز دحو الارض

شب بيست وپنجم

اين شب، شب دحو الارض است. (يعنى پهن شدن زمين از زير خانه كعبه بر روى آب) . و به عبادت در اين شب سفارش شده است.

اعمال روز بيست و پنجم

1- روزه.

2- غسل.

3- نماز: دو ركعت است كه در هر ركعت، يك بار سوره حمد و پنج مرتبه سوره شمس خوانده شود. پس از سلام نماز بگويد: «لا حول ولا قوة الا بالله‏» . آنگاه اين دعا را بخواند:

يا مقيل العثرات اقلنى عثرتى يا مجيب الدعوات اجب دعوتى يا سامع الاصوات اسمع صوتى و ارحمنى و تجاوز عن سيئاتى يا ذا الجلال و الاكرام يا ارحم الراحمين.

4- دعا

5- زيارت ثامن الحجج عليه السلام.

بعضى از علما زيارت اين روز را مستحب دانسته‏اند.

پس اين فرصت طلائي را دريابيم كه :

اگر مرگ در آيد

نقل است كه : شبلى بسيار گفتى: «الله، الله، الله‏»

پرسيدند: چه سبب است كه گويى «الله، الله‏» و نگويى «لااله الا الله‏» ؟

جواب داد كه مى‏ترسم در «لا اله‏» مرگ درآيد و به «الا الله‏» نرسم.

                          فرصت معنوي یا نسیم الهی

فرصت‌های معنوی زندگی، نسیم‌هایی الهی هستند که دل و جان آنان را که خود را در معرض آن قرار دادند می‌نوازند و به آنها شادمانی و آرامشی ژرف می‌بخشند. «دحوالارض» نیز از آن‌گونه نسیم‌هاست، که سالی تنها یک‌بار می‌وزد. تکرار دوباره این نسیم روح‌بخش برای آنان‌که جان خویش را از عطر آن آکنده نساختند، نامعلوم است. پس این فرصت طلایی را دریابیم؛ که رسول خدا (ص) فرمود:

«اِنَّ لِرَبِّکُمْ فی ایامِ دَهْرِکُمْ نََفَحاتٌ فَتَعَرَّضُوا لَها لَعَلَّهُ اَن یصیبَکُمْ نَفْحَةٌ مِنْها فَلا تَشْقَوْنَ بَعْدَها اَبداً؛ همانا در طول زندگی شما نسیم‌هایی از سوی پروردگارتان می‌وزد. هان! خود را در معرض آنها قرار دهید، باشد که چنین نسیمی سبب شود که برای همیشه بدبختی از شما دور ماند».(1)

مولوی نیز با اشاره به این حدیث شریف چنین سروده است:

گفت پیغمبر که نَفْحت‌های حق

اندر این ایام می‌آرد سَبق

گوش و هُش دارید این اوقات را

در ربایید این‌چنین نفحات را

نفحه آمد مر شما را دید و رفت

هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت

نفحه دیگر رسید آگاه باش

تا از این هم وا نمانی خواجه باش

***

1-   سیوطی، جامع الصغیر، ج 1، ص 95.

 
نوشته شده در روز ساعت 07:05:15 ب.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
تهاجم نظامي و شبيخون فرهنگي

 

تهاجم نظامي و شبيخون فرهنگي

نظامي

فرهنگي

طمع به خاك و زمين

طمع به اخلاق و دين

پر سر و صدا و با سرعت

آرام و خزنده

ترسناك و نفرت آفرين

جذاب و فريبنده .

افراد به دفاع و مقاومت مى‏پردازند

افراد به استقبال آن مى‏روند .

كشته آن شهيد

مرده و پليد

مهاجم اعلام جنگ مى‏كند

مهاجم اعلام دوستى

صفير اولين گلوله، همه را متوجه خطر مى‏سازد

گاهى تا شليك گلوله آخر دشمن، هنوز عده‏اى شبيخون را باور نمى‏كنند .

زمين از دست مى‏رود

شرف و دين از دست مى‏رود

درگيرى با دشمن در مرزهاست

آسيب دشمن از درون خانه‏هاست

بمب‏هاى خوشه‏اى مى‏ريزند

شك و دو دلى برمى‏انگيزند

پادگان‏ها، مقرها، خطوط و خاكريزها  و شهرها بمباران مى‏شود

مدرسه‏ها، مطبوعات و انديشه‏ها و عقايد بمباران مى‏شود

درگيرى در كوه و دشت و درياست

نبرد در عرصه‏ى مجلات، رمان‏ها، فيلم‏ها و كتاب‏هاو سايت هاست

اسيران اين ميدان آزاده‏اند

گرفتاران آن معتاد و آلوده‏اند .

مجروح را به عقب برمى‏گردانند تا مداوا شود

مجروح پس از اولين زخم و تركش، به خطوط جلوتر انتقال مى‏يابد

تير و تركش بر سر و دست مى‏نشيند

زهر هوس و ويروس گناه، بر ايمان و انديشه

دشمن از مرز آبى و خاكى وارد مى‏شود

مرزهاى فكرى و روحى

تشييع پيكر يك شهيد شهرى را روح حماسه مى‏بخشد

آلودگى نسلى را به ابتذال، روح جامعه را افسرده

ملت را مقاوم‏تر

ملت را سست‏تر

آن‏جا از خود مى‏گذرند تا به خدا برسند

اين‏جا از خدا مى‏گذرند تا به خود برسند

قربانيان آن، شهيد راه معروف‏اند 

قربانيان اين، كشته بيراهه و منكر

 

 
نوشته شده در روز ساعت 07:11:07 ب.ظ توسط سيد عابس قادري نظردهيد (0)
حج ابراهيمي كنگره عظيم اسلامي

وَلِلّه عَلی النّاس حِجّ ُ البَیت  مَنِ استطاع اِلیهِ سَبیلا

این روزها زایران خانه خدا عازم مکه مکرمه می شوند تا اعمال حج را بجا آورده  و از معنویت و برکات بیکران این فیض عظیم الهی بهره مند گردند.

بی تردید حج یکی از مفاخر اسلام و از نشانه های سربلندی و سرافرازی مسلمین و یأس و ناامیدی کافران و منافقان  است.

در میان تمامی اَعمال عبادی مسلمانان ، حج جایگاه ویژه ای دارد. زیرا جامع بسیاری از عبادات ( مانند : نماز ، طواف ، دعا ، روزه ، قربانی و غیره ) بوده و علاوه بر بهره مندی از بُعد معنوی ، الهی و فردی ، از بُعد اجتماعی عمیقی نیز برخوردار است و ارتباط تنگاتنگی با مسایل سیاسی و اجتماعی مسلمانان جهان دارد و اگر به دُرستی انجام گیرد اتحاد و وحدت چشمگیر مسلمانان را در پی خواهد داشت و بسیاری از معضلات و مشکلات جهان اسلام و مسلمین عالم را بر طرف خواهد کرد.

91aviuvk9ynbcfa74p9.jpg

گرچه هر سال به طور استحبابی می توان حج و یا عمره را انجام داد ولیکن شرعاً برای هر مکلفی در طول عمرش تنها یک بار واجب می گردد و آن هم نیز مشروط به استطاعت است.

استطاعت به معنای توانایی و امکان است که شامل توانایی مالی و اقتصادی و توانایی جسمی و فیزیکی وهم چنین امکان رفت و آمد بی مزاحمت و باز بودن راه می گردد.

زمان انجام حج تمتع منحصر به ماه ذی حجه و مکان آن نیز منحصر به سرزمین سراسر نور مکه معظمه می باشد.

تکلیف مسلمانان مکه و اطراف آن حج قران و یا حج اِفراد است ولیکن مسلمانانی که از راه دور وارد مکه معظمه می شوند باید حج تمتع انجام دهند . به همین جهت پس از ورود به مکه ابتدائاً عمره تمتع را بجا آورده و بعد از آن از احرام بیرون می آیند و سپس از روز هشتم ماه ذی حجه مجددا مُحرم شده و حج تمتع را آغاز می کنند.

o9epinkeom4i1o2xgdxx.jpg

حج تمتع أعمال فراوانی دارد که پس از احرام با وقوف در عرفات شروع می گردد و سرانجام با طواف نساء و نماز طواف نساء به پایان می رسد.

خیلی از انسان ها در این مراسم بزرگ حضور می یابند و عظمت و قدرت الهی را از نزدیک مشاهده می کنند ولی آن هایی که قلب خویش را صاف و مخصوص خدا کرده و هر چیزی غیر او را از قلب خود بیرون کنند و خود را حاجی واقعی و انسان خدایی نمایند مطمئنا اندکند.

به هر روی ، این ایام باعظمت را اولاً به صاحب و سرورمان حضرت حجت بن الحسن (ع) و ثانیاً به رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای و سایر فقها و مراجع عظام و ثالثاً به عموم مسلمانان به ویژه ایرانیان خداجو و شیعیان و محبان اهل بیت (ع) تبریک و تهنیت عرض می کنم و از خدای بزرگ می خواهم این توفیق بزرگ را نصیب همه ما بگرداند.

 
نوشته شده در روز ساعت 08:24:11 ق.ظ توسط سيد تقي واردي كولائي نظردهيد (0)
زيارت امام تولاي توحيد

به مناسبت فرا رسيدن ميلاد با سعادت حضرت علي ابن موسي الرضا(ع) نشستي با موضوع «زيارت امام تولاي توحيد يا تمناي شرك ‌» با حضور حجةالاسلام و المسلمين محمدامين پور اميني، روز يكشنبه دهم آبان ماه در سالن دانشگاه الزهرا برگزار گرديد.

به گزارش شيعه‌ آنلاين، حجةالاسلام و المسلمین محمدامین پورامینی، در نشست «زیارت امام تولای توحید یا تمنای شرک» اظهار داشت: واژه زیارت از نظر لغت به معنای قصد و ملاقات است به این معنا که هنگامی که می‌گویند زیارت فلان کس رفت یعنی قصد کرد او را ببیند و در بحث زیارت چند موضوع مهم مانند زیارت قبور، زیارت بزرگان مانند زیارت پیغمبر(ص) و ائمه معصومین(ع) و بناء بر قبور متبرک مطرح است. رسول اکرم(ص) در اوایل بعثت مدتی رفتن به زیارت اهل قبور را نهی کردند اما پس از مدتی فرمودند: به زیارت قبور بروید زیرا سبب می شود به یاد آخرت بیفتید و علاقه تان به دنیا کم شود.


این استاد حوزه افزود: نهی پیامبر(ص) از رفتن بر سر قبور به سبب آن بود که در آن زمان برخی از مردم تازه مسلمان شده بودند اما افراد خانواده و بستگانشان هنوز مسلمان نبودند و برسر قبرها شعرهای باطل می‌خواندند که پس از گذشت زمان، اسلام گسترش یافت و معارف اسلامی در دل ها راه بازکرد و آن نهی اولیه از سوی پیامبر(ص) برداشته شد. رسول خدا(ص) نیز شامگاه پنجشنبه ها به همراه عده ای به قبرستان بقیع می‌رفتند و زیارت اموات را به جا می آوردند و نیز در روایات شیعه و سنی نقل شده از نبی اکرم(ص) که فرمودند: اگر بر سر قبری رفتید این طور نیست که میت نفهمد بلکه او با شما انس پیدا می کند و مانوس می‌شود.


وی عنوان کرد: طبق روایات پیامبر(ص) فرمودند: من از خدا اجازه خواستم به زیارت قبر مادرم حضرت آمنه بروم که ایشان در منطقه ای به نام ابواء -بین مکه ومدینه- دفن هستند و رسول اکرم(ص) که شاید بیش از 50 سال از عمر شریفشان می گذشت با عده ای به زیارت قبر مادرشان رفتند و بر سر مزار مادر گریه کردند و همراهان نیز اشک ماتم ریختند. پیامبر(ص) فرمودند: به زیارت قبرها بروید زیرا سبب رقت و نرمی دلها شده و موجب می شود به یاد جهان آخرت بیفتید.


حجت الاسلام پورامینی با اشاره به اینکه اهل بیت(ع) به زیارت بستگانشان که از دنیا رفته بودند ویا به شهادت رسیده بودند می‌رفتند ادامه داد: در روایات آمده است که حضرت زهرا(س) پس از رحلت رسول خدا(ص) به زیارت قبر پدر بزرگوارشان رفتند و مشتی خاک بر چشم گذاشته و گریه کردند، و نیز آن حضرت به زیارت حضرت حمزه عمویشان می رفتند و از خاک قبر آن حضرت برای خود تسبیح درست کردند، و مقید بودند که از مدینه به احد برای زیارت قبر حضرت حمزه -با فاصله تقریبا شش کیلومتری- بیایند.


وی حدیث، قول و فعل معصومین(ع) را موافق با زیارت اهل قبور دانست و اظهار کرد: در احادیث آمده است که امام صادق(ع) از مدینه به کربلا برای زیارت جدشان امام حسین(ع) آمدند، و نیز امام هادی(ع) مدتی بیمار شدند که گروهی را به کربلا فرستادند تا زیر گنبد امام حسین(ع) برای سلامتی شان دعا کنند. سیره عملی بشر و به خصوص مسلمانان نیز همین گونه بوده است که به زیارت قبور می رفتند وحرمت بزرگان خویش را پاس میداشتند.


                               


حجةالاسلام پورامینی با اشاره به اینکه قبور حضرت داوود، سلیمان، یوسف و یعقوب علیهم السلام در فلسطین است تصریح کرد: هنگامی که مسلمانان بیت المقدس را گرفتند، تمام قبور به نوعی گنبد و بارگاه داشت و به خاطر اسلام کسی نگفت که اینها باید خراب شود، زیرا احترام قبور این بزرگان در نهاد بشر است، و همگان به بزرگانشان با روشهای گوناگون احترام می گذارند. در روایات آمده است که روزی مروان به مسجد پیامبر(ص) آمد و دید شخصی صورتش را بر قبر آن حضرت گذاشته است، مروان از پشت گردن آن فرد را گرفت و اعتراض کرد و گفت: می دانی چه می کنی؟ سپس متوجه شد این شخص یکی از یاران بزرگ پیامبر(ص) به نام ابوایوب انصاری است.


این استاد حوزه با اشاره به اینکه مروان از خاندان بنی امیه است که از ابتدا با رسول خدا(ص) مشکل داشتند ادامه داد: ابوایوب شخصیتی است که رسول خدا (ص) در هنگام ورود به مدینه به خانه وی رفتند؛ سپس ابوایوب گفت: فکر نکن که این تنها خاک است، بلکه من به زیارت پیامبر(ص) آمدم، و به فرموده ایشان: بر دین گریه نکنید اگر اهلش حاکم شوند، وای برشما اگر نااهلان بر دین مسلط شوند آن وقت باید به وضع مسلمانان گریه کرد، وبا این سخن به وی فهماند که  بر حال امت اسلامی باید گریست که مثل مروان نا اهل بر گرده ایشان سوار گردد که اعتراض به نحوه زیارت وابراز عشق وعلاقه مردم به رسول خدا(ص) کند.


حجةالاسلام پورامینی اظهارداشت: هنگامی که خلافت به عثمان رسید، ابوسفیان در جلسه ای که همه از خاندان بنی امیه بودند گفت: در حال حاضر خلافت دست شما افتاد آن را مانند توپ به هم پاس دهید زیرا نه بهشتی در کار است و نه جهنمی وجود دارد! و این مسئله نشان می دهد این اشخاص از  آغاز هم به اسلام ایمان نیاورده بودند. براساس روایات روزی در یک جلسه خصوصی یکی از مسلمانان رو به معاویه کرد و گفت: بس است آنقدر شیعیان علی(ع) را کشتی وبر ایشان ستم روا داشتی! در آن هنگام موذن اذان گفت، همینکه او به "اشهدان محمد رسول الله" رسید معاویه گفت: خلیفه اول و دوم آمدند و رفتند و اسمشان تمام شد اما هنوز نام محمد(ص) هنوز روزی پنج بار از ماذنه ها شنیده می شود، و تا هنگامی که این نام دفن نشود من دست بر نمی دارم!.


حجةالاسلام پورامینی افزود: هنگامی که حکومت به یزید رسید، وی در برابر سر امام حسین(ع) در شام شعری به این مضمون خواند که بنی هاشم با حکومت بازی کردند و چند روزی آمدند و رفتند در حالیکه نه وحی و نه جبرئیلی در کار است، که این مسئله نشان می‌دهد عده ای که در این زمان با مسئله زیارت قبر امام(ع) مخالفت می کنند چر واقع از مشی مروان و زمامداران ظالم وستمگر اموی تبعیت و پیروی می‌کنند. روزی بلال حبشی نیز به کنار قبر پیامبر(ص) آمد و گریه کرد و صورتش را برقبر آن حضرت گذاشت که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) کنار وی آمدند و بلال آنان را در بغل گرفت و بوسید که نشان می دهد احترام قبور اولیای دین از آن زمان بوده است.


این استاد حوزه عنوان کرد: مسئله ای که گاهی مطرح می شود آن است که برخی در کنار قبور متوسل می شوند و این موضوع پیش می آید که می شود به غیرخدا متوسل شد که با توجه به آیات قرآن که می فرماید برای خدا وسیله بیاورید و امیرالمومنین علی(ع) فرمود من وسیله ام و اهل بیت(ع) همه وسیله اند جواب پاسخ خود را به دست می آوریم. این موضوع را می توان در داستان حضرت یوسف (ع) ببینیم که هنگامی که برادرانش وی را در چاه انداختند پیش حضرت یعقوب(ع) آمدند و گفتند تو از خدا بخواه که از سر تقصیرات ما بگذرد که آن حضرت قبول کرد و گفت: من برای شما از خداوند طلب غفران و مغفرت می کنم.


                             


وی تصریح کرد: در روایات اهل تسنن آمده است که پس از مرگ پیامبر(ص) مشکل کم آبی پدید آمد،  عمر گفت: خدایا ما به پیغمبر(ص) متوسل می شدیم و باران می آمد حال ما به عموی پیغمبر (عباس) متوسل می شویم تا باران رحمتت را بر ما نازل کنی. در روایات آمده است که روزی منصور خلیفه عباسی بر سر قبر پیامبر (ص) آمد و نمی دانست به سمت قبر پیامبر یا به سمت قبله بایستد زیرا به این شکل بود که یک طرف قبر پیامبر اکرم(ص) و 180 درجه آن طرف تر قبله بود که این موضوع را از مالک بن انس پرسید و وی گفت: چرا می خواهی از قبر پیامبر روی گردانی؟ زیرا ایشان وسیله نزدیک شدن تو به خداوند است و به سمت قبر پیامبر (ص) بایست ودعا کن.


حجةالاسلام پورامینی اظهارداشت: در قرآن کریم آمده است که هنگامی که مردمی به خودشان ظلم می کنند اگر بیایند سراغ تو ای پیامبر و استغفار کنند که خداوند از سر تقصیراتشان در گذرد، وتو برایشان درخواست آمرزش کنی آنان خداوند را آمرزنده خواهند یافت، و از این موضوع درمی یابیم که خود خدا مسیر را مشخص کرده که برای آمرزش به سراغ پیامبر(ص) برویم. پیامبر رحمت(ص) می‌فرمایند: هرکس بر من سلام کند من جواب سلامش را می دهم  و نیز می فرمایند: بر من صلوات بفرستید که به من خواهد رسید.


این استاد حوزه افزود: اهل تسنن نقل کرده اند که عربی سه روز بعد از وفات پیامبر (ص) بر سر قبر آن حضرت آمد، او در حالی که خاک قبر آن حضرت را بر سر می ریخت و می گفت: یا رسول الله هرچه فرمودید عمل کردیم، و خداوند فرموده است که آنانکه به خود ظلم کرده اند رو به سوی شما کنند و شما را واسطه بین خود و خدا قرار دهند، وحال من آمدم.


حجةالاسلام پورامینی با اشاره به اینکه احادیث مختلفی از پیامبر(ص) درباره زیارت قبور آمده است عنوان کرد: ایشان می فرمایند: هرکس به زیارت قبر من بیاید بر من واجب می شود آن را زیارت کنم و یا می فرمایند: هرکس به زیارت من بیاید و قصدش آن باشد که زیارت مرا انجام دهد، من روز قیامت شفاعت او را می کنم؛ همچنین فرموده اند: هرکس حج انجام دهد و به زیارت من نیاید بر من ستم کرده است و نیز هرکس حج انجام دهد و به زیارت قبر من بیاید مانند آن است که به زیارت من در هنگام زنده بودنم آمده است.


وی تصریح کرد: ذهبی یکی از عالمان اهل سنت که بسیار ضد شیعه و متعصب است او در کتاب سیر اعلام النبلاء ۵/۴۰۰ می گوید: آنان که کنار قبر پیغمبر(ص) آمده و گریه می کنند  فکر نکنید کار بدی انجام می دهند، آنان نهایت عشق و محبت خود را نشان می دهند و کسی که به حالت خشوع در برابر قبر پیامبر(ص) می ایستد، نهایت عشق خود را به پیامبر نشان داده و نسبت به کسی که در خانه اش به آن حضرت درود می فرستد، جایگاه بالاتری دارد.


این استاد حوزه یادآور شد: حتی افرادی از بزرگان اهل سنت هستند که با خشوع به زیارت قبور اولیای دین می رفتند، یکی از آنان ابن خذیمه از علمای بسیار بزرگ اهل حدیث در قرن سوم هجری است، وی هنگامی که به زیارت قبر امام رضا(ع) آمد، نهایت خشوع وخضوع وفروتنی وادب را بجا آورد که اطرافیان  به حیرت افتادند. ابن حبان - یکی دیگر از بزرگان اهل سنت - نیز می گوید: هروقت در طوس برایم مشکلی پیش می آمد به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) می رفتم، و از خدا می خواستم که مشکلم را حل کند، که خدا مشکلم را برطرف می کرد.


وی بیان داشت: ابوعلی خلال از علمای حنبلی نیز معتقد است که هر زمان که مشکلی داشته به زیارت قبر موسی بن جعفر (ع) می رفته و به ایشان متوسل می شده که خداوند نیز مشکلش را حل می کرده است. از این روایات بر می آید که زیارت قبور امری عادی بوده وسیره مستمره بین مسلمانان جهان بوده است، و تا قبل از قرن هشت هیچ کس به این مسئله شک نمی کرده است، و نخستین گرایش انحرافی توسط ابن تیمیه که اهل حران سوریه است پیش آمد و معتقد بود که باید این مسائل برداشته شود که حتی در همان زمان علمای اهل سنت با وی مخالفت کردند، وبا مرگ وی این تفکر انحرافی نیز مرد تا آنکه حدود 200 سال قبل محمد بن عبدالوهاب در سرزمین عربستان سربلند کرد.


حجةالاسلام پورامینی تصریح کرد: انگلستان در جاانداختن فرقه وهابیت نقش بسزایی دارد،  وهابیت انشعابی است که در میان اهل سنت پدید آمد،  که از میان مذهب حنبلی که از همه خشک تر وایستاتر  و دارای جمود فکری بیشتر بودند سر بیرون آورد، و انگلستان نیز بخاطر شکست دادن حکومت پهناور عثمانی از آنان حمایت کرد، و پیوندی میان محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب برقرار شد که تا به امروز هم ادامه دارد و یکدیگر را تقویت می کنند.


وی اظهارکرد: پس از استقرار، آنان نام کشور را از منطقه حجاز را به عربستان سعودی تغییر دادند، و امروز با این پیوند و قدرت مالی قوی از نفت و نفوذ معنوی تسلط بر مکه و مدینه، گرایش وهابیت در دنیا مانند ویروس نفوذ پیدا کرده است که نمونه این جمود وایستایی فکری وجود القاعده است که نه تنها شیعیان را بلکه برخی سنی‌ها را نیز کافر می دانند و براحتی حکم کشتن می‌دهند. در حال حاضر در دنیا و به ویژه کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان با نفوذ فکری وهابی گری به مشکل افتادند، این فرقه با قشری نگری مسائل اسلامی را به گونه های مختلف متزلزل می‌کنند، در ظاهر دم از توحید می‌زنند اما نعوذبالله خداوند را به شکلی مجسم وبزرگ می دانند که روز قیامت سوار بر مرکب می شود و همه خدا را می بینند!


ارسال: چهارشنبه13 آبان 1388/ 3:2ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=8118
 
نوشته شده در روز ساعت 05:41:45 ب.ظ توسط محمدامين پوراميني نظردهيد (0)
خواب مرحوم مرعشی
http://www.shiaupload.ir/images/71s0ls5qucedln8hptiw.jpg

مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.

امام به ايشان فرمودند:
«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»
يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن .

ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند؛ از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد.


 
نوشته شده در روز ساعت 08:40:50 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
یا فاطمه (س)

 

گلِ گلشن فاطمى

ز باد حوادث گلى از پيمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) ----- در اين خاك عنبرفشان آرميده
يكى لاله از لاله زار ولايت ----- به گلزار قم بين چسان آرميده
گل گلشن فاطمى بين كه چونان ----- ز دست قضا نوجوان آرميده
در اين بارگاه رفيع دل افروز ----- نهان زيب تاج كيان آرميده
در اين ارض اقدس يكى گوهر پاك ----- به تقدير چرخ زمان آرميده
درخشان مهى دخت موسى بن جعفر ----- كزو كشورى در امان آرميده
جبين سا به خاك درش هان كه بى شك ----- در اين بقعه جان جهان آرميده

همان ، ص89 ، قصيده فاضل ارجمند آقاى دوانى 

 

 

دخت خورشيد

اى دختر عقل و خواهر دين ----- وى گوهر درج عزّ و تمكين
عصمت شده پاى بند مويت ----- اى علم و عمل مقيم كويت
اى ميوه شاخسار توحيد ----- همشيره ماه و دخت خورشيد
وى گوهر تاج آدميّت ----- فرخنده نگين خاتميّت
شيطان بخاطب « قم » براندند ----- پس تخت ترا بقم نشاندند
كاين خانه بهشت و جاى حوّاست ----- ناموس خداى جايش اينجاست
اندر حرم تو عقل ماتست ----- زين خاك كه چشمه حياتست
جسمى كه در اين زمين نهان است ----- جانى است كه در تن جهان است
اين ماه منير و مهر تابان ----- عكسى بود از قم و خراسان
ايران شده نوربخش ارواح ----- مشكاة صفت به اين دو مصباح
از اين دو حرم دِلا چه پرسى ----- حق داند و وصف عرش و كرسى
هر كس به درت بيك اميدى است ----- محتاج تر از همه « وحيدى » است

گنجينه دانشمندان ، ج1 ، ص19 ، قصيده از آية الله وحيدى خراسانى 

 

 

فاطمه ثانى

اى كه به خلق جهان تويى سر و سرور ----- شأن تو از قدر كاينات فزون تر
وقت ثناى تو مات عقل خردمند ----- گاه مديح تو محو فكرِ سخنور
طاير وهم ار ، رسد به پايه قدرت ----- بال و پرش سوزد ار بود چو سمندر
شانه گيسوى توست ، پنجه خورشيد ----- آينه روى توست ماه منوّر
رشحه اى از نور طلعت تو به افلاك ----- بَر شد و افلاك از آن شدند پُر اختر
عكس زابروى تو هلال چو برداشت ----- گشت مشاراليه خلق سراسر
بهر وجود تو خلق گشته دو عالم ----- بهر تو گرديده كاينات مسخّر

گنجينه دانشمندان ، ج1 ، ص24 ، قصيده اى از آية الله ثقفى تهرانى ـ ميرزا محمّد 

 

 

حبيبه حقّ

تو اى حبيبه حق جلوه از خدا دارى ----- كه سوى خويش همه چشم ماسوى دارى
به چرخ حشمت و اجلال بيشتر از مهر ----- به پيش ديده اهل صفا ضيا دارى
تو آشنا نشوى گر چه به كسى از قدر ----- وليك در همه عالم تو آشنا دارى
به زائرين حريم خود اى ستوده خصال ----- نظر ز راه محبّت جُدا جُدا دارى
به يك نگاه مِس قلب ما طلا سازى ----- تويى كه با نظر خويش كيميا دارى
به هر كه مى نگرم جانب تو روى آرد ----- تو خود نظر مگر از لُطف سوى ما دارى
از آن كه دختر موسى ابن جعفرى بخدا ----- كنند مدح تو گر تا به حشر جا دارى

لمعات عشق ، حيدر معجزه ، ص106 

 

جمال و كمال فاطمى عليها السلام

خاك قم گشته مقدّس از جلال فاطمه ----- نوباران گشته اين شهر از جمال فاطمه
گر چه شهر قم شده گنجينه علم و ادب ----- قطره اى باشد ز درياى كمال فاطمه
تابش شمع و چراغ و كهرباى نورها ----- باشد از نقد جمال بى مثال فاطمه
صافى آيينه ايوان نيكو منظرش ----- گوشه اى از صافى قلب زلال فاطمه
عطر آگين گشته گر اين بارگاه جنّتى ----- اين نسيمى است از عبير بى همال فاطمه
بر سر ما سايه افكن از كرامت اى بتول ----- شد سعيد آن كس كه بُد اندر ظلال فاطمه
آفت دلها غم است بر درگه معصومه ام ----- حرمت من حرمت عزّ و جلال فاطمه
يارب از غم ها مرا برهان هم از افسردگى ----- عفو كن ما را به قلب پر ملال فاطمه
كبريا از درگهش كس را نكرده نااميد ----- خاصّه آنكو داشت پشتيبان مثال فاطمه

گنجينه دانشمندان ، ج1 ، ص17 

ريحانه رسول

رواق دختر موسى بن جعفر است اين جا ----- حريم فاطمه بنت پيمبر است اين جا
در بهشت برين گر طلب كنى به خدا ----- ببوس با ادب آن را كه آن در است اين جا
زمين قم به مثل چون صدف بود آرى ----- وجود حضرت معصومه گوهر است اين جا
ببند عقد نماز اندرين مقام رفيع ----- كه جاى گفتن الله اكبر است اين جا
مخوان به خلد برينم زكوى او واعظ ----- براى من ز دو صد خلد برتر است اين جا
حبيبه حق و ريحانه رسول و على ----- يگانه دختر زهراى اطهر است اين جا
ببوس از سر صدق و صفا ضريحش را ----- كه مورد نظر حىِّ داود است اين جا
مسيح زنده شود در حريم اين بانو ----- عجب ز فيض دمش روح پرور است اين جا
ز يُمنِ موكبِ اجلالِ فاطمه بنگر ----- كه دُرّ تاج سر هفت كشور است اين جا
فروغ روضه او پر تو افكن است به مهر ----- چرا كه مطلع خورشيد انور است اين جا

اگر بديده ادراك بنگرى بينى ----- كه مهر و ماه هم از ذرّه كمتر است اين جا
از آن شدند سلاطين مقيم در كويش ----- كه خاك درگه او زيب افسر است اين جا
كند بدرگه او سجده صبحدم خورشيد ----- كه از فروغ ولايت منوّر است اين جا
اگر تجلّى حق بينى از در و ديوار ----- عجب مدار كه دخت پيمبر است اين جا
تبارك الله از اين روضه بلند رواق ----- كه از تصوّر و از وصف برتر است اين جا
برو طهارت دل كن بيا به روضه او ----- كه جاى مردم پاك و مطهر است اين جا
از آن پناه به كوى تو آرم اى بانو ----- كه فيض روح ز لطفت ميسّر است اين جا
مرا كه نام بود حيدر آمدم به درت ----- چرا كه نور دو چشمان حيدر است اين جا
زمين قم شده روشن از آن به غيب و شهود ----- كه نور حق به جمالت برابر است اين جا
ز آفتاب قيامت غمى نخواهد بود ----- مرا كه سايه لطف تو بر سر است اين جا
سزد كه « معجزه » قم همچنان بهشت بود ----- چرا كه دختر موسى بن جعفر است اين جا

لمعات عشق ، ص58 ، ديوان حيدر معجزه 

 

 

بارگاه رفيع فاطمى

اين بارگه كه چرخ بر رفعتش گم است ----- فخر البقاع بقعه معصومه قم است
فخر البُقاع نيست كه فخر البَقا بود ----- اين بارگه كه چرخ بر رفعتش گم است
با خاك درگهش خضر اندر گه نماز ----- كارى كه فرض عين شمارد تيمّم است
سنگ حريم او فلك النّجم عالم است ----- ريگ سراى او مَلِك العرش انجم است
سقاى او چو آب زند گَردِ ساحتش ----- از رشك با سرشك قرين چشم قلزم است
در التماس بارقه گنبدش هنوز ----- در طور روح موسى اندر تكلّم است
از رشك خشتهاى زر اندود او مدام ----- داغى چو شمس بر دل اين هفت طارم است
هى پا نهاده زائر او بر پر ملك ----- بس از ملك به طوف حريمش تهاجم است

حق دارد اين مكان زند ار ، دم ز ، لامكان ----- كو را يگانه گوهر سلطان هفتم است
اخت رضا و دختر موسى كه حشمتش ----- مستور از عفاف ز چشم توهّم است
هم در حسب بزرگ اب اندر پى اب است ----- هم در نسب ستركْ اُم اندر پى اُم است
آن كعبه است مرقد فرقد عُلوِّ او ----- كز پيل حادثات مصون از تهدم است
يا بضعة البتول و يا مهجة الرّسول ----- اى آنكه رتبه تو وراى توهّم است
از اشتياق سجده بر خال چهر تو ----- آدم هنوز روى دلش سوى گندم است
دانند اگر ز آدم و حوا مؤخرت ----- من گويمت بر آدم و حوّا تقدّم است
زيرا كه جز ثمر نبود مقصد از درخت ----- وان شاخ و برگش ارچه بود عود و هيزم است
ابليس را كه چنگ ندامت گلو فشرد ----- بر درگهت اميد علاج تندم است

مردم زيارت تو كنند از پى بهشت ----- وين خود دليل بر عدم عقل مردم است
زيرا كه جز زيارت كويت بهشت نيست ----- ور هست درب كوى تو آن را تصمم است
با صدق تو صباح دوم را بدون كذب ----- بر خويش خنده آيد و جاى تبسّم است
كى شِبْهِ مَريمت كنم از پاك دامنى ----- كالوده اش ز نفحه روح القدس كم است
آن جا كه عصمت تو زند كوس دور باش ----- پاى وجود روح قدس در عدم گم است
گردون به پيش محمل فَرَّت جنيبتى است ----- كز آفتاب كوى زرش زيور دم است
ذلى كه از پى تو بود عين عزّت است ----- خارى كه در ره تو خلد به ز ، قا قُم است
اى بانوى حرم سوى جيحون نظاره اى ----- كز انقلاب دهر ، همى در تلاطم است
مويم اگر چه شد به معاصى سپيد ليك ----- رويم منه سياه كه دور از ترحم است

از تاج الشّعراء جيحون ، زندگانى حضرت معصومه(عليها السلام) ، ص86 

 

 

روح ايمان

ولاى حضرت معصومه راحت جانست ----- به چشم مردم آگاه روح ايمانست
كسى به دعوى ايمان خود بود صادق ----- كه پيرو نبى و تابع امامان است
چو اهل بيت نبى گوهران بى مثلند ----- بهايشان ز شرف فوق درك انسانست
به هر گلى كه ز باغ رسالت است و على ----- هر آنكه دل ندهد خوار نزد يزدانست
چه جاى آن كه نباشد محبّ معصومه ----- كه او به چرخ ولا اختر درخشانست
به خاك پاى تو اى بنت موسى جعفر ----- كه توتياى ضيابخش اهل عرفانست
اگر حبيبه حق خوانمت از آن باشد ----- كه بر مقام تو عارف خداى سبحانست

لمعات عشق ، ص102 

 

 

شافع يوم المعاد

يا رب اين خلد برين يا جنة المأواستى ----- يا همايون بارگاه بضعه موساستى
اين مهين بانو كه در برج شرافت اخترى است ----- نسل پاك و زاده انسية الحوراستى
فاطمه اخت الرّضا ، سلطان دين ، روحى فداه ----- خاك درگاه تو از عرش علا اعلاستى
ملجأ اهل زمان و شافع يوم المعاد ----- خواهر سلطان دين و ثانى زهراستى
مرقد نورانيش گويا رياض جنّت است ----- تربت پاكش ز مشك و عنبر ساراستى
گو بيايد تا به بيند اين همايون بارگاه ----- آنكه منكر بر وجود جنّت دنياستى
حضرت ناطق بحق صادق چنين فرموده است ----- در جزاى زائر او جنة المأواستى
اى مهين بانوى كاخ عصمت ، اى مايه وجود ----- اى كه خاك درگهت رشك دم عيساستى
حق ام و اب اگر مانع نبودى گفتمى ----- هم ز خيل خادمانت آدم و حوّاستى

از سيد محمدرضا خادم ، زندگانى حضرت معصومه(عليها السلام) ، ص100 

 

 

بضعه موسى

آتش موسى عيان از سينه سيناستى ----- يا كه زرّين بارگاه بضعه موساستى
بضعه موسى بن جعفر فاطمه كز روى قدر ----- خاك درگاهش عبير طره حوراستى
نوگلى رنگين ز طرف گلشن ياسين بود ----- آيتى روشن ز صدر نامه طاهاستى
پرتوى از آفتاب اصطفاى مصطفى ----- زهره اى از آسمان عصمت زهراستى


زندگانى حضرت معصومه ، سيدمهدى صحفى ، ص102 ، شعر از فتحعلى خان صبا 

 اين اشعار دور گنبد حضرت نوشته شده است 

 

 

حريم خدا

اى خاك پاك قم چه لطيف و معطرى ----- خاكى ولى ز ذوق و صفا بند گوهرى
گوهر كجا و شأن تو نبود عجيب اگر ----- گويم ز قدر و منزلت از عرش برترى
بس باشد اين مقام ترا اى زمين قم ----- مدفن براى دختر موسى بن جعفرى
آن بانوى حريم امامت كه مام دهر ----- نازاده بعد فاطمه يك همچو دخترى
يا فاطمه ، حريم خدا ، بضعه بتول ----- محبوبه مكرمه حىّ داورى
هستى تو دخت موسى و اخت رضا يقين ----- گردون نديده همچو پدر هم برادرى
فخر امام هفتم و هشتم كه از شرف ----- وى را يگانه دختر و آن را تو خواهرى
مريم كه حق ز جمله زنهاش برگزيد ----- شايسته نيست آنكه كند با تو همسرى
از لطف خاص و عام تو اى عصمت اله ----- بر عاصيان شفيعه فرداى محشرى

صد حيف يوم طف نبودى بكربلا ----- بينى بنات فاطمه با حال مضطرى
و آن يك شكسته بازو و آن يك دريده گوش ----- و آن ديگرى به چنگ لئيم ستمگرى
زينب كشيد ناله كه يا ايها الرسول ----- بين بهر ما نمانده نه اكبر نه اصغرى
يا فاطمه بجان عزيز برادرت ----- بر « احتشام » لطف نما قصر اخضرى

اشعار از مرحوم سيد جعفر احتشام 

 

 

نگين قم

شهرها انگشترند و « قم » نگين ----- قم ، هماره حجّت روى زمين
تربت قم ، قبله عشق و وفاست ----- شهر علم و شهر ايمان و صفاست
مرقد « معصومه » چشم شهرِ ما ----- مهر او جانهاى ما را كهربا
دخترى از اهل بيت آفتاب ----- وارثِ دُرّ حيا ، گنج حجاب
در حريمش مرغ دل پر مى زند ----- هر گرفتار آمده ، در مى زند
هر دلى اينجاست مجذوب حرم ----- جان ، اسير رشته جود و كرم
اين حرم باشد ملائك را مطاف ----- زائران را ارمغان ، عشق و عفاف
آستان بوسش بسى فرزانگان ----- معرفت آموز ، از اين آستان
ديده پاكان به قبرش دوخته ----- عصمت و پاكى از آن آموخته
« حوزه قم » هاله اى بر گِردِ آن ----- فقه و احكام خدا را مرزبان

سروده آقاى جواد محدّثى 

 

 

لطف بى انتها

آيتى از خداست معصومه ----- لطف بى انتهاست ، معصومه
جلوه اى از جمال قرآن ----- چهره اى حق نماست ، معصومه
عطر باغ محمّدى دارد ----- زاده مصطفى است ، معصومه
پرتوى از تَلاَْلـُؤِ زهرا ----- گوهرى پر بهاست ، معصومه
ماه عفّت نقاب آل كسا ----- دختر مرتضاستد ، معصومه
اخترى در مدار شمس شموس ----- يعنى اُخت الرّضاست ، معصومه
زائران ، يك دَرِ بهشت اينجاست ----- تربتش با صفاست ، معصومه
در توسّل به عترت و قرآن ----- باب حاجات ماست ، معصومه

از مدينه ، به قصد خطّه طوس ----- رهروى خسته پاست ، معصومه
تا زيارت كند برادر خويش ----- فكر و ذكرش دعاست ، معصومه
روز و شب ، عاشقى بيابان گرد ----- خواهرى با وفاست ، معصومه
يا مگر اوست ، زينب دگرى ----- كز برادر جداست ، معصومه
تا بدانى كه نيمه ره جان داد ----- بنگر اكنون كجاست ، معصومه
از وطن دور و از برادر دور ----- حسرتش غم فزاست ، معصومه
گر چه نشكسته سينه و پهلويش ----- در دلش داغهاست ، معصومه
داغ زهرا و داغ اجدادش ----- وارث كربلاست ، معصومه
هر حسينيّه بيت اوست (حسان) ----- چونكه صاحب عزاست، معصومه

سروده آقاى حسان 

 

 

 

Www.Rahpouyan.Com

 
نوشته شده در روز ساعت 11:02:56 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
امام خمینی

 فاطمه زهرا و فاطمه معصومه عليهما السلام

نور خدا در رسول اكرم پيدا ----- كرد تجلى ز وى به حيدر صفدر
و ز وى تابان شده به حضرت زهرا ----- اينك ظاهر ز دخت موسى جعفر
گر كه نگفتى امام هستم بر خلق ----- موسى جعفر ولىّ حضرت داور
فاش بگفتم كه اين رسول خدايست ----- معجزه اش مى بود همانا دختر
دختر جز فاطمه نيايد چون اين ----- صلب پدر را وهم مشيمه مادر
دختر چون اين دو از مشيمه قدرت ----- نامد و نايد دگر هماره مقدّر
آن يك امواج علم را شد ، مبدء ----- وين يك افواج علم را شده مصدر
آن يك بر فرق انبيا شده تارك ----- وين يك اندر سرْ اوليا را مغفر
آن يك در عالم جلالت « كعبه » ----- وين يك در ملك كبريايى مشعر 
آن يك خاك مدينه كرده مزيّن ----- صفحه قم را نمود اين يك انور
خاك قم اين كرده از شرافت جنّت ----- آب مدينه نموده آن يك كوثر
زيبد اگر خاك قم به«عرش»كندفخر ----- شايد گر « لوح » را بيابد همسر

گزيده اى از قصيده حضرت امام خمينى(رحمه الله) ، ديوان امام ، ص257 ـ 254 

 
نوشته شده در روز ساعت 11:00:34 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
معصومه (س)

حدثتني فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِيتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ سَلَّم يَوْمَ غَد ِ ير ِخُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

فاطمه معصومه (س) اين روايت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى كند كه سلسله سندش در نهايت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.

فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص) فرمود: « آيا فرمايش رسول خدا(ص) را در روز غدير خم فراموش كرده ايد كه فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست، و (آيافراموش كرده ايد) ديگر فرمايش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»(١)

عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَيْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِيداً.

فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روايتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرمايد: حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشيد! هركس با محبّت آل محمّد بميرد شهيد از دنيا رفته است.»

مرحوم علامه مجلسى از شيخ صدوق روايتى بس ارزشمند درباره ارزش زيارت فاطمه معصومه (س) نقل مى كند:

قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.
راوى گويد از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسيدم. آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .

١-عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣ به نقل از اسنى المطالب ص ٤٩ تا ص ٥١.
 
نوشته شده در روز ساعت 10:57:17 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
معصومه(س)

                                                                                    

حضرت فاطمه معصومه س

در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. 

مظهر فضايل

 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.»

 

مقام علمي حضرت معصومه س

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.

      

برگزيدن شهر قم

پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

امام رضا (ع) و لقب معصومه

 حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

کريمه اهل بيت

 حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

القاب حضرت معصومه س

 به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

 

شفاعت حضرت معصومه س

 بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

سرّ قداست قم

در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  

محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

 مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

  

سرآمد بانوان

 فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.

   

فضيلت بي نظير 

 شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست».  بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

   

-------------------------------------------------Www.Rahpouyan.Com

 
نوشته شده در روز ساعت 10:52:37 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
معصومه (س)
 
 
 
به جـــان پاک تو اي دختر امام، ســلام  
                                                به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـي که شــاه خراسان بود بــرادر تــو 

                                                   بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار

                                               هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح

                                                       بر آستـانه قــدسـت علي الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامي تـــو 

                                                    ز پاي تا به ســرت اي مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو اي خواهـــر شه کـَـونين 

                                                     ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد

                                                    به جـان پــاک تـو اي دخــتـر امـام، ســلام

میلاد فاطمه معصومه (س)بر همگان مبارک باد

 
نوشته شده در روز ساعت 10:37:30 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
زندگینامه حضرت معصومه
زندگینامه حضرت معصومه

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجری قمری در مدینه منوره واقع شده است. دیری نپایید که در همان سنین کودکی مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامی خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت علی بن موسی الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجری قمری در پی اصرار و تهدید مأمون عباسی سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسی از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهی خراسان شدند.

 

 

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده ای از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلی مورد استقبال مردم واقع می شد.

این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان می رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنی عباس اظهار می کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده ای از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانی مأموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتی بنابر نقلی حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟

آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که می فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتی از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالی که «موسی بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعری» زمام ناقه آن حضرت را به دوش می کشید و عده فراوانی از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجری قمری حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلی که امروز «میدان میر» نامیده می شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسی بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانی حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگی کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع الثانی و «بنا بر قولی دوازدهم ربع الثانی» سال ٢٠١ هجری پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوی محل فعلی که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند.

همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسی بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکی از آن دو وارد قبر شد و دیگری جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسی سخن بگویند بر اسب های خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضی از علما به نظر می رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسی بن خزرج سایبانی از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجری قمری اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوی بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.

● احادیثی پیرامون حضرت معصومه(س)

قال الصادق علیه السلام: ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینهٔ ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفهٔ الضغیرهٔ ألا ان للجنهٔ ثمانیه ابواب ثلاثه منها الی قم تقبض فیها اموأهٔ من ولدی اسمها فاطمه بنت موسی علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتی الجنهٔ با جمعهم

خداوند حرمی دارد که مکه است پیامبر حرمی دارد و آن مدینه است و حضرت علی (ع) حرمی دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از ۸ درب بهشت سه درب آن به قم باز می شود - زنی از فرزندان من در قم از دنیا می رود که اسمش فاطمه دختر موسی (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت می شوند.

ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسی بن جعفر (ع) فقال: من زارها فله الجنهٔ؛ امام رضا (ع) فرمود- کسی که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است .  
نوشته شده در روز ساعت 07:59:57 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
ميلاد مظهر عفاف و عصمت

ميلاد فرخنده حضرت فاطمه معصومه(س)


662o5nixg5lbip81lj23.jpg


حضرت فاطمه بنت امام موسي کاظم (ع) ، معروف به حضرت معصومه (س)و کريمه اهل بيت (ع) که در شهر قم مدفون است ، از امامزادگان صاحب نام و مورد احترام پيروان مکتب اهل بيت (ع)است که علاوه بر ايرانيان ولايتمدار ، شيعيان ساير بلاد اسلامي نيز به قصد اداي احترام به روح مقدس وي عازم اين شهر مقدس شده و قبر شريفش را با معرفت زيارت مي کنند.

آن حضرت در نخستين روز ذي قعده سال 173 هجري قمري از دامن پاک بانوي بزرگواري به نام نجمه[يا تُکتم و يا سَکَن و يا اَروي] که معروف به ام البنين بود، ديده به جهان گشود.حضرت امام رضا (ع) و برادرش قاسم (ع) نيز از همين بانو ديده به جهان گشودند. بنا براين ، از بين فرزندان امام موسي بن جعفر (ع) ،اين سه بزرگوار از يک مادر بودند .(1)

 لازم به يادآوري است که امام موسي کاظم(ع) داراي سي و هفت فرزند بود، که والاترين و فاضل ترين آنان، حضرت امام علي بن موسي الرضا(ع)، امام هشتم شيعيان است.(2)

tmprembtfakjt0jsegyv.jpg


هنگامي که امام رضا(ع) بنا به درخواست مأمون عباسي [هفتمين خليفه عباسيان] از مدينه منوره به " مرو " در شمال خراسان هجرت کرد و با اکراه و اجبار مأمون، ولايت عهدي وي را پذيرفت ، طي نامه از خواهرش حضرت فاطمه معصومه(س) درخواست نمود که به وي در مرو ملحق گردد.

حضرت معصومه (س) نيز امتثال امر کرد و يک سال پس از هجرت برادرش امام رضا (ع) عازم ايران شد.

ولي پيش از رسيدن به خراسان ، در يکي از شهرهاي مرکزي ايران به نام ساوه بيمار گرديد. از اطرافيان پرسيد: از اين جا تا قم چقدر فاصله است؟

گفتند: ده فرسخ.

آن حضرت به خدمت کارش دستور داد که وي را به طرف شهر قم حرکت دهد.

آل سعد، که از شيعيان و محبان اهل بيت(ع) بوده و در قم زندگي مي کردند، همين که از ورود خواهر امام رضا(ع) با خبر شدند به استقبال آن حضرت شتافته و از شهر قم بيرون رفتند و چون به وي رسيدند، بسيار شادماني و اظهار خوشحالي نمودند. موسي بن خزرج بن سعد، که از بزرگان آل سعد و از معاريف شيعه درقم بود، افسار شتر آن حضرت را به دست گرفت و به سوي قم آورد و آن بانوي شريف را در خانه خويش اسکان داد و از او به شايستگي پذيرايي کرد.

اما حضرت فاطمه معصومه(س) بيمار و رنجور بود. بدين جهت، چندان دوام نياورد و پس از شانزده روز اقامت در خانه موسي بن خزرج، دار فاني را وداع گفت و روح بلندش به اعلي عليين پيوست.

موسي بن خزرج، پس از غسل و کفن کردن بدن شريف آن حضرت، جنازه اش را به باغستان خويش، واقع در بابلان که هم اکنون مزار شريفش در آن جا است، منتقل و به خاک سپرد و با بوريا بر سر قبرش سايباني بنا نهاد.(3)

ولي بر اساس روايتي ديگر ، ماموران مامون عباسي که از هجرت علويان به ايران ناخوشايند بوده و در باطن از اين ماجرا رنج مي بردند ، به کاروان حضرت معصومه (س) در ساوه هجوم آورده و بسياري از مردان و مبارزان کاروان ، از جمله هارون بن موسي کاظم (ع) برادر حضرت معصومه (س) را به شهادت رساندند و به حضرت معصومه (س) نيز زهر خورانيده و بر اثر آن زهر کشنده ، آن حضرت نيز به شهادت رسيد. (4)

hw74wjbnueirjeeb5vyu.jpg

در پايان، سه حديث از سه امام معصوم(ع) درباره شخصيت حضرت معصومه(س) و زيارت قبر شريفش به استحضار مي رسانيم:

 1- عن الامام الصادق(ع)، قال: إنّ لله حرماً و هو مکة، ألا اِنّ لرسول الله(ص) حرماً و هو المدينة، ألا و اِن لأميرالمومنين(ع) حرماً و هو الکوفة، ألا و اِنّ قُم الکوفة الصغيرة، ألا اِنّ للجَّنة ثمانية ابواب، ثلاثة منها اِلي قُم. تقبض فيها امرأة من ولدي اسمها فاطمة بنت موسي(ع)، و تدخل بشفاعتها شيعتي الجنة بأجمعهم.(5)

 2- عن سعد بن سعد، قال: سألت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمة بنت موسي بن جعفر(ع)؛ فقال: من زارها فله الجنة.(6)

  3- عن ابن الرضا(ع)، قال: من زار قبر عمّتي بقم فله الجنة.(7)

---------------------------------

1. وفيات الائمه، ص 313

2. بحار الانوار ، ج 101، ص 121 ؛ الارشاد ، ص 588

3. نک : حياة الامام الرضا (ع) ( باقر شريف قريشي ) ج 2 ، ص 351 ؛ مستدرک سفينة البحار ، ج8، ص 261 ؛ بحار الانوار ، ج 60 ، ص 219

4. حياة الامام الرضاء (ع) ( سيد جعفر مرتضي ) ، ص 428 

5.   مستدرک سفينة البحار ، ج8، ص 262

6.   همان،

7.  همان، ص 263

( برگرفته از وبلاگ : waredi.parsiblog.com )
 
نوشته شده در روز ساعت 12:42:25 ب.ظ توسط سيد تقي واردي كولائي نظردهيد (0)
امام صادق (ع)

شهادت صادق ال محمد (ص)بر سربازان مکتب جعفری تسلیت باد

 
نوشته شده در روز ساعت 07:01:08 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
گنجهایی از سفره اهل بیت(ع)

گنجهایی از سفره اهل بیت (ع)

                 

امام جعفر صادق دربارۀ‌ حديث « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْتَغيان » مي فرمايند:‌ « عَليٌ وَ فاطِمَةٌ (ع) بَحْرانِ مِنَ الْعِلْمِ عَميقانِ لا يَبغي اَحَدُهُما عَلي صاحِبِهِ »‌ و درمورد اين قسمت : « يَخْرُجُ مِنْهُمُا اللُّؤلؤُ  وَ الْمَرْجانُ » مي فرمايند: « الحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (ع) » .

امام صادق (ع) در تفسير آيۀ‌ شريفۀ « دو دريا را در كنار هم قرار داد در حالي كه با هم تماس دارند و ميان آن دو برزخی است كه يكی بر ديگری غلبه نمی كند » فرمود:‌« علی و فاطمه دو دريای ژرف و لبريز از دانش هستند كه يكی بر ديگری طغيان نمی كند . «‌ از آن دو دريا دُرّ و مرجان خارج می شود» يعني امام حسين و امام حسن (ع) .

1- الرحمن / 19-22

2- تفسير برهان، 4/ 266

 

 

اميرالمؤمنين (ع) اين آيه را تلاوت می فرمود:‌ « فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْاَرْضُ وَ ما كانوُا مُنْظَرينَ » كه درهمان هنگام امام حسين (ع) وارد مسجد شد، اميرالمؤمنين (ع) با توجه به او فرمود:‌« ‌اَمّا اِنَّ هذَا سَيُقْتَلُ وَ يَبْكي عَلَيْهِ السّماءُ وَ الْاَرْضُ » .

حضرت علی (ع) اين آيه را تلاوت مي كرد « نه آسمان برآنان گريست و نه زمين، و نه به آنها مهلتی داده شد » . درآن هنگام امام حسين (ع) وارد شد و حضرت علي (ع) فرمود « اما اين كسی است كه بزودي كشته شود و آسمان و زمين بر او می گريند » .

 

1- الدخان /29

2- تفسير برهان، 4/161

 

 

امام علي (ع)‌ در حديثی فرموده اند كه اين آيه در مورد ما نازل شده است.

« وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في عَقِبِهِ » يعنی «‌ و او آن را كلمه ای پاينده در نسلهای بعد از خود قرار داد » . يعنی امامت در نسل حسين (ع) تا روز قيامت پاينده است.

1- الزخرف /28

2- تفسير برهان،3/293

 

 

امام باقر (ع) اين آيه را تلاوت نمود «‌ اَنَا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ امَنوُا فِي الْحَياةِ الدّنْيا وَ يَوْمَ يَقوُمُ الْاَشْهادُ »‌. قال: « الحُسَيْنُ بْنُ عَلي (ع) قُتِلَ وَ لَمْ يُنْصَرْ بَعْدُ »‌ ثم قال: «‌وَاللهِ لَقَدْقُتِلَ قَتَلَةُ الْحُسَيْنِ (ع) وَلَمْ يُطْلَبْ بِدَمِهِ بَعْدُ»

امام باقر اين آيه را خواند « ما البته پيامبران خود و اهل ايمان را هم در دنيا ياری می دهيم و هم روز قيامت كه گواهان (به شهادت) برخيزند »‌.

فرمود:‌« ‌مقصود حسين بن علی (ع) است كه كشته شد و هنوز كسی به ياري او برنخاسته است » سپس فرمود :ی‌«‌ بخدا سوگند همۀ قاتلان امام حسين (ع) كشته شدند ، اما تاكنون كسي به خون خواهی سيدالشهداء (ع) برنخاسته است »‌.

1- الغافر /51

2- تفسير برهان، 4/101

3- براساس رواياتي خون خواه سيدالشهداء‌(ع) حضرت ولي عصر ميباشد.

 

 

امام صادق(ع) درمورد اين آيه « فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجومِ فَقالَ اِنّي سَقيمٌ »‌ يعني «‌ پس ابراهيم نگاهس به ستارگان افكند و گفت :‌ من بيمارم »‌.

قال: « حَسِبَ فَرِأي ما يَحِلُّ بِالْحُسَيْنِ (ع) »

فقال: «‌ اِنّي سَقيمٌ لِما يَحِلُّ بِالْحُسَيْنِ (ع) »

فرمود: «‌او بر مصائبی كه بر حسين (ع) فرود می آيد انديشه نمود و گفت: من از آنچه بر حسين (ع) فرود می آيد بيمار گشته ام.»

1- الصافات / 88-89

2- العوالم، 17/ 98

 

 

امام سجاد در مورد اين حديث « ما سَمِعْنا بِهذافي ابائِنَا الْاَوَّلينَ ، اِنَّ هذا اِلَّا اِخْتِلاقٌ » فرمود:‌ «‌ اَيُّهَا النّاسُ اَصْبَحْنا مَطْرودينَ مُشَرّدينَ مُذَوّدينَ شاسِعينَ عَنِ الْاَمْصارِ كَأنّا اَولادُ تُرْكٍ وَ كابُلٍ مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ اجْتَرَمْناهُ وَ لا مَكْروهٍ ارْتَكَبْناهُ وَ لا ثُلْمَةٍ فِي الْاسلامِ ثَلِمْناهُ ما سَمِعْنا بِهذا في ابائِنَا الْاَوّلينَ اِنْ هذَا اِلّا اِخْتِلاقْ » .

امام سجاد (ع) در مورد حديث بالا فرمود: « ای مردم ما را از ديار خود بيرون راندند ، از خانه و كاشانۀ‌ خود به دور افكندند، در سرزمينها و شهرها مورد بی توجهی و بی مهری مان قرار دادند. گويا كه ما زادگان ترك و كابل هستيم. و اين درحالی است كه نه جرم و گناهی مرتكب شده ايم ، نه كار ناخوشايندی انجام داديم . اين را ما از پدران پيشين خود نشنيديم و اين دروغ و آئينی ساختگی است ».

 

1- القصص /36

2- ص /7

3- بحارالانوار، 45/148

 

 

پيامبر اكرم (ص) فرمود: «‌ فَطوُبي لِمَنْ كانَ مِنْ اَوْلياءِ الْحُسَيْنِ وَ شيعَتِهِ هُمْ وَ اللهِ الْفائِزوُنَ يَوْمَ الْقِيامَةِ » .

« سعادتمندی آنان كه از دوستان و پيروان حسين (ع) هستند. بخدا سوگند ايشان در قيامت پيروز و نيكبخت هستند ».

1- النور / 52

2- بحارالانوار ، 44/ 225

 


امام صادق (ع) در مورد اين آيه « اَلّذينَ اُخْرِجوُا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقِّ اِلّا اَنْ يَقوُلُوا رَبَّنا اللهُ » . فرمود: « نَزَلَ في عَليٍ وَ جَعفرٍ وَ حَمزةٍ وَ جَرَتْ فِي الْحُسَيْنِ بنِ عَليٍّ (ع) وَ التَّحِيَّةُ وَ الْاِكْرامُ »‌.

امام صادق (ع) دربارۀ اين آيه « كسانی كه بنا حق از خانه و شهر خود آواره شدند فقط به خاطر آن كه می گفتند: پروردگار ما خدای يكتا است». فرمود: « اين آيه دربارۀ‌ علی و جعفر و حمزه نازل شد و در حسين بن علی تحقق يافت، بر همگی آن گرانمايگان درود و سلام باد ».

 

1- الحج / 40

2- بحارالانوار، 44/ 219

 


قالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلْيٍّ عليه السلام :

[ دََخَلْتُ عَلي رَسُولِ اللهِ عليه السلام وَ عِنْدَهُ أُبَيُّ بْنُ كَعبٍ

فَقاَل لي رَسوُلُ اللهِ (‌ص) : مَرْحَباً بِكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ ؟‌ يا زَيْنَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَيْنَ !‌ اَحَدٌ غَيْرِكَ ؟‌! قالَ يا اُبَيُّ وَ الَّذي بَعَثَني بِالْحَقِّ نَبيًّا اِنَّ الْحُسَيْنَ بْنِ عَليٍّ فِي السَّماءِ اَكْبَرُ مِنْهُ فِي الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمَكْتوبٌ عَنْ يَمينِ عَرْشِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ :‌مّصباحُ هديً وَ سَفينهُ النِجاةٍ وَ امامُ خيرٍ و يُمْنٍ و عِزَّ وَ فخرٍ و علمٍ وذُخْرٍ...]

امام حسين عليه السلام فرمود: « من به نزد رسول خدا (ص) رفتم در حالی كه ابی بن كعب در خدمت ايشان بود. پيامبر خدا فرمود :‌« آفرين بر تو ای اباعبدالله ! ای زيور آسمانها و زمينها ! ابی به آن حضرت عرض كرد : چگونه كسی جز شما می تواند زيور آسمانها و زمينها باشد؟ فرمود : ای ابی سوگند به آن كه مرا بحق پيامبری برانگيخت حسين بن علی در آسمان عظمت فزونتری دارد تا در زمين و درسمت راست عرش خدای عزيز و شكوهمند نوشته شده است : [ حسين ] چراغ هدايت و كشتی نجات است پيشوای نيكی و بركت و شكوه و فخر و علم و تقواست ...

عيون اخبار الرضا / 1/59- 60

 


عَنِ الصّادِقِ عَليه السلام ،عَن أبيهِ  ، عَنْ جَدِّهِ عليهما السلام قالَ :‌ « جاءَ أهْلُ الْكُوفَةِ إلي عَلِيٌّ فَشَكَوْا إلَيْهِ إمْساكَ الْمَطَرِ ، وَ قالُوا لَهُ : اسْتَسْقِ لَنا فَقالَ لِلْحُسَيْنِ عليه السلام قُمْ وَ اسْتَسْقِ فَقامَ وَ حَمِدَ اللهَ وَ إثْني عَلَيْهِ وَ صَلّي عَلَي النَّبِيِّ وَ قالَ :‌اللّهُمَّ مُعْطِيَ الْخَيْراتِ ، وَ مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ إرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْنا مِدْراراً وَ اسْقِنا غَيْثاً مُغْزاراً ، وَاسِعاً ، غَدَقاً ، مُجَلِّاً سَحّاً، سَفُوحاً ، فَجاجاً تُنَفَّسُ بِهِ الضَّعْفَ مِنْ عِبادِكَ ، وَ تُحْيي بِهِ الْمَيْتَ مِنْ بِلادِكَ آمينَ يا رَبَّ الْعالَمينَ .

فَما فَرِغَ عليه مِنْ دُعائِهِ حَتّي غاثَ اللهُ تَعالي غَيْثاً بَغْتَةً وَ أقْبَلَ أعْرابِيٌ مِنْ بَعضِ نَواحِي الْكُوفَةِ فَقالَ :‌تَرَكْتُ الْأوْدِيَهَ وَ الْاَكامَ يَمُوجُ بَعْضُها في بَعْضٍ »‌

 

امام صادق عليه السلام از پدر و جد خود نقل می كند كه فرمود:‌ « كوفيان نزد علی عليه السلام آمدند و از خشكسالی شكوه كردند و گفتند : برای ما طلب باران كن . [ اميرالمؤمنين عليه السلام ]‌ به حسين عليه السلام فرمود : برخيز و [ از خدا ]‌ درخواست باران كن . پس بپا خاست و به حمد و ثنای الهی پرداخت و بر پيامبر درود فرستاد و عرض كرد :‌ خدايا ای بخشاينده نيكويی ها و فرو فرستنده بركتها آسمان را فرمان ده تا بر ما باران بسيار ببارد ما را از ابری پربار و گسترده و پر باران و بزرگ سيراب گردان تا ناتوانی را از ميان بندگانت بزدايی و شهرهای مرده ات را زنده كنی آمين ای پرودگار جهانيان.

هنوز دعای حضرتش پايان نيافته بود كه ناگاه خدای متعال باران [شديدی] فرو فرستاد [ تا بدانجا كه ] يكی از باديه نشينان اطراف كوفه آمد و گفت : بيابان ها و تپه ها را وانهادم در حاليكه [ باران سيل آسا آن گونه جاری بود كه ] گويی آبها روی هم موج می زند.

 بحار الانوار 44/ 187

 

 


يعلی عامری گويد : رسول خدا را به طعامی دعوت كردند در راه حسين عليه السلام را مشاهده فرمود : كه با كودكان سرگرم بازی است . پيامبر در برابر مردم ايستاد و دستان خود را [ برای به آغوش كشيدن حسين عليه السلام ] گشود اما كودك از اين سو به آن سو می جست و رسول خدا (ص) او را مي خنداند تا اين كه او را گرفت و يك دست زير چانه و دست ديگر بر پشت گردنش نهاد و دهان بر دهان وی گذارد و او را بوسيد و فرمود:‌

[ حُسَيْنٌ مِنّي وَ اَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أحَبَّ اللهُ مَنْ أحَبَّ حُسَيْناً ،حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ  الْأسْباطِ .]

(‌ حسين از من است و من از حسينم خداوند دوست می دارد هر كه حسين را دوست بدارد. حسين نوه ای از نواده ها [ی پيامبران ] است .)

كامل الزيارات / 52 – 53

 


امام باقر
عليه السلام فرمود: [ اُصيبَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَليهما السلام وَ وُجِدَ بِهِ ثَلاثُمِائةٍ وَ بِضْعَةٌ وَ عِشْرُونَ طَعْنَةً بِرُمْحٍ أوْ ضَرْبَةٍ بِسَيْفٍ أوْ رَمْيَةً بِسَهْمٍ فَرُوِيَ إنَّها كانَتْ كُلُّها في مُقَدَّمِهِ لِأنَّهُ كانَ لا يُوَلّي .]

( هنگامی كه آن مصائب ناگوار بر حسين عليه السلام وارد آمد بر پيكر وی بر پيكر وی سيصد و بيست و اندی ضربه نيزه و شمشير و تير يافت شد و روايت شده است كه همگی اين جراحتها از مقابل آن حضرت بوده است زيرا كه حسين عليه السلام هيچ گاه [ به دشمن ] پشت نمی كرد. )

امالي صدوق / 139


 
امام صادق عليه السلام فرمود :

[ إنَّ فاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ صَلَّي الله عَلَيهِ و آله تَحْضُرُ زُوّارَ قَبْرِ ابْنِهَا الْحُسَيْنِ عَليه السلام فَتَسْتَغْفِرُ لَهُمْ ذُنُوبَهُمْ . ]

( فاطمه دختر محمد نزد زائران قبر فرزندش حسين عليه السلام حضور  می يابد و برای گناهانشان طلب آمرزش می كند. )‌

كامل الزيارات / 118

 

حذيفه يمانی گويد : پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را ديدم كه دست حسين بن علی عليه السلام را گرفته و می فرمايد:

[يا ايُّهَا الناسُ هذَالحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ فَاعْرِفُوهُ فَوَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ إنَّهُ لَفِي الجَنَّةِ و مُحِبّيهِ فِي الجَنَّةِ وَ مُحِبّي مُحِبّيهِ فِي الْجَنَّةِ]

( ای مردم اين حسين بن علی عليه السلام است او را بشناسيد قسم به آن كه جانم در دست اوست او در بهشت است دوستدارانش در بهشت اند و  دوستداران دوستدارانش نيز در بهشت اند .)

امالي صدوق / 478

 

حضرت امام جعفر صادق (ع) در تأويل آيۀ « يَوْمَ تَرْجُفُ الرّاجِفَةُ تَتْبَعَها الرّادِفَةُ » ( روزي كه لرزاننده و زلزله ای بزرگ جهان را بلرزاند و به دنبال آن حادثه دومين رخ دهد) فرمودند: « لرزاننده حسين بن علی (ع) و حادثه دومين علی بن ابی طالب (ع)است. نخستين فردی كه قبر او شكافته شود و خاك را از سر می زدايد حسين بن علی (ع) است».

 

1- النازعات / 6-7

2- تفسير برهان، 4/101

 


حضرت امام جعفر صادق (ع) در مورد اين آيه « وَ اِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ بِأيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ » ( آن دختران زنده بگور شده پرسيده شود كه به كدامين گناه كشته شدند؟ ) فرمود:‌ « اين آيه دربارۀ امام حسين (ع) نازل شده است».

1- التكوير/ 8-9

2- العوالم، 17/ 98-99

 


امام باقر (ع) فرمود:‌« قَوْلُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ والدٍ وَ ما وَلَدَ: هُوَ عَلِيُّ بْنُ اَبي طالبٍ (ع) وَ ما وَلدَ: اَلْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (ع) » .

« اين سخن خدای صاحب شوكت و بزرگی كه فرموده: سوگند به پدر و فرزندش، مقصود [ازپدر] علی بن ابی طالب (ع) و[ مقصود] از فرزند حسن و حسين (ع) هستند».

البلد/3

بحارالانوار،23/269

 

 


قال ابو جعفرٍ
عليه السلام :‌ «‌ كانَ اَبي مَبْطوناً يَوْمَ قُتِلَ اَبوهُ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهُما وَ كانَ فِي الْخَيْمَةِ وَ كَنْتُ اَري مَوالينا كَيْفَ يَخْتَلِفونَ مَعَهُ يَتّبَعونَهُ بَالْماءِ . يَشُدُ عَلَي الْمَيْمَنَةِ مَرَّةِ وَ عَلَي الْمَيْسَرَةِ مَرّةِ وَ عَلَي الْقَلْبَ مَرّةً وَ نَهي رَسوُلُ اللهِ صَلّي اللهِ عَلَيهِ وَ آلهِ اَنْ يُقْتِلَ بِها الْكِلابُ لَقَدْ قُتِلَ بِالسَّيْفِ وَ السِّنانِ وَ بِالْحِجارَةِ وَ بِالْخَشَبِ وَ بِالْعَصا وَ لَقَدْ اَوْطاهُ الْخَيْلُ بَعْدَ ذلِكِ . »‌

امام باقر عليه السلام فرمود : « پدرم [ امام سجاد عليه السلام » روز شهادت پدرش [ سيدالشهدا عليه السلام ]‌ از درد شكم در رنج بود و رد خيمه به سر می برد . و من می ديدم كه چگونه دوستان ما با او [امام حسين عليه السلام ]‌ حركت می كردند و همراه حضرتش در پی آب بودند. آن حضرت گاه به سمت راست [ لشكر دشمن]‌ و گاه به سمت چپ هجوم می برد و زمانی هم بر قلب [ سپاه ]‌ می زد اما [سرانجام]  او را بدان گونه كشتند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله نهی فرمود كه سگان را هم [ بلاتوصيف ] بدان گونه بكشند : او را با شمشير و نيزه و سنگ و چوب و عصا كشتند و پس از آن هم از زير سم ستوران گذراندند.»‌

بحارالانوار 45 / 91

 


عن ابی عبدالله الجدلی قال :‌«‌ دَخَلْتُ عَلَي اميرالمؤمنين عليه السلام وَ الْحسينِ عليه السلام اِلي جَنْبِهِ فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلي كَتَفِ الْحسينِ عليه السلام . ثمّ قال : اِنَّ هذا يُقْتِلُ وَ لا يَنْصُرُهُ اَحَدٌ . قالَ : قُلْتُ يا اَميرَ الْمؤمنينَ وَ اللهُ اَنّ تِلّكَ لِحَياةِ سُوءٌ . قالَ : اِنْ ذلِكَ لَكائِنٌ . »‌

ابو عبدالله جدلی گويد : « بر امير المؤمنين عليه السلام وارد شدم . حسين عليه السلام نزد ايشان بود . پس دست بر شانه حسين عليه السلام زد و فرمود: همانا اين [‌ فرزندم ] را می كشند و كسی به ياريش نمی شتابد . گفتم : ای امير مؤمنان به خدا قسم آن زندگی ناگوار است. فرمود: به درستی كه آن مقدر شده است . »

كامل الزيارات / 71

 


 عَنْ اَبي عَبْداللهِ عليه السلام قال :‌«اِذا اَرَدْتَ زِيارَةَ الْحُسَيْن عليه السلام فَزُرْهُ وَ اَنْتَ كَئيبٌ حَزينٌ مَكروبٌ شُعْثاً مُغْبِراً جائعاً عَطْشاناً فَاِنَّ الْحُسينِ قُتِلَ حَزيناً مَكْروباً شُعْثاً مُغْبِراً جائعاً عَطْشاناً وَ سَلَهُ الْحَوائِجَ وَ انْصَرْفْ عَنْهُ وَ لا تَتّخِذْهُ وَطَناً . »‌

امام صادق عليه السلام فرمود: چون قصد زيارت حسين عليه السلام را كردی در حالی كه پريشان غمناك مصيبت ديده ژوليده ،‌ غم آلود ،‌ مصبيت ديده ،‌ گرسنه و تشنه ای او را زيارت كن زيرا حسين عليه السلام در حالی كشته شد كه غمگين ، مصيبت ديده ،‌ ژوليده ، غم آلود ،‌ گرسنه و تشنه بود از او حوائجت را بخواه و بازگرد . و آن [ كربلا ]‌ را وطن خود قرار مده . »

 كامل الزيارات / 131

 

 


قال الصادق عليه السلام «  اِنَّ الْبُكاءَ وَ الْجَزَعَ مَكْروهٌ لِلْعَبْدِ في كُلّ ما جَزَعَ ما خَلَاالْبُكاءَ‌ عَلَي الْحُسينِ بْنِ عَليٍّ عليهما السلام فَاِنّهُ فيهِ مَاْجورٌ . »‌

امام صادق عليه فرمود : «‌ هرگونه گريه و بی تابی برای بنده در هرجا كه بی تابی كند مكروه و ناپسند است مگر گريه بر حسين بن علي عليه السلام كه پاداش و ثواب دارد .»

 كامل الزيارات / 100

 

عَنِ الصّادِقِ عَنْ آبائهِ عليهم السلام قال : قالَ ابوعَبْدِاللهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيّ عليهما السلام :  «‌ اَنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ لا يَذْكُرُني مُوْمِنٌ اِلّا اسْتَعْبَرَ . »‌

امام صادق عليه السلام از آباء گرامی خود از امام حسين عليه السلام نقل می كند كه فرمود :‌ « من كشته گريه ام . هيچ مومنی مرا ياد نمی كند مگر اينكه گريان می شود.»

 امالی صدوق 118

 

قال الامام سجاد عليه السلام «‌ ما مِنْ يَوْمٍ اَشَدُّ عَلي رَسولِ اللهِ صَلّي اللهِ عَلَيه وَ آلهِ وَ سَلَّمْ مِنْ يَوْمٍ اُحُدٍ قُتِلَ فيهِ عَمُّهُ حَمْزَةٍ بْنِ عَبدالمطلَبٍ اَسَدُ اللهِ وَ اَسَدُ رَسولِِهِ وَ بَعْدَهُ يَوْمَ مُوْتَةِ قُتِلَ ابْنُ عَمَّهُ جَعفر بنُ ابي طالبٍ. ثُمّ قال عليهِ السّلام :‌ وَ لا يَومِ كَيومِ الْحُسَينِ عليه السلام اَزْدَلَفٍ عَليهِ ثلاثونَ اَلْفٍ رَجُلٍ يَزْعُمونَ اَنّهمْ مِن هذهِ الْاُمّةٍ كُلُّ يَتَقََرّبُ اِلَي اللهِ عَزّوجلّ بِدَمَهِ وَ هُوَ بِاللهِ يُذَكّرهُمْ فَلا يَتّعِظونَ حَتّي قَتَلوهُ بَغْياً وَ ظُلْماً وَ عُدْواناً ... »‌

امام سجاد عليه السلام فرمود: سخت ترين روزی كه بر رسول خدا صلي الله عليه و آله گذشت روز [غزوه ] احد بود كه در آن عمويش حمزه بن عبدالمطلب – كه شير خدا و شير پيامبرش بود – كشته شد و پس از آن روز [ جنگ ]‌ موته بود كه در آن پسر عمويش جعفر بن ابی طالب كشته شد . سپس فرمود : ‌اما هيچ روزی همانند روز حسين عليه السلام نيست كه سی هزار مرد [ جنگاور ] بر او روی آوردند و می پنداشتند كه از اين امت هستند و همگی آنان با ريختن خون او به خدای عزوجل تقرب می جستند در حالی كه او خدا را به ياد آنان می آورد اما آنان پند پذير نبودند تا اينكه او را به ظلم و ستم و دشمنی كشتند . »‌

امالی صدوق / 374

 


قالَ اَبوُالْحَسَنِ الرِّضا عليه السلام في حَديثٍ لِلرَّيّانِ بْنِ شَبيبٍ :‌ يَاابْنَ شَبيبٍ اِنْ كُنْتَ باكياً لِشَيٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَليٍ بْن ابي طالبٍ عَلَيهُما السَّلام فَاِنَّهُ ذُبِحَ كُما يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ اَهْلِ بَيِتِهِ ثَمانيةِ عَشَرَ رَجُلاً ما لَهُم فِي الْاَرضِ شَبيهونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السّماواتُ السَّبْعُ وَ الْاَرْضونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزّلَ اِلَي الْاَرْضِ مِنَ الْمَلائِكةِ اَرْبَعَةُ اَلافٍ لِنَصْرِهِ فَلَمْ يُوْذَنْ لَهُمْ فَهُمْ عند قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ  الي اَنْ يَقومَ الْقائِمُ فَيَكونونَ مِنْ اَنْصارِهِ وَ شِعارُهُمْ « يا لَثاراتِ الْحُسَيْنِ . »‌

امام رضا عليه السلام در ضمن حديث به ريان بن شبيب فرمود : « ای پسر شبيب ! اگر برای چيزی گريان شدی بر حسين بن علی بن ابی طالب عليهما السلام اشك ببار زيرا او را مانند گوسفند [ از پشت ] سر از پيكرش جدا ساختند و هجده مرد از خانواده او كه در زمين بی مانند بودند همراه او كشته شدند و براستی كه آسمانهای هفتگانه و زمينها در قتل او گريستند . چهار هزار فرشته برای ياری او بر زمين فرود آمدند اما اجازه نيافتند . و ايشان آشفته و غبار آلود تا قيام قائم عليه السلام نزد قبر او هستند [ و پس از ظهور ] از ياران او هستند و شعارشان خونخواهی حسين عليه السلام است . »‌

عيون اخبار الرضا عليه السلام  1/ 299

 

 عَنْ سَلْمانٍ الفارسيِّ قال : كانَ الحسيْنُ عليه السلام عَلي فَخْذِ رسول الله (ص) وَ هُوَ يُقَبُّلُهُ و يَقولُ :‌ « اَنْتَ السَّيِّدُ ابْنُ السيدِ ابو السادَهِ انْتَ الْاِمامُ ابْنُ الامامِ ابوُ الْائمهِ انْتَ الْحُجَّهُ ابْنُ الْحُجَّهُ ابوُ الْحُجَّجُ تِسْعَهُ مِنْ صَلْبِكَ وَ تاسْعَهُمْ قائِمَهُمْ . »
سلمان فارسی گويد : «‌ حسين عليه السلام بر زانوی رسول خدا (ص) نشسته بود و آن حضرت او را می بوسيد و می فرمود : تو بزرگ و بزرگزاده ای و پدر بزرگوارانی تو امام و امازاده ای و پدر ائمه [ اطهار عليهم السلام] هستی تو حجت و پسر حجت هستی و پدر حجتهايی ، نُه امام از نسل تو خواهند بود كه نهمين آنها قائم ايشان [ عجل الله فرجه] است. »

المناقب 4/ 78

 

 


 عَنْ اَبي عَبداللهِ عليه السلام قالَ : « قالَ عليٌ عَلَيهِ السَّلام لِلْحُسَيْنِ عليه السلام : يا اباعَبداللهِ اُسْوَهٌ اَنْتَ قَدْماً . فقالَ :‌ جُعِلْتُ فِداكَ ما حالي ؟‌ قال :‌عَلِمْتَ ما جَهِلوا وَسَيِنَتْفَعُ عالِمٌ بِما عَلِمَ . يا بَني اسْمَعْ وَ ابْصِرْ مِنْ قَبْلِ اَنْ يَاْتيكَ فَوَالّذي نَفْسي بِيَدِهِ لَيَسْفَكَنَّ بَنوُ اُميهٍ دَمَكَ ثُمَّ لايُزيلونَكَ عَن دينِكَ وَ لا يَنْسونَكَ ذِكْرَ رَبَّكَ . فَقال الْحُسينُ عليه السلام : وَ الّذي نَفْسي بِيَدَه حَسْبي اَقْرَرْتُ بِما اَنْزَلَ اللهُ وَ اَصَدُّقَ قَوْلَ نَبيّ اللهِ وَ لا اُكَذُّبُ قَوْلَ اَبي»
امام صادق عليه السلام فرمود:‌ « علي عليه السلام به حسين عليه السلام فرمود: ای اباعبدالله تو از پيش اسوه مردم بوده ای . [ حسين عليه السلام ] عرض كرد : فدايت شوم حال من چگونه است ؟‌ فرمود:‌ دانشی داری كه ايشان بدان نادان اند و زود است كه دانشمند از دانش خود بهره جويند. ای فرزندم گوش فردار و بينا باش قبل از آنكه [ واقعه ای] تو را دريابد . قسم به آن كه جانم در دست اوست بنی اميه خون تو را می ريزند، اما نمی توانند تو را از آئينت برگردانند و از ياد پروردگارت غافل سازند . حسين عليه السلام فرمود:‌ قسم به آن كه جانم در دست اوست كافی است . من بدانچه خدا فرود آورده است اقرار كردم و سخن پيامبر را دروغ نمی شمارم . »

كامل الزيارات / 72


روايت شده است كه :‌ « مردی از انصار نزد حسين عليه السلام آمد و درخواست رفع نيازی كرد. آن حضرت گفت [ يا اخَا الْاَنْصارِ صُنْ وَجْهَكَ عَنْ بِذْلَهً لِلْمَسْاَلَهِ وَ ارْفَعْ حاجَتَكَ في رُقْعَةٍٍ وَ اْتِ بِها سَاُسِرُّكَ انشاءالله «‌ ای برادر انصاری ! آبرويت را از درخواست نگاهدار درخواست خود را در رقعه ای نوشته و آن را بياور به خواست خدا تو را شاد می سازم . مرد انصاری نوشت :‌ ای اباعبدالله من به فلانی پانصد دينار بدهكارم و [ درپرداخت آن ] به من اصرار می ورزد با او سخنی بگوييد تا مرا مهلت دهد تا گشايشی در كارم حاصل شود [ و بدهی خود را بپردازم ]. چون حسين عليه السلام رقعه را خواند به سرای خود رفت و كيسه ای را كه در آن هزار درهم بود بيرون آورده و به او داد و فرمود:‌ [ اَمّا خَمْسَمِائهٌ فَاقْضِ بِها عَلي دَهْرِكَ وَ لا تَرْفَعْ حاجَتَكَ اِلّا اِلي اَحَدِ ثَلاثةِ : الی ذی دين او مروه او حسب ...»

القره 1/ 180


مسعده گويد : « ‌مَرَّ الْحُسَيْنُ بْنُ عَليٍّ عليهما السلام قَدْ بَسِطوا كِساءً لَهُمْ وَ الْقَوْا عَلَيْهِ كَسراً فَقالوُا :‌هَلُّمَّ يا ابْنَ رسول اللهِ فَثَنّي وَ رِكَهُ فَاْكَلَ مَعَهُمْ ثُمَّ تَلا :‌«‌ اَنَّ اللهَ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبرينَ »‌ ثم قال :‌ قَدْ اَجَبْتُكُمْ فَاْجيبوني قالوا : نَعَمْ يَا ابْنَ رَسولِ اللهِ فَقاموا مَعَهُ حَتّي اتوُا مَنْزِلَهُ فَقالَ لِلْجاريةِ :‌اُخْرُجي ما كُنْتِ تَدَّخَرينَ . »
[ حسين بن علی از كنار بينوايانی گذشت كه پارچه ای گسترده و در آن به خوردن پاره های نان خشك مشغول بودند. بينوايان گفتند:‌ بفرما ای فرزند رسول خدا ! امام بر آن سفره نشست و از آن پاره هاي نان تناول كرد و سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « هر آينه خداوند خود بزرگ بينان را دوست ندارد . » سپس فرمود  : من دعوت شما را پذيرفتم . اينك شما هم دعوت مرا پذيرا باشيد ] و به سرای من ] گفتند : پذيرا شديم ای فرزند رسول خدا سپس برخاستند و به سرای او فرود آمدند . امام حسين عليه السلام به كنيزك خود دستور داد كه با هر آنچه در خانه است از آنان پذيرايی كند. »

بحارالانوار 44/189

حضرت صادق عليه السلام فرمود :

[ دَخَلَتْ فاطِمَةُ عليها سلام عَلي رَسولِ اللهِ عَلَيهِ وَ آلهِ وَ سَلّمَ عَيْناهُ تَدْمَعُ فَسَاَلَتْهُ :‌ ما لَكَ ؟‌ فقال : اَنَّ جَبْرَئيلَ عليه السلام اخْبَرَني انَّ اُمَّتي تَقْتُلُ حُسَيْناً فَجَزَعَتْ وَ شَقَّ عَلَيْها فَاخْبَرَها بِمَنْ يَمْلِكُ مِنْ وُلدِها فَطابَتْ نَفْسُها وَ سَكَنَتْ .]
«‌ روزی فاطمه عليها السلام بر رسول خدا وارد شد . چشمان پدر را اشكبار ديد . علت را پرسيد . فرمود :‌ جبرئيل مرا آگاه ساخت كه امّتم حسين عليه السلام را می كشند. فاطمه عليها السلام سخت گريست و بی تاب شد و بر او گران آمد. [ پدر بزرگوارش ] او را آگاه ساخت كه زمامدارانی [ ائمه اطهار عليهم السلام ] از فرزندان او خواهند بود . پس فاطمه عليها سلام خشنود گشت و آرام گرفت . »

كامل الزيارات /57


 


صفتهاي زيبا

امام حسین (ع): هر كس اين پنج چيز را نداشته باشد از زندگی بهره ای نمی برد: عقل، دين، ادب، شرم و خوش خلقی.

 


توكّل

امام حسین (ع): عزت و بی نيازی (از جايگاه خود) بيرون آمده به گردش پرداخته اند، چون با توكّل برخورد نمودند (خود را جلوه هايی از آن ديده) در آن مقيم گشتند.

 


پاداش سلام

امام حسین (ع): سلام هفتاد حسنه دارد، شصت و نُه حسنه از آنِ سلام كننده و يكی از آن جوابگو است.

بحارالانوار، ج78،ص120


سلام بر گناهكار

امام سجّاد(ع) از امام حسين(ع) روايت ميكند كه فرمود ابن كوّا از علي بن ابيطالب پرسيد : ای امير مؤمنان آيا بر گناهكار اين امّت نيز سلام می دهی ؟ حضرت فرمودند : خدا او را اهل توحيد می داند و تو او را اهل سلام نمی دانی ؟


 


خوف از خدا

به امام حسين(ع) عرض شد بيم تو از پروردگارت چه فراوان است؟ فرمود: در روز قيامت جز آنكس كه در دنيا خوفِ خدا داشته، كسی ايمن نيست.

 

مدارا كليد مشكلات

امام حسین (ع): هر كه از تدبير بازماند و از چاره ها ناتوان گردد، مدارا (كليد) مشكلات اوست.

 

نيكوكارى

امام حسین (ع): شخصی پيش امام حسين(ع) اظهار داشت: اگر نيكی به نااَهل برسد تباه می شود؟ ايشان فرمودند: چنين نيست بلكه نيكوكاری همچون رگبار است كه بايد به نيك و بد برسد.

 

عذر بدتر از گناه

امام حسین (ع): جمعی‌ نزد آن‌ حضرت‌ از عذرخواهی‌ عبدالله‌ بن‌ عمرو بن‌ عاص‌ از شركت‌ در جنگ‌ صفين‌ ياد می ‌كردند كه‌ حضرت‌ فرمود: چه بسا گناهی كه از عذرطلبی آن نيكوتر است.

بحار الانوار، ج‌78 ، ص128‌

 

تصوير مرگ

امام حسین (ع): اگر مردم مرگ را باور می كردند و آنرا به همانگونه كه هست به نظر می آوردند دنيا ويران می گشت.

 


بدي كردن و پوزش خواستن

امام حسین (ع): كاری مكن كه از آن پوزش بخواهی زيرا مؤمن نه بد ميكند و نه عذر می طلبد، و منافق هر روز بد ميكند و عذر می خواهد.

تحف العقول،ص248


امربه معروف و نهي از منکر 
امام حسین (ع): شايسته نيست که انسان مؤمنی گنهکاری را ببيند و بر او انکار ننمايد .


 


نشانه هاي عاقل
امام حسین (ع): عاقل با کسی که می ترسد او را دروغگو بدارد هم سخن نمی شود، از کسی که می ترسد او را رد کند درخواستی نمی کند، به کسی که می ترسد او را بفريبد تکيه نمی کند و به کسی که به اميد او اطمينانی نيست اميد نمی بندد .

 


دانا کيست  ؟
امام حسین (ع): اگر همه گفتار دانا، نيکو و بحق بود، از خودپسندی در آستانه ديوانگی قرار مي گرفت. همانا دانا کسی است که حق گويی او فراوان باشد .

 


ادب چيست ؟
امام حسین (ع) : ادب اين است که از خانه خود بيرون آيی و با هيچکس برخورد نکنی مگر آنکه اورا برتر از خود بينی .

 

ياري در جوانمردی
امام حسین (ع): آنکس که بخشش تورا بپزيرد، تو را در جوانمردی کمک کرده است .

 

شکر
امام حسین (ع) : شکرگزاری برای نعمت پيشين، نعمت تازه ای را سبب می شود .


 


موارد صبر
امام حسین (ع): در مواردی که حقْ تو را ملزم می سازد ، بر آنچه نمی پسندی ، شکيبا باش و در مواردی که هوای نفس تو را فرا می خواند، از آنچه که به ناحق است و دوست ميداری ، خود را نگه دار .

 

بدترين اوصاف زمامداران
امام حسین (ع): بدترين اوصاف زمامداران، ترس از دشمنان و بی رحمی بر ناتوانان و خودداری هنگام بخشش است .

 


ناتوان ترين مردم
امام حسین (ع): ناتوان ترين مردم کسی است که از دعا کردن واماند و بخيل ترين مردم کسی است که از سلام کردن واماند.

 

 

زيبايي مرگ (شهادت)

امام حسین (ع): مرگ ـ برای فرزند آدم ـ چونان گردنبندی است زيبا، بر گردن دختركانی نورسته.

 

 

 

 

 

 

رسيدن به آرزوها

امام حسین (ع): كسی‌ كه‌ بخواهد از راه‌ گناه‌ به‌ مقصدی‌ برسد ، ديرتر به‌ آروزيش‌ می‌رسد و زودتر به‌ آنچه‌ می‌ترسد گرفتار می‌شود .

بحارالانوار، ج78،ص120

 

حاجات مردم

امام حسین (ع):  آگاه‌ باشيد كه‌ يكی‌ از نعمتهای‌ الهي‌ بر شما حاجات‌ و نيازهای‌ مردم‌ به‌ شما است‌، پس‌ از اين‌ نعمتها بيزار نشويد كه‌ برمی‌گردند و به‌ جايی ديگر می‌روند.

بحارالانوار، ج78،ص121


 

دوست و دشمن

امام حسین (ع): كسی‌ كه‌ تو را دوست‌ دارد، از تو انتقاد می‌كند و كسی‌ كه‌ با تو دشمنی‌ دارد، از تو تعريف‌ و تمجيد می‌كند.

بحارالانوار، ج78،ص128
 

عزّت و آبرو

امام حسین (ع): وقتى‌ شنيدی‌ كه‌ كسى‌ به‌ عزت‌ و آبروی‌ مردم‌ تعرض‌ می‌كند، سعى‌ كن‌ كه‌ تو را نشناسد.

بلاغة‌ الحسين (ع)‌،ص 284

 

 

فضيلت‌ چيست‌؟

از حضرت امام حسین (ع) پرسيدند فضيلت‌ چيست‌؟ فرمودند: "مالك‌ زبان‌ بودن‌ و بذل‌ نيكی‌".

بلاغة‌ الحسين (ع)‌،ص 332

 


صله‌ رحم 

امام حسین (ع): آن‌ كس‌ در صله‌ رحم‌ بهتر است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ خويشاوندانی‌ كه‌ با او قطع‌ رابطه‌ كرده‌اند ، دلجويی‌ و صله‌ رحم‌ نمايد.

بحارالانوار، ج78، ص121

 


پاداش صبر

امام حسین (ع): خداوند رتبه‌ها و منزلهای عاليی را به‌ خاطر صبری‌ كه‌ بندگان‌ در مقابل‌ تحمل‌ ناملايمات‌ به‌ خرج‌ دهند ، به‌ آنان‌ عنايت‌ می‌فرمايد.

بحارالانوار، ج45، ص90


 

رضايت و غضب الهي

امام حسین (ع): هر كس‌ كه‌ رضايت‌ الهی‌ را با غضب‌ مردم‌ بخرد، خداوند او را از مردم‌ بی ‌نياز سازد، و هر كس‌ رضايت‌ مردم‌ را با غضب‌ الهی‌ بخرد، خداوند او را نيازمند مردم‌ سازد، والسلام‌.

بحارالانوار، ج78، ص 126

 

بهترين‌ ثروت

امام حسین (ع): بهترين‌ ثروت‌ آن‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ وسيله‌ آن‌ آبروی‌ خود را حفظ نمايد.

 

بحارالانوار، ج44، ص 195

 


غيبت

امام حسین (ع): به‌ مردى‌ كه‌ نزد حضرتش‌ غيبت‌ ديگری‌ را مى‌كرد، فرمود: "اي‌ مرد، دست‌ از غيبت‌ بردار، زيرا غيبت‌ خوراك‌ ( نان‌ خورش‌ ) سگان‌ جهنم‌ است‌".

بحارالانوار، ج78، ص 117

 


آبروداري كردن

امام حسین (ع): كسى‌ كه‌ از تو حاجتى‌ خواسته‌ است‌، آبروى‌ خود را با درخواست‌ از تو ريخته‌ است‌، تو ديگر با رد كردن‌ او، آبروى‌ خود را نريز.

بحارالانوار، ج44، ص 196
 


حُبّ اهل بيت(عليهم السلام)

امام حسین (ع): هر كس‌ ما را برای‌ خدا دوست‌ بدارد، روز قيامت‌ ما و او همراه‌ يكديگر اين‌ طور بر پيامبران‌ وارد خواهيم‌ شد، و انگشتان‌ خود را جفت‌ كرده‌، اشاره‌ فرمود و هر كس‌ كه‌ براي‌ دنيا ما را دوست‌ داشته‌ باشد، تنها در اين‌ دنيا است‌ كه‌ خوب‌ و بد با هم‌ مى‌باشند.

بحارالانوار، ج27، ص 84

 


پذيرفتن مسئوليت

امام حسین (ع): هيچ‌ امری‌ را نپذير مگر آنكه‌ خودت‌ را شايسته ی‌ آن‌ بدانی‌.

اعيان الشيعه، ج 1،ص 621

 


آز و بخشش

امام حسین (ع): حرص‌ و آز نوعی فقر روانی‌ است‌، سخاوت‌ و بخشش‌ نوعی‌ بی ‌نيازی‌ است‌ .

تاريخ يعقوبي، ج 2، ص246
 


مرگ؛ عبرت ديگران

امام حسین (ع): ای‌ فرزند آدم‌، به‌ ياد آور مُردن‌ پدران‌ و فرزندانت‌ را، كجا بودند و اكنون‌ رهسپار چه‌ جايی‌ شده‌اند؟ می بينم‌ كه‌ تو نيز به‌ همين‌ زودی‌ به‌ آنان‌ خواهی‌ پيوست‌ و باعث عبرت‌ ديگران‌ خواهی‌ گشت‌.

 ارشاد القلوب‌، ج1،ص29
 

بدست آوردن چهار خصلت

امام حسین (ع): هر كس‌ نزد ما آيد، حداقل‌ يكی‌ از اين‌ چهار خصلت‌ را خواهد يافت‌: برهانی متين‌ می ‌شنود، از قضاوتی عادلانه‌ برخوردار می ‌گردد، با برادری‌ سودمند و پرفايده‌ روبرو خواهد شد و ثواب‌ همنشينی با علما هم‌ خواهد برد.

بحارالانوار،ج 44، ص 195

 


شيعه بودن

مردي‌ به‌ حضرتش‌ گفت‌: يا ابْن‌ رسول‌ الله‌، من‌ شيعه‌ شما هستم‌! حضرت‌ فرمود: اي‌ مرد از خدا بترس‌ و ادعا مكن‌ چيزي‌ را كه‌ خداوند تكذيب‌ نمايد و بر ادعايت‌ گناهكارت‌ شمارد. شيعيان‌ ما كسانی‌ خواهند بود كه‌ قلبشان‌ پاكيزه‌ از غل‌ و غش‌ و خيانت‌ باشد، لكن‌ تو می ‌توانی‌ ادعا كنی‌ كه‌ از علاقه‌مندان‌ و دوستداران‌ ما هستی.‌

بحارالانوار،ج 68، ص 156

 




مصرف كردن ثروت
امام حسین (ع): ثروتی‌ را كه‌ داری‌ اگر به‌ مصرف‌ خودت‌ نرسانی‌ ثروت‌ مال‌ تو نيست‌، تو از آن‌ ثروت‌ هستی، بنابر اين‌ به‌ ثروت‌ خودت‌ امان‌ مده‌ و گرنه‌ او به‌ تو امان‌ نخواهد داد و پيش‌ از آنكه‌ ثروت‌، تو را به‌ مصرف‌ خود برساند تو آن‌ را به‌ مصرف‌ خويشتن‌ برسان‌ .

بحارالانوار،ج 78، ص 127


زشت ترين چيزها

امام حسین (ع): براي‌ پيران‌ زشت‌تر از آن‌ نيست‌ كه‌ هوسرانی‌ كنند، برای‌ پادشاهان‌ زشت‌تر از آن‌ نيست‌ كه‌ سختگيری‌ نمايند، برای‌ افراد نجيب‌ زشت‌تر از دروغگوييی چيزی‌ نيست‌ و براى‌ علما زشت‌تر از حرص‌ و آز چيزى‌ نيست‌ .

كفاية‌ الاثر فى‌ النص‌ علي‌ الائمة‌ الاثني عشر، ص 233
 


دو راهی ؛ ذلّت يا عزّت

امام حسین (ع): به‌ شما هشدار می دهم‌ اين‌ يزيد حرام‌زاده‌ پسر زنازاده‌، مرا در سر دوراهی‌ قرار داده‌ است‌: يا شمشيركشی‌ يا ذلت‌ بيعت‌ با او. امّا داشته‌ باشيد كه‌ ذلت‌ از ساحت‌ قدس‌ ما به‌ دور است‌. خدا و رسول‌ خدا و مؤمنان‌ و آن‌ دامنهای‌ پاكی‌ كه‌ ما را پرورده‌ و آن‌ دودمان‌ شريف‌ و آن‌ ذلت‌ ناپذيران‌ِ عزّتمند و آن‌ نفسهايی با عزتِ‌ نياكان‌ ما قبول ندارند كه‌ ما پيروى‌ و فرمانبردارى‌ از اين‌ افراد پست‌ را بر مرگ‌ با عزت‌ ترجيح‌ دهيم‌.

بحارالانوار،ج 45، ص 83

مجادله با دو كس

امام حسین (ع): هرگز با دو كس‌ به‌ گفتگو و مجادله‌ مپرداز: يكی با افراد حليم‌ و بردبار ، ديگرى‌ با افراد نادان‌ و سفيه‌ ، زيرا افراد حليم‌ با حلم‌ و بردباريی بر تو چيره‌ گردند و افراد سفيه‌ آزارت‌ خواهند داد.

بحار الانوار، ج‌ 78، ص 127

 


چنان كن كه می پسندی با تو آن كنند

امام حسین (ع): درباره‌ برادر مؤمنت‌ پشت‌ سر سخنيی بگو كه‌ دوست‌ داری‌ او پشت‌ سر تو بگويد.

    بحار الانوار، ج‌ 78، ص‌ 127

 

رضايت‌ مخلوق

امام حسین (ع): كسانی‌ كه‌ رضايت‌ مخلوق‌ را به‌ بهای‌ غضب‌ خالق‌ بخرند، رستگار نخواهند شد.

مقتل‌ خوارزمى‌، ج‌ 1، ص‌ 239

در امان بودن در روز قيامت

امام حسین (ع): هيچ‌ كس‌ روز قيامت‌ در امان‌ نيست‌، مگر آن‌ كه‌ در دنيا خداترس‌ باشد.

بحار الانوار، ج‌ 44، ص 192

قرارگيري در جايگاه ظلم

امام حسین (ع): ای مردم‌! رسول‌ خدا فرمود: هر كس‌ سلطان‌ زورگويی‌ را ببيند كه‌ حرام‌ خدا را حلال‌ نموده‌، پيمان‌ الهی‌ را مي‌شكند و با سنّت‌ و قوانين‌ رسول‌ خدا از در مخالفت‌ درآمده‌ و در ميان‌ بندگان‌ خدا، راه‌ گناه‌ و معصيت‌ و ستم‌ و دشمني را در پيش‌ می‌گيرد، ولي‌ با عمل‌ يا سخن‌ اظ‌هار مخالفت‌ نكند، بر خداوند است‌ كه‌ او را در محل‌ و جايگاه‌ آن‌ سلطان‌ ظ‌الم‌ قرار دهد.

مقتل‌ خوارزمى‌، ج‌ 1، ص‌ 234


اصلاح جامعه و عمل به احكام

امام حسین (ع): خداوندا، تو آگاهی‌ كه‌ آنچه‌ انجام‌ داديم‌، نه‌ برای‌ رقابت‌ در كسب‌ جاه‌ و مقام‌ بود و نه‌ برای‌ چيزهاى‌ پوچ‌ و بيهوده‌ دنيا، بلكه‌ برای‌ اين‌ بود كه‌ نشانه‌های‌ راه‌ دينت‌ را ارائه‌ دهيم‌ و (مفاسد را) در شهرهای‌ تو اصلاح‌ كنيم‌ تا بندگان‌ مظلوم‌ تو در امنيت‌ و آسايش‌ باشند و به‌ احكام‌ تو عمل‌ كنند.

تحف‌ العقول ‌، ص‌239 

 والاتر ، زيباتر و بهتر

امام حسین (ع): اگر دنيا باارزش‌ شمرده‌ شود، منزل‌ آخرت‌ و دار ثواب‌ الهی‌ باارزشتر و والاتر است‌. و اگر بدن‌ و جسم‌ انسانها براى‌ مرگ‌ آفريده‌ شده‌، به‌ خدا سوگند كشته‌ شدن‌ انسان‌ با شمشير (شهادت‌) بهتر است‌.
و اگر رزق‌ و روزى‌ موجودات‌ تقسيم‌ شده‌ و مقدّر گرديده‌، زيباتر و نيكوتر آن‌ است‌ كه‌ انسان‌ در طلب‌ رزق‌ و روزي‌ كمتر حرص‌ داشته‌ باشد.
اگر جمع‌ كردن‌ اموال‌ براي‌ ترك‌ كردن‌ آن‌ است‌، چرا انسان‌ آزاده‌ نسبت‌ به‌ اين‌ چيزي‌ كه‌ ترك‌ كردنی‌ است‌ بخل‌ بورزد.

بحارالانوار، ج‌ 44، ص 374

لااقل آزاده باشيد

امام حسین (ع): وای‌ بر شما ای‌ پيروان‌ آل‌ ابی‌سفيان‌، اگر دينی‌ نداريد و از معاد و روز قيامت‌ نمی‌ترسيد، پس‌ لااقل‌ در دنيا آزاده‌ و جوانمرد باشيد.

بحار الانوار، ج‌ 45، ص51

 


در احوال عبادت كنندگان

امام حسین (ع): عده‌ای‌ از روی‌ طمع‌ عبادت‌ خدا می كنند، اين‌ عبادت‌ سوداگران‌ است‌، و جمعی‌ از ترس‌ بندگيی خدا می‌كنند، اين‌ عبادت‌ بردگان‌ است‌ و برخى‌ به‌ انگيزه‌ شكر خدا را عبادت‌ می كنند، اين‌ عبادت‌ آزادمردان‌ و بهترين‌ عبادتهاست.‌

بحار الانوار، ج‌ 78، ص 117

ستم بر چه كسي؟

 امام حسین (ع): بترس‌ از ستم‌ كردن‌ بر كسی‌ كه‌ به‌ جز خدا ياوری‌ ندارد.

 بحار الانوار، ج‌ 78، ص 118

عقل كامل

امام حسین (ع): عقل‌ كامل‌ نمی‌شود مگر با پيروی‌ از حق‌.

بحار الانوار، ج‌ 78، ص 127

در معرض اتّهام

امام حسین (ع): همنشينی‌ با فاسقان‌ انسان‌ را در معرض‌ اتهام‌ قرار می‌دهد.

بحار الانوار، ج‌ 78، ص 122


رهايي‌ از آتش

امام حسین (ع): گريه‌ از روی‌ ترس‌ از خدا، موجب‌ رهايی‌ از آتش‌ است‌.

مستدرك‌ الوسايل‌، ج‌ 11، ص 245


كم‌خردي

امام حسین (ع): عجله‌ كردن‌، كم‌خردی‌ است.

بحار الانوار، ج‌ 78، ص 122

نشانه‌هاي جاهل و عالم

امام حسین (ع): يكی‌ از نشانه‌های‌ جهل‌ و نادانی‌، نزاع‌ و جدال‌ با غير اهل‌ فكر است‌ از نشانه‌های‌ عالم‌، نقد سخن‌ و انديشه‌ خود و آگاهی‌ از نظرات‌ مختلف‌ است.

‌بحار الانوار، ج‌ 78، ص  119


 رفع گرفتاري مؤمن

امام حسین (ع): كسی‌ كه‌ گرفتاری‌ و اندوه‌ مؤمنی را برطرف‌ كند و او را آسوده‌ كند، خداوند گرفتاری‌ و اندوه‌ دنيا و آخرت‌ را از او رفع‌ می‌كند.

بحار الانوار، ج‌ 78، ص 122

 
نوشته شده در روز ساعت 06:49:42 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
12345678910
صفحه اصلي
يادداشت
دانستنيهاي حج
مقررات حج
گفتگو
مقالات
معرفي كتاب
مؤلفان روحاني
وبلاگ
پيوندها
درباره ما
ارتباط با ما
1,012 تعداد روز
2,922,025 تعداد كل

حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت - معاونت امور روحانيون
طراحي و پياده سازي: مركز كامپيوتر بعثه مقام معظم رهبري