|
بسم الله الرحمن الرحیم
وبه نستعین
دربیان مختصری ازفضائل مسجداعظم کوفه وفضیلت نمازدرآن.
نقل شده است:حضرت آدم ابوالبشرعلیه السلام حدودآن مسجد را معین کرده است ومحدوده مسجد خیلی بیشترازمسجد فعلی بوده است.
شیخ صدوق ازامام صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمود حد مسجدکوفه آخرسراجین (محله خورجین فروشان یامنظوربلندیهای اطراف کوفه )است که بوسیله حضرت آدم علامت گذاری شد ومن اکراه دارم که سواره داخل کوفه شوم به حضرت گفته شد چه کسی آن راتغییرداد حضرت فرمود امااولین تغییرپس طوفان زمان نوح علیه السلام سپس اصحاب کسری ونعمان که مدتی برکوفه وحیره حکومت میکردند سپس زیادابن ابی سفیان آن راتغییرداد.(1)
وحضرت فرمود کانه می بینم یک دیرانی درمسجدکوفه دردیرخودش که مابین زاویه ومنبرواقع است ودرآن دیرهفت اصله نخل وجوددارد وآن دیرانی ازدیرخودش مشرف است برنوح وبااوسخن میگوید.(2)
وصدوق ازابی بصیرروایت کرده است که گفت شنیدم ازابی عبدالله علیه السلام می فرماید چه خوب مسجدی است مسجد کوفه که درآن هزارنبی وهزاروصی نمازخوانده اند وازآن آب ازتنورفوران کردودرآن سفینه نوح به گل نشست درقسمت راست آن رضوان الله ودروسط آن روضه ازروضه های بهشت ودرقسمت چپ آن مکراست یعنی خانه های شیاطین است.(3)
وقول حضرت که فرمود رضوان الله یعنی محل رضای خداوندعا لم وکانه اشاره به کربلا ونجف داردچراکه این دومکان مقدس درسمت راست مسجد واقع شده است وهمینطورمنزل امیرالمومنین وحسنین علیهم السلام وقول حضرت که فرمودمنازل شیاطین اشاره به خانه های بنی امیه دارند.
ازحضرت امیرالمومنین علیه السلام روایت شده است که حضرت فرمودلاتشدالرحال الا فی ثلاثه مساجد المسجدالحرام ومسجدرسول الله صلی الله علیه وآله ومسجدالکوفه بارسفربسته نشود مگربرای رفتن به سه مسجد مسجدالحرام ومسجدرسول الله ومسجدکوفه یعنی این سه مسجد درفضیلت به آن حدرسیده است که سزاواراست انسان ازشهرهای خیلی دوربه این مساجدسفرکندودرآن به اقامه نماز پرداخته وفضیلت آن رادرک کند.(4)
چنانچه روایت شده است حضرت امام سیدالعابدین صلوات الله علیه ازمدینه بکوفه آمدند ودرآن مسجد نمازخواندندوسپس رفتند.
قال النبی صلی الله علیه وآله لمااسری بی مررت بموضع الکوفه
پیامبرفرمودوقتی مرا به معراج بردندازموضع مسجدکوفه مرا عبوردادند
درحالیکه من بر(براق )سواربودم وجبرئیل بامن بودجبرئیل گفت یا محمداینجا کوفان است واینهم مسجدکوفه ومن این مسجدرا بیست(20) بارآن راویرانه دیدم وبیست(20) بارآن راآباد یافتم وبین هرکدام ازدومرتبه پانصد(500)سال فاصله بود.(5)
البته این گفته باآنچه ما آنرا بیان کردیم که حضرت آدم حدودمسجد را معین کرده است منافاتی نداردچراکه بنابرآنچه نقل شده ومشهوراست اینکه اززمان ابتدای خلقت آدم تازمان پیغمبرخاتم صلی الله علیه وآله شش هزار(6000)سال یانزدیک به شش هزارسال فاصله بوده است پس اگرمسجد درزمان آدم علیه السلام بناء شده باشد پس رویت جبرئیل علیه السلام اززمان حضرت آدم تازمان پیامبرخاتم صلی الله علیه وآله دوازده(12) مرتبه می شود واین منافات با بیست مرتبه جبرئیل نخواهدداشت چراکه ممکن است باقی آن مدت که بیست وهشت(28) باردیگرباشد درزمان خلافت ملئکه وجن قبل ازآدم علیه السلام وعمارتهای این مسجد درزمان آنان بوده است که حالا ممکن است باعبادت دراین مسجد بوده است یابناء ظاهروساختمان مسجد.
و روی عن الاصبغ ابن نباته انه قال: بینا نحن ذات یوم حول امیر المومنین علیه السلام فی مسجد کوفه اذ قال " یا اهل الکوفه لقد هباکم الله عزوجل بما لم یهب به احدامن فضله مصلاکم بیت ادم و بیت نوح ئ بیت ادریس و مصلی ابراهیم خلیل و مصلی اخی الخضر علیهم السلام و مصلای".(6)
درکتاب من لایحضره الفقیه روایت شده است ازاصبغ ابن نباته که گفت روزی ماکه درپیرامون امیرالمومنین علیه السلام جمع بودیم درمسجدکوفه فرمودند ای اهل کوفه خداوند به شما چیزی عطا کرده است وبه شمااختصاص داده است که به هیچ کس نداده است ازفضل مصلای شما در خانه آدم و خانه حضرت نوح و خانه حضرت ادریس ومصلی حضرت ابراهیم ومصلی برادرم حضرت خضرومصلای من
و این مسجد شما از جمله چهار مسجدی است که خداوند آن را برگزیده است برای اهل آ ن و کانه مشاهده می کنم که فردای قیامت این مسجد را در دو پیراهن سفید که شبیه به شخص محرم است می آورند و شفاعت می کند به اهل خودش و برای کسا نیکه در آن نماز خوانده اند
و شفاعت این مسجد رد نمی شود و پذیرفته می شود.
و روزها و شبها نمی گذرد تا ا ینکه حجر الاسود در این مسجد نصب می شود و زمانی بر این مسجد خواهد آمد که مصلی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندان من خواهد بود.
و همچنین مصلای هر مومنی خواهد بود و هیچ مومنی روی زمین نمی ماند مگر اینکه قلب او به آن مسجد متمایل است پس آن را ترک مکنید و به خداوند عا لم تقرب بجویید با نماز خواندن در آن مسجد و رغبت کنید به آن مسجد در قضا ء حوائج خود تان از خداوند متعال پس اگر مردم می دانستند چه برکاتی دارد این مسجد هر آینه از همه اقطار زمین بسوی این مسجد می آمدند و لو با کشیده شدن چون حرکت بر روی یخها بصورت سینه خیز و یا سر خوردن رو دست .
قوله علیه السلام : لقد هبا کم الله الخ ای اعطا کم و اختارکم بذلک.
و من فضل مصلاکم بیان لما .
و بیت آدم عطف بیان لمصلاکم.
و احد الاربعه المساجد خبران دخلت علیه اللام للتاکید.
و یحتمل ان یکون المراد بالمساجد الاربعه مسجد مکه و مسجد المد ینه و مسجد البصره و مسجد الکوفه و ان یکون مسجد البصره بدل مسجد بیت المقدس .
و یدل علیه ما روی عن ابی جعفر الباقر علیه السلام قال لابی حمزه الثمالی المساجد الاربعه المسجد الحرام و مسجد الرسول صلی الله علیه و آله و مسجد بیت المقدس و مسجد الکوفه یا اباحمزه الفریضه فیها تعدل حجه و النافله تعدل عمره
قوله علیه السلام : کانی اوتی به ای کانی المشاهده بثیابه بنفسه او بمثاله .
قوله علیه السلام: و لا تذهب الایام و اللیالی الخ
یمکن ان یکون نصب الحجر بطریق الحق من المعصوم علیه السلام لا عدوانا و یکون من خصا ئص زمانه صلواه الله علیه کاشیاء کثیره و یخدش فیه انه لم ینقل من خصا یصه صلوات الله علیه ذلک النقل و التحویل و لعل المراد الاخبار بما وقع عدوانا فی زمن القرامطه حیث نقل الحجر من مکه الی الکوفه ونصبوه فی ذالک المسجدحتی انقرضوا فنقل الی موضعه.
درکشکول ذکرشده است که درسال سیصدوده(310)هجری سالی که قرامطه که فرقه ای ازخوارج بودنددرایام موسم وارد مکه معظمه شدند وحجرالاسودرا برداشته با خود بردند وبه مدت بیست سال نزد آنان ماندوعده زیادی راکشتندوازجمله افرادی که کشته شدعلی ابن بابویه(شاید محمد ابن علی )وی درحال طواف بودوطواف خودراقطع نکردپس باشمشیراوراازپای دراوردند وروی زمین افتاد واین شعررازمزمه میکرد:
تری المحبین صرعی فی دیارهم کفتیه الکهف لم یدرون کم لبثو
واعاده حجرالاسودکه درزمان محمدابن قولویه واقع شده است خودحکایت عجیبی دارد:
حکایت شده است وقتی که محمدابن قولویه شنید که حجرالاسودرابه مکه برمی گردانندتصمیم گرفت بااین کاروان حرکت نماید چراکه قصدرویت حضرت صاحب الامرراداشتندچراکه می دانست هیچ کس حجرالاسودرادرموضع خودنخواهدگذاشت مگر کسی که خداونداورامعصوم قرارداده است پس ازاینکه بکوفه رسید به شدت مریض شد که امکان حرکت باآن کاروان رانتوانست پس یکی ازامنای خودرابااموال زیادی برای متولیان وخدام حرم فرستاد وبه وی گفت که ازآنان بخواهد که وی رادرنزدیک رکن قراردهند که درهنگام نصب حجرالاسودشاهد باشد وبوسیله این شخص امین نامه سربه مهربه صاحب الامرصلوات الله علیه ارسال نمود وبه اوگفت هرفردی که حجرالاسودرادرجای خودقرارداد نامه رابه آن بدهد پس آن شخص امین باکاروان حجرالاسودحرکت نمود تا به مکه رسیدآنچه که به او امرشده بودانجام داد در هنگام نصب حجرالاسود قوام مسجدالحرام وی رادرنزدیک رکن حاضرکردند پس شیوخ عرب وبزرگان آنان را مشاهده کردکه آمدند وحجررادریک پیراهن گذاشته وهمه آن رابالابرده تامحاذی جایگاه رسانیده دراین هنگام یک جوان خوش سیما حجررا ازمیان آن پیراهن برداشته وبه جای خودگذاشت وازبین آن قوم ازمسجد بیرون رفت این شخص امین به سرعت پشت سروی خارج گردیدتااینکه به پشت کوههای مکه رسیدند پس آن جوان صدا کرد فلانی آن نامه را به من بدهیدکه ازجانب محمد ابن قولویه است پس آن امین رفت وآن نامه رابه وی دادپس به اوگفت به محمدابن قولویه بگو من دعاکردم وازخداوندعافیت توراطلب کردم وخداوندوی راشفادادوازاین مرض سخت رهائی خواهی یافت وتوبه مریضی سختی دچارخواهی شدکه هرکه تورامی بیندازرهاشدن ازآن مرض ناامیدمی شودولی ازآن مرض هم تامدت سی سال دیگر رهایی خواهی یافت پس درساعتی ازشب که خداوندتوراقبض روح می کنددرحالیکه هیچ گونه مرضی نخواهی داشت سپس آن جوان ازدیدمن غایب شدپس آن فرستنده می گویدمن دراین وقت دانستم که این شخص صاحب الامرعلیه السلام بود وپس ازبازگشت به بغداد به محمدابن قولویه به آنچه دیده وشنیده خبردادومحمدابن قولویه پس ازاین واقعه مرضهای زیادی مبتلا شدمرضهای شدیدی که همه اطباء واقرباء مایوس می شدندووی آنها رادلداری می دادومی فرمود:"ازاین مرض من ازدنیا نخواهم رفت". ولیکن آن شب موعود که رسیدهمه اقرباء راودوستان خودراجمع کرده وبا آنان وداع کرده وچنین گفت :
که من امشب درفلان ساعت ازاین شب دارفانی راوداع خواهم کرد.به او گفتند تو به امراض زیادی مبتلاشده ای که ما همه ازتو قطع امید می کردیم وتومارا دلداری میدادیدوتو امشب که هیچ کسا لتی نداریدوعارضه ندارید پس گفته توازکجااست وازکجا خبرداری پس این حکایت رابرای آنان نقل کردودرآن شب قبض روح گردید قدس الله روحه درهمان ساعت موعود.
واین حکایت راازجده من ثقه عالمه وفاضله زاهده عابده آمنه بنت علامه مولانا محمدتقی مجلسی رحمه الله تعالی شارح کتاب فقیه طاب ثراهما وجعل الفردوس مثویهما.
وفی قوله علیه السلام ولاتذهب الایام واللیالی.
شاید تاییدی برای آنچه ذکرکردیم باشدچراکه دلالت برقرب عهدآقاامیرالمومنین علیه السلام واقع شده است.
قوله علیه السلام ولوحبواعلی الثلج قال فی النهایه :
الحیوان یمشی علی دیه ورکبتیه اواسته وحبا البعیر اذابرک ثم زحف من الاعیاء وحب الصبی اذ ازحف انتهی .
مرادازاین نحو آمدن به سمت مسجد کوفه مبالغه درآمدن است ولوروی یخ آمدن باشد یا اینکه این نحو راه رفتن سخت ترین راه رفتن است پس اگر آن فضیلت را بداند با هر وضعی خود را به آن مسجد میرساند نه اینکه اینگونه راه رفتن مستحب باشد که از ظاهر اخبار عدم استحباب است ولیکن بعید نیست استحباب این گونه مشی با علم به آن فضیلت و آنچه حق و واقعیت آن است.
خلاصه فضل مسجد اعظم کوفه بر سایر مساجد و فضیلت عبادت در آن مسجد از اخبار متفق علیه بین خاصه و عامه است و انچه را که ذکر کردیم شما را کفایت است.
(1): من لایحضره الفقیه.ج 1. ص 230.
(2):همان. ص 231.
(3):همان.
(4) من لایحضره الفقیه. همان. 231.
(5):همان.
(6):همان.ص 231_232 .
|
|