چاپ

 
عنوان: «ضیافت نور و رحمت»
نام و نام خانوادگي: سيد حسين،  كريم پورمرزوني
نوع نوشته: جزوه كيفيت اثر: تدوين
موضوع:  اسرار حج ناشر:
زبان اصلي: فارسي محل نشر:
عنوان به زبان اصلي: سال نشر:
   دريافت فايل پيوست
چكيده:
این متن قسمتی از اسرار حج است که برای آشنایی زائران نوشته شد و در اختیار آنها قرار گرفت خواهشمند است این مطلب در قسمت ره آورد حج قرار داده شود
«ضیافت نور و رحمت»

بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامنا هذا و فی کل عام »
با این دعا که در شبهای قدر به زبان آوردی شایسته دعوت خدای مهربان می شوی که تو را بسوی خانه خود فراخوانده تا تو مهمان او باشی و در حرم امنش آرامش و از سفره نورانی اش برکت گیری.
پس با لباسی پاک و جسمی نظیف و قلبی تطهیر شده خود را آماده این سفر می کنی .
در«میقات» به وعده گاه الهی وارد میشوی و با «غسل احرام» خود را از خطاها و گناهان شستشو می دهی پس آنگاه لباس گناه و خود بینی و برتری جویی را از خود دور و «لباس احرام» لباس طاعت و بندگی را برتن می کنی.
در«نیت احرام» با خود تصمیم میگیری که غیرخدا را رها کنی و هرچه خدا آنرا حرام نموده و مایة آلودگی است بر خود حرام کنی.
در هنگام«لبیک» با خود می اندیشی این زبان که با اجابت دعوت حق و یاد او نورانی شده باید همیشه تحت فرمان او باشد و بر همه آلودگی ها و گناهان بسته بماند.
و چون وارد «حرم» امن الهی می شوی توجه داری که همه چیز حتی گیاه و حیوان باید از شرّ تو در امان باشد چه رسد به انسان و آبروی افراد.
و چون وارد«مکه» می شوی بر این باوری که «خدایا به قصد تو آمدم» نه به قصد تجارت ،شهرت و یا سیاحت .وقتی در مقابل درب «مسجد الحرام» می رسی دست حاجت بسوی قاضی الحاجات دراز می کنی و می گویی خدایا فقر و تنگدستی ام و امید به احسان تو مرا به اینجا آورده است و ترس از عذاب تو مرا پناهنده به تو نموده است «اللهم البیت بیتک و الحرم حرمک و العبد عبدک و هذا مقام العائذ بک من النار».
و هنگامی که نگاه تو به تجلی گاه عرش الهی «کعبه» می افتد در برابر عظمتش به سجده می افتی در دل غوغایی داری هم شوق دیدار داری و هم مبهوت آن همه عظمت هستی ،هم شکر این همه لطف بر زبان داری هم لبخند اشک بر دیدگان .
به سویش گام برمی داری می خواهی به دور این خانه چهارگوشه «طواف» کنی می بایستی هفت بار دور این خانه بگردی تا روحت عرشی شده تا آسمان هفتم بالا رود و در طواف با فرشتگان همراه شود هدف آن است که چهار ستون عرش «سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر» را در قلبت بنشانی که «قلب المؤمن عرش الرحمن» است.
از «حجر الأسود» شروع می کنی که دست خدا در زمین است پس به او اشاره کرده و الله اکبر میگویی تا با خدا پیمان بندی که همیشه در طاعت و بندگی او باقی باشی و این سنگ چه شاهد خوبی است بر وفای تو به این عهد.
کمی جلوتر در مقابل درب خانه کعبه به «حطیم» می رسی ، با فضیلت ترین َمکان در کنار کعبه ،آکنده از قبور انبیاءالهی و نقطه آغاز نهضت جهانی امام زمان (عج).
بعد از آن «مقام ابراهیم»را در کنار خود می بینی سنگی که به امر الهی اثر پای ابراهیم(ع)را در خود حفظ کرده نشانه ای است تا راه بسوی خانه را گم نکنی.
باید«حجر اسماعیل» را هم در طواف خود قراردهی چون مدفن انبیاء و اولیاء و هاجر و اسماعیل علیهم السلام است و در نزد خدا حرمت مؤمن کمتر از خانه او نیست.
در گوشه دیگر این کعبه به «رکن یمانی»میرسی همانجا که پیامبر آن را در آغوش می گرفت چون دروازه رحمت الهی و باعث زدودن گناهان است این همان نقطه ای است که مولود کعبه از آن بیرون آمد تا برای همه صاحب خانه معلوم شود.
پس از طواف به «نماز» می ایستی پشت مقام ابراهیم چرا که باید تابع باشی و قدم در قدمگاه انبیاء بگذاری و ابراهیم گونه نمازخوانده در حال نماز خلوص و خضوع و حضور قلب داشته باشی.
کمی پایین تر وقتی از بهترین آب روی زمین «زمزم» می نوشی و تبرک می جویی می گویی:«خدایا من از جام طاعت تو نوشیدم می خواهم جام معصیتت را ترک گویم.خدایا این آب را مایه شفاء و نور قلب من قرار بده.»
پس از آن بسوی «صفا» روان می شوی تا از آنجا به «مروه»روی و در این تردد و «سعی»ات می خواهی ترس و اضطراب خود از عواقب گناه و امید و توکلت به رحمت الهی را به نمایش بگذاری. می خواهی هم از صفا صافی شدن و ناب شدن را بر گیری و هم از مروه مروت و مردانگی را.
در پایان عمره در مروه تقصیر می کنی تا تعبد و تسلیم شدن خود نسبت به فرمان الهی رانشان دهی.آنگاه از احرام خارج می شوی، که این عمره هم آبادانی و عمارت خانه خداست و هم آمادگی و آغازی است برای حج اکبر.
برای حجة الاسلام باید بار دیگر محرم شوی، از حرم خارج و به«عرفات» وارد می شوی
آنجا باید بر معرفتت بیفزایی، باید بدانی که خداوند بر قلبت آگاه است،باید اعتراف به گناه کنی و با اشک چشمت قلبت را شستشو دهی تا مشمول رحمت الهی شوی. پس در کنار «جبل الرحمه» «وقوف» می کنی و دعای «عرفه» امام حسین علیه السلام را زمزمه می کنی، شاید ابر رحمت بر تو سایه افکن شود.
آنگاه بسوی «مشعرالحرام» حرکت می کنی، باید ساعتی چند در آنجا توقف نمایی. این توقف برای آن است که دلت را باشعار تقوی آگاه کنی و با یاد خدا و ترس از قیامت زنده نمایی.
در اینجاست که با جمع کردن سنگریزه ها نیرو می گیری و خود را مسلح می کنی تا با شیطان به نبرد برخیزی و با هر عصیانی بستیزی.
پس از آن وقتی که به منا می رسی باید احساس کنی که به مطلوب و خواسته ات رسیده ای و حاجتت بر آورده شده چرا که منا سرزمین آرزوهاست. اما باید آرزوهایت را به رنگ خدا در آوری. برای رسیدن به این مقصود:
اول باید شیطان را از خود برانی و دربهای نفوذ را به روی او ببندی
دوم باید محبت دنیا و طمع به آن را در درون خود قربانی کنی
سوم باید خودخواهی و دلبستگی به خود را از ریشه قطع(و حلق) کنی
پس از این مراحل و اعمال شایسته آنی که به خانه دوست در آیی و در رحمت او داخل شوی. حال که به این خانه وارد شدی باید تلاش کنی که همیشه در آن باقی شوی.

www.Beseh-Rohani.ir